فروپاشی معیشت کارآفرینان زن در اکوسیستم اینستاگرام
در دی و بهمن ۱۴۰۴، قطعی گسترده و طولانیمدت اینترنت بینالملل در ایران، ضربهای سنگین به لایههای خرد و خانگی اقتصاد دیجیتال وارد کرد.
در این میان، کارآفرینان زن که بخش قابل توجهی از فعالیتهای فروشگاهی و خدماتی در پلتفرم اینستاگرام را هدایت میکنند، آسیبپذیرترین گروه بودند.
این پدیده نه تنها یک اختلال فنی، بلکه یک شوک ساختاری به مدل کسبوکارهای مبتنی بر شبکههای اجتماعی خارجی بود که تابآوری محدودی در برابر محدودیتهای زیرساختی نشان دادند.
بر اساس گزارشهای اتحادیه کسبوکارهای مجازی ایران، پیش از این بحران بیش از ۷۰۰ هزار صفحه فروشگاهی فعال در اینستاگرام وجود داشت که حداقل یک میلیون نفر به صورت مستقیم از طریق آنها امرار معیشت میکردند. تحقیقات پیشین مرکز پژوهش بتا (بتا) نیز نشان میداد که حدود ۶۴ درصد از این کسبوکارها توسط زنان اداره میشوند.
این رقم، اینستاگرام را به یکی از مهمترین کانالهای کارآفرینی جنسیتی در ایران تبدیل کرده بود؛ جایی که زنان – اغلب با محدودیتهای دسترسی به بازار فیزیکی، سرمایه اولیه پایین و نیاز به مدیریت از منزل – توانسته بودند زنجیرههای تأمین کوچک اما پایدار ایجاد کنند. کالاهای مبادلهشده عمدتاً شامل تولیدات داخلی (لباس، صنایع دستی، لوازم آرایشی خانگی، محصولات غذایی دستساز و آموزش آنلاین) بود که بیش از ۷۰ درصد آنها تولید داخل بودند.
قطعی اینترنت از اواسط دیماه آغاز شد و تا اوایل بهمن ادامه یافت؛ دورهای که طبق برآوردهای رسمی وزارت ارتباطات، روزانه حدود ۵ هزار میلیارد تومان خسارت به اقتصاد دیجیتال وارد کرد و برخی منابع خسارت کلی را بیش از ۴۰ هزار میلیارد تومان تا پایان دوره ارزیابی کردند.
برای کسبوکارهای اینستاگرامی، این خسارت به شکل کاهش ۷۵ تا ۹۵ درصدی فروش ظاهر شد. بسیاری از صفحات فروش، در بازه دو تا سه هفتهای تقریباً به صفر رسیدند؛ زیرا امکان پستگذاری، پاسخ به دایرکت، مدیریت سفارش، تبلیغات و حتی اطلاعرسانی وضعیت ارسال وجود نداشت. سیستمهای پرداخت آنلاین نیز در این دوره دچار اختلال شدند و تراکنشها متوقف گردید.
ابعاد اقتصادی این بحران چندلایه است. نخست، کاهش شدید جریان نقدینگی: بسیاری از این کارآفرینان زن، سرپرست خانوار یا تأمینکننده اصلی درآمد خانواده هستند. توقف درآمد ماهانه (که در موارد موفق بین ۲۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان متغیر بود) منجر به انباشت بدهیهای انباری، اجاره مجازی (تبلیغات پیشپرداخت)، هزینه مواد اولیه و حتی ناتوانی در پرداخت حقوق کارگران خانگی شد.
دوم، از دست رفتن سرمایه اعتماد: مشتریان که سفارش ثبت کرده بودند، در نبود ارتباط، سفارش را لغو کردند یا به رقبای دیگر مهاجرت نمودند. بازسازی این اعتماد پس از وصل اینترنت، زمانبر و پرهزینه است. سوم، خروج دائمی از بازار: گزارشها حاکی از تعطیلی موقت یا دائم دهها هزار صفحه در هفتههای اخیر است؛ اتحادیه کسبوکارهای مجازی تخمین زده که هر هفته حدود ۱۰ هزار کسبوکار خرد از مدار خارج میشوند.
تلاش برای مهاجرت به پلتفرمهای داخلی (روبیکا، آپارات، ایتا) یا استفاده از VPN نیز عمدتاً ناکام ماند. الگوریتمهای داخلی هنوز ظرفیت جذب و تبدیل مخاطب مشابه اینستاگرام را ندارند، مخاطبان هدف عمدتاً در اکوسیستم خارجی حضور دارند و VPNهای پایدار با سرعت مناسب، هزینه بالایی دارند که برای کسبوکارهای خرد مقرونبهصرفه نیست.
این وضعیت، شکنندگی مدل اقتصاد دیجیتال ایران را برجسته میکند؛ مدلی که بیش از حد به زیرساخت خارجی وابسته است و فاقد تنوعبخشی کافی به کانالهای توزیع و پرداخت است. برای زنان کارآفرین، که اغلب در اقشار متوسط به پایین و با محدودیتهای جنسیتی-طبقاتی قرار دارند، این وابستگی به معنای از دست رفتن یکی از معدود مسیرهای استقلال مالی است.
برای کاهش آسیبهای آتی، نیاز به سیاستگذاریهای ساختاری وجود دارد: تضمین دسترسی پایدار و طبقهبندیشده به اینترنت بینالملل برای کسبوکارهای ثبتشده، توسعه زیرساختهای پرداخت و لجستیک داخلی مقاوم در برابر محدودیتها، ارائه تسهیلات اعتباری هدفمند برای جبران خسارت نقدینگی، و برنامههای آموزشی انتقال به مدلهای هیبریدی (آنلاین-آفلاین). بدون این مداخلات، موج تعطیلی ادامه خواهد یافت و ضربهای عمیق به اشتغال خانگی، کارآفرینی جنسیتی و زنجیره تأمین خرد اقتصاد وارد میشود.
اینترنت برای این لایه از فعالان اقتصادی، نه یک ابزار جانبی، بلکه زیربنای حیاتی معیشت است.








