سمیه شوریابی؛ روزنامه نگار
تورم در اقتصاد ایران دیگر یک شاخص آماری یا عددی در گزارشهای رسمی نیست بلکه به واقعیتی ملموس در زندگی روزمره مردم تبدیل شده است.
هر بار مراجعه به بازار، خرید سادهترین اقلام خوراکی یا پرداخت اجارهبها، یادآور این حقیقت است که قدرت خرید خانوارها با سرعتی بیشتر از درآمدشان در حال کاهش است. تورم امروز، نه یک پدیده مقطعی، بلکه به یک بیماری مزمن در ساختار اقتصاد کشور بدل شده است.
افزایش مداوم قیمت کالاهای اساسی از نان و لبنیات گرفته تا مسکن و خدمات درمانی، فشار مضاعفی بر دهکهای متوسط و پایین وارد کرده است. در چنین شرایطی، حقوق و دستمزدها عملاً از تورم عقب ماندهاند و شکاف میان هزینه و درآمد هر روز بزرگتر میشود. نتیجه این روند، کوچکتر شدن سفره خانوار، کاهش پسانداز و افت سرمایهگذاری در بخشهای مولد اقتصاد است.
ریشههای این وضعیت را میتوان در ترکیبی از کسری بودجه مزمن دولت، رشد نقدینگی، نوسانات ارزی و ضعف سیاستهای تولیدی جستوجو کرد. وقتی منابع مالی دولت از مسیرهای ناپایدار تأمین میشود و پایه پولی افزایش مییابد، تورم به شکل اجتنابناپذیری خود را نشان میدهد. از سوی دیگر، نااطمینانیهای اقتصادی و کاهش سرمایهگذاری نیز به کاهش عرضه و تشدید گرانی دامن میزند.
این در حالی است که در بسیاری از کشورهای جهان، بانکهای مرکزی با ابزارهایی مانند افزایش نرخ بهره یا سیاستهای انقباضی تلاش میکنند تورم را مهار کنند؛ حتی اگر این تصمیمها به کاهش موقت رشد اقتصادی منجر شود. اما در ایران، نبود انضباط مالی و محدودیتهای ساختاری باعث شده کنترل پایدار تورم به هدفی دستنیافتنی تبدیل شود.
تورم تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ پیامدهای اجتماعی و روانی گستردهای نیز دارد. افزایش نابرابری، کاهش رفاه عمومی، بیثباتی در تصمیمگیری خانوارها و حتی مهاجرت نیروی کار، بخشی از نتایج تداوم این روند است. جامعهای که هر روز نگران افزایش قیمتهاست، کمتر میتواند به آینده امیدوار باشد یا برای توسعه برنامهریزی کند.
اکنون بیش از هر زمان دیگر، اقتصاد کشور نیازمند تصمیمهای سخت اما ضروری است: انضباط بودجهای، مهار رشد نقدینگی، حمایت واقعی از تولید و بازگرداندن ثبات به بازار ارز. بدون چنین اصلاحاتی، تورم همچنان بهعنوان مالیاتی پنهان از جیب مردم برداشت خواهد کرد.
تورم شاید در جداول آماری با درصدها سنجیده شود، اما در زندگی مردم با کاهش کیفیت زندگی معنا پیدا میکند؛ و تا زمانی که این زخم درمان نشود، هیچ نشانهای از بهبود پایدار اقتصاد دیده نخواهد شد.








