متری سیصد و شصت و پنج روز

راضیه حسینی
«بدترین حالت «افزایش وام مسکن» اکران شد؛ قدرت خرید ۵ مترمربعی، قسط سنگینتر از اجارهبها.»
در واقع با افزایش وام مسکن، مردم میتوانند یک مترمربع بیشتر از سال قبل خانه بخرند! با این حساب اگر هر سال یک متر اضافه شود، تقریباً سی، چهل سال طول میکشد تا مردم بتوانند چیزی شبیه به خانه بخرند.
البته از آنجایی که قسط این وام ماهانه ۲۸ میلیون تومان است، کارگران و کارمندان معمولی اصلاً لازم نیست برای خانهدارشدن چندین سال صبر کنند، نهتنها از سال جدید، بلکه در سال گذشته هم انتظاری برای خانهدارشدن نمیکشیدند و میدانستند خانه هم به کالایی لاکچری تبدیل شده است و مال از آنها بهتران است؛ افرادی که بتوانند بالای ۲۸ میلیون حقوق بگیرند و به آینده امیدوار باشند.
مدتهاست کارگران با آسودگی به اخبار گوش میدهند، دیگر هیچ خبری شگفتزدهشان نمیکند، میدانند قرار نیست مسئولی حرفی به نفعشان بزند، نهایت تلاش مسئولان ابراز همدردی با کارگران است و اعلام وضعیت سبد معیشتی آنها. البته مسئولان هم حق دارند، نمیتوانند در مورد چیزی که از آن اطلاعی ندارند اظهارنظر دقیقی انجام دهند.
مثلاً میدانند حقوق کارگر خیلی با رقم سبد معیشتی فاصله دارد و کمتر است، اما نمیدانند اینکه میدانند یعنی چه؟ در واقع متوجه نمیشوند وقتی چیزی در سبد نباشد، واقعاً شکم خانواده گرسنه میماند. هنوز هم فکر میکنند اینها که میگویند فقط اعداد و ارقام است و در زندگی واقعی همه چیز فرق میکند.
مثلاً شاید بعضی از مسئولان فکر کنند کارگران در زندگی واقعی، سکههای چند گرمی بهعنوان عیدی به هم میدهند، پس جا دارد مسئولان سکههای تمام بهار به خانواده عیدی بدهند، یا مثلاً فکر میکنند کارگران در زندگی واقعی، هر سال سفری به کشورهای همسایه دارند و این دیگر خیلی عادی است، پس مسئولان حق دارند به قطب بروند!
شاید هنوز هم فکر میکنند وام مسکن یک شوخی است و کارگرها همه خانهدارند، خانههایی با یک حوض آبی پر از ماهی قرمز!