دلار: 194,290 تومان
یورو: 223,050 تومان
پوند انگلیس: 262,140 تومان
درهم امارات: 53,574 تومان
یوان چین: 28,700 تومان
دینار بحرین: 515,480 تومان
دینار کویت: 629,770 تومان
ریال عربستان: 51,738 تومان
دینار عراق: 146.3 تومان
لیر ترکیه: 4,165 تومان
ین ژاپن: 119,900 تومان
طلا 18 عیار: 19,079,900 تومان
انس طلا: 780,453,215.5 تومان
مثقال طلا: 82,625,000 تومان
طلا 24 عیار: 25,431,800 تومان
طلا دست دوم: 18,819,728 تومان
نقره 925: 342,417 تومان
سکه گرمی: 28,500,000 تومان
نیم سکه: 97,120,000 تومان
ربع سکه: 54,670,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 185,970,000 تومان
آلومینیوم: 614,859,848.5 تومان
مس: 2,625,019,160.7 تومان
سرب: 366,174,477.2 تومان
نیکل: 3,305,772,462.7 تومان
قلع: 10,220,625,450 تومان
روی: 684,833,392 تومان
گاز طبیعی: 566,549.6 تومان
بنزین: 658,837.3 تومان
نفت خام: 16,023,096.3 تومان
گازوییل: 228,922,192.5 تومان
نفت اپک: 16,201,843.1 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 194,290 تومان
یورو: 223,050 تومان
پوند انگلیس: 262,140 تومان
درهم امارات: 53,574 تومان
یوان چین: 28,700 تومان
دینار بحرین: 515,480 تومان
دینار کویت: 629,770 تومان
ریال عربستان: 51,738 تومان
دینار عراق: 146.3 تومان
لیر ترکیه: 4,165 تومان
ین ژاپن: 119,900 تومان
طلا 18 عیار: 19,079,900 تومان
انس طلا: 780,453,215.5 تومان
مثقال طلا: 82,625,000 تومان
طلا 24 عیار: 25,431,800 تومان
طلا دست دوم: 18,819,728 تومان
نقره 925: 342,417 تومان
سکه گرمی: 28,500,000 تومان
نیم سکه: 97,120,000 تومان
ربع سکه: 54,670,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 185,970,000 تومان
آلومینیوم: 614,859,848.5 تومان
مس: 2,625,019,160.7 تومان
سرب: 366,174,477.2 تومان
نیکل: 3,305,772,462.7 تومان
قلع: 10,220,625,450 تومان
روی: 684,833,392 تومان
گاز طبیعی: 566,549.6 تومان
بنزین: 658,837.3 تومان
نفت خام: 16,023,096.3 تومان
گازوییل: 228,922,192.5 تومان
نفت اپک: 16,201,843.1 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 270405248772
اخبار روز-اسلایدر صفحه اصلیروزنامهصنعت معدن تجارت

سرمایه‌ای که پس از جنگ نباید از دست برود

پریسا غفاری؛ روانشناس صنعتی سازمانی

جنگ، پیش از آنکه زیرساخت‌های اقتصادی را ویران کند، زیرساخت‌های روانی یک جامعه را فرسوده می‌کند.

کارخانه‌ها را می‌توان دوباره ساخت، تجهیزات را می‌توان جایگزین کرد و زنجیره‌های تأمین را می‌توان بازآفرینی کرد؛ اما بازسازی اعتماد، امید و احساس امنیت، فرآیندی به‌مراتب دشوارتر و زمان‌برتر است.

در هفته‌ها و ماه‌های پس از هر بحران گسترده، نگاه مدیران معمولاً به شاخص‌هایی مانند تولید، نقدینگی، فروش و بهره‌وری معطوف می‌شود. این شاخص‌ها بدون تردید اهمیت دارند، اما یک واقعیت اساسی را پنهان می‌کنند: سازمان‌ها پیش از آنکه مجموعه‌ای از ساختمان‌ها، ماشین‌آلات و فرایندها باشند، شبکه‌ای از انسان‌ها هستند. اگر این شبکه انسانی آسیب دیده باشد، هیچ برنامه بازسازی اقتصادی به‌تنهایی نمی‌تواند سازمان را به ظرفیت واقعی خود بازگرداند.

روان‌شناسی، تجربه جنگ را صرفاً یک رویداد تاریخی یا سیاسی نمی‌داند؛ بلکه آن را رویدادی بالقوه آسیب‌زا می‌داند که می‌تواند احساس امنیت، پیش‌بینی‌پذیری و کنترل را در افراد مختل کند. هنگامی که این تجربه در مقیاس یک جامعه رخ می‌دهد، با پدیده‌ای مواجه هستیم که از آن با عنوان تروما‌ی جمعی (Collective Trauma) یاد می‌شود؛ زخمی که نه ‌فقط در حافظه افراد، بلکه در روابط، هنجارها و فرهنگ سازمانی نیز باقی می‌ماند.

