دلار: 188,610 تومان
یورو: 216,110 تومان
پوند انگلیس: 255,010 تومان
درهم امارات: 52,071 تومان
یوان چین: 27,910 تومان
دینار بحرین: 501,410 تومان
دینار کویت: 610,460 تومان
ریال عربستان: 50,225 تومان
دینار عراق: 141.9 تومان
لیر ترکیه: 4,045 تومان
ین ژاپن: 116,380 تومان
طلا 18 عیار: 18,225,700 تومان
انس طلا: 753,476,202.9 تومان
مثقال طلا: 78,766,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,244,900 تومان
طلا دست دوم: 17,948,724 تومان
نقره 925: 329,712 تومان
سکه گرمی: 28,000,000 تومان
نیم سکه: 94,820,000 تومان
ربع سکه: 53,630,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 180,640,000 تومان
آلومینیوم: 598,238,856.3 تومان
مس: 2,564,865,895.8 تومان
سرب: 354,073,780.8 تومان
نیکل: 3,254,678,679.3 تومان
قلع: 10,111,382,100 تومان
روی: 672,592,690.5 تومان
گاز طبیعی: 556,399.5 تومان
بنزین: 631,994.3 تومان
نفت خام: 15,177,446.7 تومان
گازوییل: 218,057,679.3 تومان
نفت اپک: 16,250,637.6 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 188,610 تومان
یورو: 216,110 تومان
پوند انگلیس: 255,010 تومان
درهم امارات: 52,071 تومان
یوان چین: 27,910 تومان
دینار بحرین: 501,410 تومان
دینار کویت: 610,460 تومان
ریال عربستان: 50,225 تومان
دینار عراق: 141.9 تومان
لیر ترکیه: 4,045 تومان
ین ژاپن: 116,380 تومان
طلا 18 عیار: 18,225,700 تومان
انس طلا: 753,476,202.9 تومان
مثقال طلا: 78,766,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,244,900 تومان
طلا دست دوم: 17,948,724 تومان
نقره 925: 329,712 تومان
سکه گرمی: 28,000,000 تومان
نیم سکه: 94,820,000 تومان
ربع سکه: 53,630,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 180,640,000 تومان
آلومینیوم: 598,238,856.3 تومان
مس: 2,564,865,895.8 تومان
سرب: 354,073,780.8 تومان
نیکل: 3,254,678,679.3 تومان
قلع: 10,111,382,100 تومان
روی: 672,592,690.5 تومان
گاز طبیعی: 556,399.5 تومان
بنزین: 631,994.3 تومان
نفت خام: 15,177,446.7 تومان
گازوییل: 218,057,679.3 تومان
نفت اپک: 16,250,637.6 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 151004234907
اقتصاداقتصاد کلانبازارها و خدمات مالیروزنامه

طنز تلخ توسعه از رشد منابع تا سقوط پول

علیرضا محمودی‌فرد؛ استاد دانشگاه و تحلیل‌گر اقتصادی

سقوط ارزش پول ملی یک کشور، تنها یک شاخص اقتصادی خشک و بی‌روح نیست؛ بلکه روایت‌گر شکست در مدیریت اعتماد، ناکامی در تولید ثروت مولد و انعکاس‌دهنده‌ی بحران هویت اقتصادی یک ملت است.

کاهش “افسارگسیخته” ارزش ریال ایران در دهه‌های اخیر، پدیده‌ای تصادفی یا مقطعی نبوده، بلکه حاصل تراکم ساختاری اشتباهات، سوءمدیریت‌ها و انتخاب‌های نادرست در عرصه‌ی سیاست‌گذاری کلان است. این نوشتار، فراتر از تحلیل‌های مرسوم، در پی واکاوی لایه‌های پنهان این تراژدی اقتصادی است.

