دلار: 188,000 تومان
یورو: 217,300 تومان
پوند انگلیس: 253,150 تومان
درهم امارات: 50,991 تومان
یوان چین: 28,010 تومان
دینار بحرین: 499,000 تومان
دینار کویت: 608,340 تومان
ریال عربستان: 50,063 تومان
دینار عراق: 132.1 تومان
لیر ترکیه: 3,950 تومان
ین ژاپن: 1,232 تومان
طلا 18 عیار: 18,560,500 تومان
انس طلا: 798,546,920 تومان
مثقال طلا: 80,396,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,748,500 تومان
طلا دست دوم: 18,314,072 تومان
نقره 925: 366,167 تومان
سکه گرمی: 27,000,000 تومان
نیم سکه: 94,500,000 تومان
ربع سکه: 52,500,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 182,290,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 10,525,932,000 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 501,753.2 تومان
بنزین: 532,265.6 تومان
نفت خام: 14,120,492 تومان
گازوییل: 225,363,120 تومان
نفت اپک: 15,118,960 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 188,000 تومان
یورو: 217,300 تومان
پوند انگلیس: 253,150 تومان
درهم امارات: 50,991 تومان
یوان چین: 28,010 تومان
دینار بحرین: 499,000 تومان
دینار کویت: 608,340 تومان
ریال عربستان: 50,063 تومان
دینار عراق: 132.1 تومان
لیر ترکیه: 3,950 تومان
ین ژاپن: 1,232 تومان
طلا 18 عیار: 18,560,500 تومان
انس طلا: 798,546,920 تومان
مثقال طلا: 80,396,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,748,500 تومان
طلا دست دوم: 18,314,072 تومان
نقره 925: 366,167 تومان
سکه گرمی: 27,000,000 تومان
نیم سکه: 94,500,000 تومان
ربع سکه: 52,500,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 182,290,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 10,525,932,000 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 501,753.2 تومان
بنزین: 532,265.6 تومان
نفت خام: 14,120,492 تومان
گازوییل: 225,363,120 تومان
نفت اپک: 15,118,960 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 191104237270
اقتصادروزنامه

اقتصاد ایران در مسیر ابرتورم است؟

مریم غدیرپور؛ روزنامه نگار

ابرتورم یکی از شدیدترین و مخرب‌ترین پدیده‌های اقتصاد کلان است که پیامدهای آن فراتر از افزایش سطح عمومی قیمت‌ها بوده و بنیان‌های اعتماد، برنامه‌ریزی و کارکرد عادی اقتصاد را به‌طور بنیادین تضعیف می‌کند.

در ادبیات اقتصادی، ابرتورم به وضعیتی اطلاق می‌شود که در آن نرخ تورم ماهانه به حدود پنجاه درصد یا بیشتر می‌رسد؛ معیاری که نخستین‌بار توسط فیلیپ کاگان ارائه شد و به‌عنوان آستانه رسمی ورود اقتصاد به فاز ابرتورمی شناخته می‌شود.
برخلاف برداشت رایج، ابرتورم صرفا به معنای گرانی شدید نیست. تفاوت بنیادین آن با تورم‌های بالا یا مزمن در فروپاشی نقش پول به‌عنوان ذخیره ارزش و ابزار برنامه‌ریزی اقتصادی نهفته است.

در چنین شرایطی، پول ملی قابلیت اعتماد خود را از دست می‌دهد؛ مردم تمایلی به نگهداری پول حتی برای دوره‌های بسیار کوتاه ندارند و سرعت گردش پول به‌شدت افزایش می‌یابد. دریافت حقوق و دستمزد عملابی‌معنا می‌شود، پس‌انداز کارکرد خود را از دست می‌دهد و تصمیم‌گیری‌های اقتصادی به افق‌های کوتاه‌مدت محدود می‌شود.

در تورم‌های بالا اما غیرابرتورمی، عاملان اقتصادی هنوز می‌توانند آینده‌ای قابل تصور برای خود ترسیم کرده و بر اساس آن برنامه‌ریزی کنند. اما در ابرتورم، آینده عملا محو می‌شود. نااطمینانی فراگیر، انتظارات تورمی را از کنترل خارج می‌کند و هر شوک منفی، حتی در مقیاسی محدود، می‌تواند به جهش‌های شدید قیمتی بینجامد.