در چنین شرایطی، بسیاری از رفتارهایی که مدیران به‌عنوان افت عملکرد تفسیر می‌کنند، ممکن است واکنش‌های طبیعی به فشارهای روانی باشند. کاهش تمرکز، افت حافظه کاری، دشواری در تصمیم‌گیری، کاهش خلاقیت، افزایش تعارض، فرسودگی و حساسیت بیشتر به ابهام، همگی با آنچه علوم اعصاب درباره عملکرد مغز در شرایط تهدید توضیح می‌دهد، سازگار هستند. مغز انسان در مواجهه با خطر، منابع خود را از یادگیری و نوآوری به سمت بقا هدایت می‌کند. این یک نقص نیست؛ سازوکاری تکاملی برای حفظ حیات است.

از همین‌رو، بازگشت کارکنان به محل کار، لزوماً به معنای بازگشت ظرفیت روانی آنان نیست.

در ادبیات جدید مدیریت، مفهوم سازمان آگاه از تروما (Trauma-Informed Organization) پاسخی به همین واقعیت است. این رویکرد بر این اصل استوار است که رهبران سازمانی، پیش از قضاوت درباره رفتار کارکنان، باید زمینه روان‌شناختی آن رفتار را درک کنند. پرسش کلیدی دیگر این نیست که «چرا عملکرد کاهش یافته است؟» بلکه این است که «کارکنان چه تجربه‌ای را از سر گذرانده‌اند و این تجربه چگونه بر عملکرد آنان اثر گذاشته است؟»

این تغییر زاویه نگاه، پیامدهای مهمی برای مدیریت دارد. در چنین شرایطی، رهبر سازمان دیگر صرفاً مدیر عملیات نیست؛ بلکه معمار اعتماد است. او باید فضایی ایجاد کند که کارکنان بتوانند درباره نگرانی‌های خود صحبت کنند، بدون ترس سؤال بپرسند، خطاهایشان را پنهان نکنند و احساس کنند که دیده و شنیده می‌شوند. پژوهش‌های ایمی ادمونسون نشان داده است که «امنیت روان‌شناختی» یکی از مهم‌ترین پیش‌نیازهای یادگیری، نوآوری و عملکرد پایدار تیم‌هاست؛ به‌ویژه در محیط‌های پرابهام و پرتنش.

در کنار امنیت روان‌شناختی، مفهوم دیگری نیز اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند: سرمایه روان‌شناختی ((Psychological Capital)فرد لوتانز و همکارانش این سرمایه را مجموعه‌ای از چهار ظرفیت قابل توسعه می‌دانند: امید، خودکارآمدی، تاب‌آوری و خوش‌بینی. برخلاف سرمایه مالی یا فیزیکی، این سرمایه در صورت توجه رهبران سازمان می‌تواند تقویت شود و پژوهش‌های متعدد نشان داده‌اند که با عملکرد، تعهد، خلاقیت و سلامت روان کارکنان رابطه‌ای معنادار دارد.

از این منظر، شاید مهم‌ترین پرسش مدیران پس از بحران این نباشد که «چگونه سریع‌تر به سطح تولید پیش از جنگ بازگردیم؟» بلکه این باشد که «چگونه امید، اعتماد و احساس توانمندی را در انسان‌هایی که قرار است این بازسازی را انجام دهند، احیا کنیم؟»

تجربه کشورهایی که جنگ، بلایای طبیعی یا بحران‌های گسترده را پشت سر گذاشته‌اند، نشان می‌دهد بازسازی پایدار تنها زمانی رخ می‌دهد که بازسازی اقتصادی و بازسازی روان‌شناختی هم‌زمان پیش بروند. نادیده گرفتن هر یک از این دو، دیگری را نیز تضعیف خواهد کرد.

با این حال، ادبیات روان‌شناسی تنها از آسیب سخن نمی‌گوید. پژوهش‌های ریچارد تدسکی و لارنس کالهون درباره «رشد پس از سانحه» نشان می‌دهد که انسان‌ها و حتی سازمان‌ها، در صورت برخورداری از حمایت، رهبری اثربخش و فرصت یادگیری، می‌توانند پس از بحران صرفاً به وضعیت پیشین بازنگردند، بلکه ظرفیت‌های تازه‌ای برای همکاری، نوآوری و معنا خلق کنند. این رشد، پیامد خودِ رنج نیست؛ بلکه نتیجه شیوه مواجهه با رنج است.

امروز، سازمان‌های ایرانی بیش از هر زمان دیگری به رهبرانی نیاز دارند که بدانند بازسازی، فقط پروژه‌ای عمرانی یا اقتصادی نیست؛ پروژه‌ای انسانی است. آینده

سازمان‌ها را نه فقط فناوری، نه فقط سرمایه و نه فقط استراتژی، بلکه کیفیت ذهن و روان انسان‌هایی تعیین می‌کند که هر روز برای ساختن آن آینده تصمیم می‌گیرند.

شاید مهم‌ترین سرمایه‌ای که پس از هر جنگ باید از آن محافظت کرد، سرمایه‌ای باشد که در هیچ ترازنامه‌ای ثبت نمی‌شود؛ سرمایه روان‌شناختی انسان‌ها. زیرا بازسازی واقعی، نه از بتن و فولاد، بلکه از امید، اعتماد و معنا آغاز می‌شود.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا