هوش مصنوعی و بازطراحی مشاغل اداری؛ پایان کار یا آغاز دگردیسی؟
مهدی فتحی مقدم؛ کارشناس اقتصادی
هشدارها درباره تأثیر هوش مصنوعی بر بازار کار، هر روز بلندتر میشود. از کریستالینا جورجیوا، رئیس صندوق بینالمللی پول، که از «سونامی هوش مصنوعی» در بازار کار سخن میگوید، تا مدیران بزرگترین شرکتهای مالی و فناوری جهان که از کاهش نیاز به نیروی انسانی خبر میدهند، همگی یک نگرانی مشترک را برجسته میکنند: آینده مشاغل اداری چه خواهد شد؟ آیا هوش مصنوعی قرار است کارمندان یقهسفید را از صحنه اقتصاد حذف کند یا تنها نقشه کار آنها را تغییر میدهد؟
برخلاف فضای هراسزدهای که پیرامون این موضوع شکل گرفته، دادههای واقعی تصویر پیچیدهتری ارائه میدهند. تجربه سه سال اخیر در اقتصاد آمریکا نشان میدهد که مشاغل اداری نهتنها فرو نریختهاند، بلکه در مجموع رشد کردهاند.
از اواخر ۲۰۲۲، حدود سه میلیون شغل یقهسفید جدید ایجاد شده؛ از مشاغل مدیریتی و حرفهای گرفته تا فروش و خدمات دفتری. این در حالی است که اشتغال یقهآبی تقریباً بدون تغییر باقی مانده است. حتی حرفههایی که معمولاً در فهرست «قربانیان هوش مصنوعی» قرار میگیرند، مانند توسعهدهندگان نرمافزار، رادیولوژیستها و دستیاران حقوقی، رشد قابل توجهی را تجربه کردهاند.
تحولات دستمزدی نیز روایت فروپاشی را تأیید نمیکند. دستمزد واقعی کارکنان خدمات حرفهای و تجاری افزایش یافته و فاصله درآمدی میان مشاغل اداری و یدی، نسبت به دهههای گذشته عمیقتر شده است. به بیان دیگر، هوش مصنوعی تاکنون مزیت نسبی مشاغل یقهسفید را از بین نبرده، بلکه آن را تثبیت کرده است.
برای فهم این روند، باید به تاریخ فناوری بازگردیم. در دهههای ابتدایی ورود کامپیوتر به محیطهای کاری، پیشبینیهای مشابهی درباره بیکاری گسترده مطرح میشد. اقتصاددانانی مانند واسیلی لئونتیف هشدار میدادند که ماشینها در حال تصاحب وظایف ذهنی انسان هستند. اما آنچه در عمل رخ داد، جایگزینی کامل مشاغل نبود، بلکه اتوماسیون وظایف روتین بود.
کامپیوترها نوشتن، محاسبه و پردازش دادهها را سریعتر کردند و در مقابل، انسانها بر تحلیل، قضاوت و تصمیمگیری تمرکز یافتند. نتیجه این همزیستی، افزایش بهرهوری و رشد مشاغل اداری بود.
هوش مصنوعی امروز از نظر توان پردازش و یادگیری، بهمراتب پیشرفتهتر از فناوریهای دیجیتال پیشین است، اما منطق اقتصادی آن تفاوت ماهوی ندارد.
بسیاری از سیستمهای هوش مصنوعی، بهرغم دقت بالا، در مواجهه با استثناها و موقعیتهای پیچیده دچار خطا میشوند؛ پدیدهای که پژوهشگران از آن با عنوان «هوش ناپیوسته» یاد میکنند. به همین دلیل، تنها بخش کوچکی از مشاغل اداری قابلیت خودکارسازی کامل دارند. طبق دادههای منتشرشده، فقط حدود ۴ درصد مشاغل، بخش عمده وظایف خود را به هوش مصنوعی سپردهاند.
بررسیهای جدید بازار کار نیز نشان میدهد که مشاغلی بیشترین رشد را داشتهاند که تخصص فنی را با نظارت انسانی ترکیب میکنند.
مدیران پروژه، کارشناسان امنیت اطلاعات و تحلیلگران کسبوکار، از جمله گروههایی هستند که هم اشتغال و هم دستمزدشان بهطور قابل توجهی افزایش یافته است. در مقابل، مشاغل اداری روتین، مانند منشیگری یا برخی فعالیتهای بیمهای، کاهش یافتهاند؛ مشاغلی که پیش از موج هوش مصنوعی نیز در مسیر افول قرار داشتند.
نکته مهم آن است که هوش مصنوعی همزمان در حال خلق نقشهای شغلی تازه است؛ از مفسران داده و مهندسان پیادهسازی هوش مصنوعی گرفته تا مدیران ارشد هوش مصنوعی. بسیاری از این مشاغل هنوز نام تثبیتشدهای ندارند، اما رشد سریع آنها نشان میدهد که بازار کار در حال بازآرایی است، نه فروپاشی.
البته این دگردیسی برای همه بدون هزینه نخواهد بود. مشاغل سطح مقدماتی و مبتنی بر وظایف تکراری، بیشترین آسیبپذیری را دارند، بهویژه برای افرادی که مهارتهای قابل انتقال کمتری دارند. با این حال، تجربه تاریخی نشان میدهد که ترکیب هوش انسانی و مصنوعی، در بلندمدت ارزشآفرینتر از جایگزینی کامل انسان با ماشین است.
در نهایت، هوش مصنوعی نه پایان مشاغل اداری، بلکه پایان تعریف قدیمی آنها است. آینده از آنِ کارمندانی است که بتوانند از ابزارهای هوشمند برای تصمیمسازی بهتر، تحلیل عمیقتر و هماهنگی پیچیدهتر استفاده کنند.
هوش مصنوعی شغلها را تغییر شکل میدهد، اما مسئولیت، قضاوت و پاسخگویی انسانی همچنان در قلب اقتصاد باقی خواهد ماند.