تجربه آلمان در دوران جمهوری وایمار نشان می‌دهد که چگونه فروپاشی اعتماد پولی می‌تواند پول ملی را ظرف مدت کوتاهی از کار بیندازد؛ جایی که قیمت‌ها طی چند روز دو برابر می‌شد و مارک عملا نقش خود را به‌عنوان واحد سنجش ارزش از دست داده بود.

ریشه اصلی ابرتورم را باید در کسری بودجه مزمن دولت جست‌وجو کرد. هنگامی که دولت هزینه‌هایی فراتر از درآمدهای پایدار خود دارد و امکان تامین مالی سالم از طریق مالیات یا بازار بدهی فراهم نیست، به استقراض مستقیم یا غیرمستقیم از بانک مرکزی متوسل می‌شود.

این فرآیند به افزایش پایه پولی و خلق پول پرقدرت می‌انجامد. نکته کلیدی آن است که این پول غالبا وارد بخش مولد اقتصاد نمی‌شود، بلکه صرف پوشش هزینه‌های جاری دولت می‌گردد؛ وضعیتی که بدون افزایش تولید کالا و خدمات، تنها به رشد سطح عمومی قیمت‌ها منجر می‌شود.

با تشدید تورم، چرخه‌ای معیوب و خودتقویت‌شونده شکل می‌گیرد. افزایش قیمت‌ها ارزش واقعی درآمدهای مالیاتی دولت را کاهش می‌دهد و کسری بودجه را عمیق‌تر می‌کند.

در نتیجه، دولت بیش از پیش به چاپ پول وابسته می‌شود و تورم شدت می‌گیرد. تجربه ونزوئلا به‌روشنی نشان می‌دهد که اتکای مزمن دولت به منابع بانک مرکزی، در کنار افت تولید و بی‌اعتمادی عمومی، چگونه به فروپاشی پول ملی و گسترش دلاریزاسیون انجامید.

در موارد حاد، این چرخه می‌تواند به کنار گذاشته شدن کامل پول ملی بینجامد. تجربه زیمبابوه در دهه دو هزار میلادی نمونه‌ای گویاست که در آن، نرخ‌های تورم نجومی موجب شد پول ملی عملا بی‌ارزش شود و اقتصاد برای انجام مبادلات روزمره به ارزهای خارجی پناه ببرد. هرچند این اقدام به مهار فوری تورم کمک کرد، اما به بهای از دست رفتن حاکمیت پولی و تضعیف ظرفیت سیاست‌گذاری اقتصادی تمام شد.

در شرایط ابر تورمی، اقتصاد به سمت دلاریزه شدن حرکت می‌کند و قیمت‌گذاری کالاها و خدمات بر مبنای ارز خارجی انجام می‌شود. پول ملی صرفا برای پرداخت‌های اجباری یا کوتاه‌مدت به کار می‌رود و کارکردهای اساسی خود را از دست می‌دهد. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که ابرتورم پدیده‌ای نیست که بتوان آن را با دستور، کنترل‌های قیمتی یا سیاست‌های مقطعی مهار کرد.

مهار پایدار ابرتورم مستلزم مجموعه‌ای از اصلاحات هم‌زمان است: مهار کسری بودجه دولت، توقف تأمین مالی تورمی، تقویت استقلال بانک مرکزی، ایجاد یک لنگر اسمی معتبر و بازسازی اعتماد عمومی. بدون اراده سیاسی قوی برای اجرای این اصلاحات، هرگونه ثبات ظاهری شکننده و موقتی خواهد بود.

در نهایت، ابرتورم صرفا یک بحران قیمتی نیست، بلکه نشانه فروپاشی نظام پولی و مالی است؛ وضعیتی که هزینه‌های اقتصادی، اجتماعی و نهادی آن، برای سال‌ها بر مسیر توسعه یک کشور سایه می‌اندازد.پ

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا