راضیه حسینی
نانواها در صدر گرانفروشان.
«بنا بر اعلام سازمان حمایت، شهریورماه، نانوایان بیشترین تخلف را بین اصناف داشتند که گرانفروشی در صدر این تخلفات قرار داشت.»
یکی از معدود مغازههایی که مردم تقریباً بیواهمه میتوانند به آن سر بزنند و با افزایش ناگهانی، شوک قیمتی و این چیزها مواجه نشوند همین نانواییهاست، یا بهتر است بگوییم بود.
احتمالاً برخی نانواها خواستند از قافلهی گرانیهای بیدروپیکر عقب نمانند، با خود فکر کردند چه کنند و به تنها نتیجهای که رسیدند گرانفروشی بود. میدانید که، برای رسیدن به این موضوع هم تا دلتان بخواهد راه هست.
میتوانند یکمشت کنجد روی نان بریزند و اندازهی چند تا نان حساب کنند، اگر هم کسی اعتراض کرد بگویند: «این کنجد با بقیه فرق داره.» اندازه و ابعاد نان هم کاملاً دست خودشان است میتوانند یک بربری را اندازهی شیرینی زبان درست کنند و باز با همان کنجد، گرانتر بفروشند.
برای همه نانها راه گرانفروشی وجود دارد. آنقدر میتوانند این کار را انجام دهند تا مردم دیگر همین نان را هم نتوانند بخرند و با باد هوا روزگار بگذرانند. این یکی هم بشود کالای لوکس، و یک سنگک بهعنوان شام اعیانی بهحساب آید.
اگر فردی بهصورت کاملاً اتفاقی ماشین زمانی سوار شده باشد و از دوران قدیم، تلپ افتاده باشد در روزگار ما، با دیدن ابعاد و قیمت نانهای ما از گشتوگذار در زمان پشیمان خواهد شد و به همان روزگار خیلی گذشتهی خود برمیگردد.
حتماً دیگر هیچ غر و نقی نخواهد زد، به همه هم میگوید که آیندگان نان دارند به قاعدهی یککفدست که آن را هم نمیتوانند درستوحسابی بخرند، چه رسد به کباب داخل نان و ریحان و…
کسی چه میداند شاید ما هم نیاز داریم یک ماشین زمان سوار شویم و به آینده برویم. شاید ما هم چیزهایی ببینیم که بابت بودن در حال حاضر کلی ذوق کنیم. مثلاً ببینیم زامبیها کل جهان را گرفتهاند و آدمها در فلاکت و ترس و وحشت زندگی میکنند.
راستش را بخواهید تنها در این صورت است که میتوانیم برگردیم، به زندگی لبخند بزنیم، نان بربری قد شیرینی زبان بخریم و با لذت نوش جان کنیم!
