ورشکستگی آبی؛ وقتی زمین چکهایمان را برگشت میزند
علیرضا محمودی فرد؛ پسادکترای حرفهای آیندهپژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاهها
برای دههها، گمان میکردیم آب همانقدر پایدار و همیشگی است که خورشید است. هر سال برف و باران میبارید، رودها جاری میشدند و ما بیدغدغه از این چرخهی بهظاهر بیپایان، سهم خود را برمیداشتیم.
اما امروز، در میانهی دههی ۲۰۲۰، صورتوضعیت تازهای روی میز طبیعت گذاشته شده است: حساب جاری ما خالی شده و داریم از سرمایهی اصلی مان، از ذخایر زمینشناختی میلیونساله، خرج میکنیم.
دانشمندان سازمان ملل بهتازگی این وضعیت را «ورشکستگی جهانی آب» نام نهادهاند؛ هشداری که دیگر نه یک پیشبینی، که شرح واقعیتی انکارناپذیر است.
۱. از بهره تا اصل سرمایه؛ استعارهی مالی بحران
تصور کنید آب قابلدسترس، «حقوق ماهانه» ماست؛ بارش باران و برف، همان «بهرهای» است که هر ساله به حسابمان واریز میشود؛ اما سالهاست که ما بیش از این بهره، از حساب خود برداشت میکنیم.
برای جبران این کسری، بهسراغ «سرمایهی اصلی» رفتهایم؛ آبهای فسیلی که طی هزارهها در اعماق زمین انباشته شدهاند و یخچالهای طبیعی که چون گاوصندوقهای عظیم، آب را برای روز مبادا ذخیره کرده بودند.
این سرمایه، برخلاف تصور، تجدیدناپذیر است. حدود ۷۰ درصد از آبخوانهای عمدهی جهان در حال کاهش هستند و سطح نیمی از دریاچههای بزرگ کرهی زمین از دههی ۱۹۹۰ تاکنون پایین رفته است. این یعنی ما نه فقط درآمد، که اصل دارایی خود را نیز تاراج میکنیم.
۲. کشاورزی؛ تشنهترین سهمخواه
بزرگترین مصرفکنندهی این سرمایهی رو به زوال، بخش کشاورزی است. حدود ۷۰ درصد از آب شیرین برداشتشده در جهان، صرف آبیاری مزارع میشود و بیش از ۱۷۰ میلیون هکتار از اراضی کشاورزی آبی، در شرایط تنش آبی شدید یا بسیار شدید قرار دارند. نکتهی تأملبرانگیز آنکه بیش از نیمی از تولید غذای جهان، در مناطقی انجام میشود که ذخایر آبی آن رو به کاهش است.
این یعنی بحران آب، بهسرعت در حال تبدیل شدن به بحران غذاست. وقتی چاهها خشک میشوند و رودخانهها به دریا نمیرسند، سفرههای مردم نیز خالیتر خواهند شد.
۳. فروپاشی خاموش؛ فرونشست زمین، زنگ خطر فراموششده
یکی از تراژیکترین پیامدهای این ورشکستگی، آنچنان که باید دیده نمیشود. برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، باعث فرونشست زمین در بیش از ۶ میلیون کیلومتر مربع از کرهی زمین شده است؛ منطقهای که نزدیک به دو میلیارد نفر در آن زندگی میکنند؛ در برخی نقاط، زمین سالانه تا ۲۵ سانتیمتر نشست میکند.
این پدیده، نهتنها زیرساختها را نابود میکند، بلکه آسیبشناسی مهمتری دارد: ظرفیت طبیعی آبخوانها برای ذخیرهسازی آب، برای همیشه از بین میرود. حتی اگر بارانهای سیلآسا هم بازگردند، دیگر جایی برای ذخیرهی آنها در زیرزمین وجود نخواهد داشت.
۴. مرزهای ناپایدار؛ آب بهمثابه سلاح و قربانی
آب، هرگز مرزهای سیاسی را به رسمیت نشناخته است. ۹۰ درصد آبهای سطحی آفریقا در حوضههای فرامرزی جریان دارد. این وابستگی متقابل، میتواند زمینهساز همکاری یا تنش باشد. از مناقشه بر سر سد النهضه در نیل تا کاهش بیسابقهی جریان آب چناب در پاکستان به دست هند، همه نشان میدهند که «سلاحسازی آب» دیگر یک تئوری توطئه نیست، بلکه واقعیتی تلخ در روابط بینکشورهاست.
در غزه و سودان نیز بارها شاهد بودهایم که محرومیت از آب، بهعنوان ابزاری برای فشار بهکار گرفته شده است. این ابعاد امنیتی، بحران آب را از یک مسئلهی صرفاً زیستمحیطی به یک موضوع حیاتی برای صلح و ثبات جهانی تبدیل کرده است.
۵. فراتر از بحران؛ زیستن با «پس از بحران»
پیام اصلی گزارش جدید سازمان ملل این است که ما دیگر در دوران «بحران آب» نیستیم؛ ما وارد عصر «پس از بحران» شدهایم. بحران، وضعیتی موقتی و قابلبازگشت است، اما ورشکستگی، حالتی مزمن و گاه غیرقابلجبران. وقتی یخچالی ذوب میشود یا آبخوانی فرومیریزد، دیگر نمیتوان انتظار داشت که با چند سال ترسالی، همه چیز به حالت اول بازگردد.
پذیرش این واقعیت تلخ، اولین گام برای درمان است. همانگونه که یک مدیر مالی پس از ورشکستگی، دست از خرجهای بیرویه برمیدارد و به بازسازی ساختاری بنگاه خود میپردازد، ما نیز باید از «مدیریت بحران» به «مدیریت ورشکستگی» گذار کنیم.
جمعبندی: بازگشتی به قاعدهی زرین
در هزارهها، نیاکان ما در سرزمین خشک ایران، قاعدهای طلایی برای زندگی در کنار آب داشتند: «قنات را تا چشمه جان، بیحساب نمیکندند.» آنها میدانستند که حقآبهی آن سوی قنات، باید کفاف همه را بدهد و تجاوز به سهم طبیعت، خشکسالی و قحطی به بار میآورد.
ما امروز، در عصر فناوریهای پیشرفته، همان قاعدهی ساده را فراموش کردهایم. راهحل بحران کمبود آب در دههی کنونی، نه در نمکزدایی از دریاها بهتنهایی، نه در حفر چاههای عمیقتر و نه در انتقال آب بینحوضهای، که در بازگشت به همان خرد دیرین است: زندگی در چارچوب «بهره»، نه تعدی به «سرمایه».