لایه اول: بیماری هلندی مزمن و فروپاشی تولید

ایران نمونه‌ی کلاسیک «بیماری هلندی» در بدترین شکل ممکن است. تزریق درآمدهای نفتی به اقتصاد، بدون ایجاد ظرفیت‌های مولد، دو پیامد ویران‌گر داشت:

۱. تخریب پایه‌های تولیدی: سیل ارز نفتی، باعث تقویت مصنوعی ارزش پول ملی شد و کالاهای داخلی را در رقابت با کالاهای خارجی به‌شدت گران کرد؛ این پدیده، به‌تدریج صنایع نوپا و کشاورزی را از پای درآورد.

۲. اقتصاد رانتی و فساد سیستماتیک: درآمد نفت به‌جای تبدیل شدن به سرمایه‌ی مولد، به منبعی برای رانت‌خواری، ایجاد شبکه‌های ذی‌نفوذ و تضعیف نهادهای پاسخگو تبدیل شد؛ اقتصاد از «تولید ثروت» به «توزیع رانت» تغییر ماهیت داد.

لایه دوم: سه گانه شوم تورم، تحریم، سوءمدیریت

این سه عامل در یک چرخه معیوب، یکدیگر را تشدید کرده‌اند:

تورم ساختاری و سرکش: تورم در ایران پدیده‌ای پولی صرف نیست، بلکه ریشه در کسری بودجه ساختاری دولت دارد. دولت برای تأمین هزینه‌های خود، به‌جای اصلاح نظام مالیاتی و کاهش هزینه‌ها، به‌سراغ استقراض از بانک مرکزی (چاپ پول) رفته است؛ این اقدام، معادل تزریق مستقیم سم به شریان‌های پولی کشور است.

تحریم‌ها به‌عنوان تشدیدکننده: تحریم‌ها اگرچه فشار مضاعفی وارد کردند، اما علت ریشه‌ای و اول نیستند؛ آن‌ها ضعف‌های ساختاری موجود را عریان‌تر، عیان‌تر و تشدید کردند. تحریم‌ها دسترسی به درآمدهای ارزی را محدود، هزینه مبادله را افزایش و امکان مدیریت هوشمندانه بحران را کاهش دادند.

برخی در تلاش بوده‌اند که ناکارآمدی و ناتوانی عملکرد خود را به گردن تحریم‌ها اندازند، در حالی که به گفته غالب مسئولین، تحریم‌ها تاثیر بسیار زیادی بر برخی موارد ریشه‌ای نداشته و 80 تا 90 درصد مشکلات، از تصمیم‌گیری‌های داخلی منجر می‌شود.

برخی نیز طبیعتا ممکن است با رفع تحریم‌ها، بازارهای جدیدی برای کسب درآمدهای هنگفت خود باز کنند و لذا در پی این هستند که مشکلات را به گردن تحریم‌ها انداخته و با تغییرات کلان سیاسی، در پی گشودن بازارهای مالی، واردات و سود بیشتر خود باشند.

سوءمدیریت ارزی: سیاست‌های چندنرخی ارز، سهمیه‌بندی ارز ترجیحی و ایجاد شکاف عمیق بین نرخ رسمی و بازار آزاد، یکی از مخرب‌ترین سیاست‌های اقتصادی تاریخ معاصر ایران بود. این اقدام:

منابع ارزی ملی را به غارت برد. انگیزه صادرات غیرنفتی را نابود کرد. رانت‌های کلانی ایجاد کرد که به‌جای تولید، منتج به دلالی شد. اعتماد کامل به نظام ارزی را تقریبا برای همیشه از بین برد.

تاریخ‌چه یک زوال: از پوند استرلینگ تا پزو آرژانتین

پوند استرلینگ، زمانی ارز ذخیره جهان بود و با از دست دادن امپراتوری و قدرت صنعتی، جایگاهش را از دست داد.

ارزش پول ملی ونزوئلا یا آرژانتین: کشورهایی با منابع غنی (نفت، کشاورزی و …) که به‌دلیل سوءمدیریت کلان، بیماری هلندی و سیاست‌های پولی فاجعه‌بار، شاهد سقوط کامل اعتبار پول ملی بودند.

در همه این موارد، سیاست‌گذاری‌های نادرست داخلی عامل اصلی بوده، نه تحریم یا عوامل خارجی.

لایه سوم: فرار سرمایه انسانی و مالی

سقوط ارزش پول، هم علت است و هم معلول فرار سرمایه‌ها. فرار سرمایه انسانی (فرزندان بهترین‌ها): خروج استعدادها، نخبگان و نیروی کار متخصص، به‌معنای خروج آینده‌سازی و نوآوری از کشور است؛ این پدیده، ظرفیت رشد بلندمدت اقتصاد را به‌نفع رقبا تخلیه می‌کند و پیشرفت کشور را محدود می‌کند.

فرار سرمایه مالی: سرمایه‌داران و مردم عادی، برای حفظ دارایی خود، به‌دنبال تبدیل ریال به دارایی‌های بی‌ثبات، اما کم‌ریسک‌تر مانند دلار، طلا یا املاک می‌روند؛ این رفتار، فشار تقاضا بر بازار ارز را افزایش داده و سقوط ریال را تشدید می‌کند؛ یک چرخه معیوب مرگبار شکل می‌گیرد: بی‌اعتمادی → خروج سرمایه → تضعیف ریال → تشدید بی‌اعتمادی

در حالی‌که باید سرمایه‌ها در تولید قرار گیرد و هر درآمدی، به بهبود اوضاع تولید، صنعت، کشاورزی و اقتصاد مملکت کمک کند، برعکس، سرمایه‌ها خود عاملی بر بدتر شدن اوضاع اقتصادی است.

سایه‌بان‌های سوداگر: چگونه نظام مالی موازی، ریال را به حاشیه راند؟

تحلیل اثرات جذب حجم عظیمی از نقدینگی توسط نهادهای مالی غیررسمی (همچون صندوق‌های قرض‌الحسنه، مؤسسات اعتباری و …) با وعده سودهای کلان غیرواقعی:

۱) تخریب سیستم بانکی رسمی، ۲) هدایت سرمایه به‌سمت دلالی و سفته‌بازی (نه تولید)، ۳) ایجاد حباب در بخش‌هایی مانند مسکن و خودرو و در نهایت ۴) تقویت این باور در مردم که نظام مالی رسمی ناکارآمد است و این بی‌اعتمادی به کل سیستم اقتصادی سرایت می‌کند.

لایه چهارم: بحران مشروعیت پول و هجوم به دارایی‌های فیزیکی

در نهایت،  اگر هشدارها جدی گرفته نشود، ریال اعتبار خود را به‌عنوان «وسیله حفظ ارزش» از دست می دهد. مردم به‌جای آنکه پول خود را در بانک‌ها پس‌انداز کنند، به‌سمت دارایی‌های فیزیکی (طلا، ارز، خودرو، زمین و …) هجوم می‌برند؛ این رفتار، که یک واکنش منطقی در شرایط غیرمنطقی است، نقدینگی عظیم را از حوزه تولید خارج کرده و به‌سمت دلالی و سفته‌بازی سوق می‌دهد. اقتصاد به دو بخش تقسیم می‌شود: اقتصاد واقعی (در حال احتضار) و اقتصاد سفته‌بازی (در حال انفجار).

زخم روانی جمعی: وقتی پول توهم می‌شود

تأثیر روانی-تمدنی سقوط پول ملی منجر به موارد ذیل می‌شود:

از دست دادن حس امنیت روانی و برنامه‌ریزی بلندمدت برای شهروندان.

پدیده “دلاری شدن ذهن” (Dollarization of the Mind): حتی معاملات داخلی و محاسبه ذهنی ارزش‌ها بر اساس دلار.

تاثیر بر کرامت انسانی و عزت ملی: احساس تحقیر ناشی از مشاهده سقوط مداوم ارزش پول ملی در مقابل ارزهای دیگر.

ایجاد فرهنگ روزمرگی و بی‌اعتمادی به آینده که هرگونه سرمایه‌گذاری بلندمدت (از جمله در آموزش فرزندان) را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

راه برون‌رفت: جراحی اقتصادی یا تسلیم در برابر زوال؟

راه نجات پول ملی، مجموعه‌ای از اصلاحات ساختاری دردناک، اما ضروری است:

۱. استقلال بانک مرکزی و انضباط پولی: بانک مرکزی باید از بودجه دولت جدا شده و تنها وظیفه‌اش «حفظ ارزش پول ملی» باشد؛ توقف چاپ پول برای کسری بودجه، اولین گام است.

۲. شفافیت و حذف رانت ارزی: الغای همه نرخ‌های ترجیحی و حرکت به‌سمت یک نرخ شناور واقعی؛ این اقدام کوتاه‌مدت دردناک، اما بلندمدت نجات‌بخش است.

۳. اصلاح بودجه دولت: حذف یارانه‌های ناکارآمد، گسترش پایه مالیاتی و هدفمندی واقعی کمک‌ها به دهک‌های نیازمند.

۴. تولید، تولید، تولید: تنها راه ایجاد تقاضای واقعی و پایدار برای ریال، خلق کالاها و خدمات باارزش است؛ این مستلزم امنیت سرمایه‌گذاری، قوانین شفاف و پایان دادن به تنش‌های بی‌ثمر است. از قضا حاکمیت کلان مملکت هم مکررا به این قضیه اشاره نموده‌اند؛ چاره کار همین است: تولید.

بهای نجات: هیچ درمان دردی، بدون درد نیست

برای یکسان‌سازی نرخ ارز: پذیرش تورم رکودی کوتاه‌مدت و ورشکستگی شرکت‌های وابسته به رانت.

برای حذف یارانه‌های پنهان (مثل ارز ترجیحی): افزایش موقت قیمت کالاهای اساسی و نیاز به شبکه حمایت اجتماعی قوی و هدفمند برای جبران شوک به دهک‌های ضعیف.

برای استقلال بانک مرکزی: محدودیت شدید منابع در دسترس دولت برای هزینه‌های جاری، که نیازمند کوچک‌سازی دولت و اصلاحات اداری است.

هر مسیر درمان، دورانی از نقاهت دارد؛ نقاهت، دشواری دارد و صبر و تحمل می‌طبد؛ دارو، تلخ است، ولی موثر و مفید. پرسش این است: آیا اراده‌ی تحمل درد نقاهت برای بازیابی سلامت، وجود دارد؟ یا ترجیح بر ادامه بیماری تا مرحله‌ی علاج‌ناپذیری است؟

سخن پایانی

ارزش پول ملی، سنجه‌ای از اعتماد عمومی به آینده و کارآمدی نظام حکمرانی است. سقوط ریال، تنها بحران ارزی نیست؛ بحران اعتماد، بحران مشروعیت و بحران آینده‌نگری است؛ تا زمانی که اقتصاد ایران از بیمارستان رانتیزم مرخص نشود، از بخش‌حیاتی چاپ پول قطع نشود و به جایگاه واقعی تولید به‌عنوان تنها منبع ثروت‌آفرینی بازنگردد، ریال همچنان در سرازیری سقوط خواهد بود.

نجات ریال، به‌معنای نجات ایران فردا است؛ مسیری دشوار که تنها با عزمی ملی، دانش روز و اراده‌ای فراتر از منافع گروهی خاص ممکن خواهد شد.

دو آینده محتمل است: یا با جرأت دست به اصلاحات ساختاری شوک‌درمانگر می‌زنیم که در کوتاه‌مدت دشوار، اما در میان‌مدت نجات‌بخش است، یا به تداوم روندهای مخرب فعلی ادامه می‌دهیم که در کوتاه‌مدت آرام‌کننده‌ی برخی گروه‌هاست، اما در بلندمدت به فروپاشی کامل سیستم پولی و پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی اجتماعی منجر خواهد شد.

ریال، تنها یک اسکناس کاغذی نیست؛ آخرین سنگر اعتماد عمومی است. نجات آن، پیش‌نیاز هرگونه توسعه و عزت ملی است.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا