پایان نفت فرا نمیرسد، اما عصر نفت دگرگون میشود؛ آیندهپژوهی اقتصاد انرژی جهان
علیرضا محمودی فرد؛ پسادکترای حرفهای آیندهپژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاهها
برای یک قرن، نفت نهتنها موتور محرکهی اقتصاد جهانی، بلکه عصای جادویی ژئوپلیتیک بود؛ اما امروز، سه موج بزرگ در هم میشکنند تا اقتصاد انرژی را به کلی دگرگون کنند: گذار اقلیمی، انقلاب فناوری و تغییر هژمونی سیاسی.
آیندهپژوهی اقتصاد انرژی بهمعنای پیشگویی قیمت نفت در سال ۲۰۳۰ نیست، بلکه بهمعنای درک این پرسش بنیادین است: «نقش انرژی در نظم نوین جهانی چه خواهد بود؟» این یادداشت، تصویری علمی افقهای پیشِ رو ترسیم میکند.
۱. سه سناریوی محتمل برای افق ۲۰۵۰
آیندهپژوهی، هنر روایت چندین آیندهی ممکن است. برای اقتصاد انرژی جهان، سه سناریوی اصلی قابل تصور است:
سناریوی اول: گذار آرام و هدایتشده (سبزتر اما عادلانه)
در این سناریو، کشورها به تعهدات اقلیمی پایبند میمانند؛ نفت و گاز تا ۲۰۵۰ سهم خود را در سبد انرژی جهانی از حدود ۵۰ درصد امروز به ۲۰ تا ۳۰ درصد کاهش میدهند؛ انرژی خورشیدی و بادی، ارزانترین منابع میشوند؛ هیدروژن سبز، ذخیرهسازی باتری و راکتورهای کوچک هستهای، شکافهای پایایی را پر میکنند؛ قیمت نفت بهتدریج کاهش مییابد، اما هرگز به صفر نمیرسد (پتروشیمی، حمل ونقل سنگین و هوایی به نفت نیاز دارند).
سناریوی دوم: گذار آشفته و ناعادلانه (دوقطبی انرژی)
در این سناریو، جهان به دو بلوک انرژی تقسیم میشود: اروپا، آمریکا و شرق آسیا بهسرعت بهسمت انرژی پاک میروند، اما کشورهای در حال توسعه (بخش اعظم آفریقا، خاورمیانه و جنوب آسیا) بهدلیل فقر و نبود فناوری، همچنان به زغالسنگ و نفت ارزان، وابسته میمانند؛ شکاف انرژی عمیق میشود؛ تنشهای ژئوپلیتیک بر سر منابع نادر (لیتیم، کبالت، خاکهای کمیاب و …) جای تنش بر سر نفت را میگیرد.
سناریوی سوم: شوک و فروپاشی زودهنگام (انقلاب فناوری مخرب)
این سناریو کماحتمالترین اما پرتأثیرترین است. پیشرفت جهشی در فناوری (مثل همجوشی هستهای تجاری، یا ذخیرهسازی باتری با چگالی ۱۰ برابر امروز) ناگهان اقتصاد نفت را در کمتر از یک دهه به حاشیه میراند؛ کشورهای وابسته به نفت (عربستان، روسیه، نیجریه، ونزوئلا و …) با شوک درآمدی بیسابقه روبهرو میشوند؛ جنگهای داخلی و فروپاشی دولتها محتمل است؛ این سناریو نیازمند «برنامههای اضطراری» جدی است.
۲. نیروهای پیشران کلیدی (چه عواملی آینده را میسازند؟)
پنج نیروی اصلی، جهت حرکت اقتصاد انرژی را تعیین میکنند:
نخست: کاهش هزینهی انرژیهای تجدیدپذیر
هزینهی تولید برق خورشیدی در یک دههی گذشته، ۸۰ درصد کاهش یافته است؛ این روند ادامه مییابد؛ تا
۲۰۳۰، خورشیدی و بادی در بیش از ۹۰ درصد جهان ارزانترین منبع تولید برق خواهند بود.
دوم: سیاستهای اقلیمی و فشار اجتماعی
توافق پاریس، مالیات کربن، معاهدههای تجاری مبتنیبر ردپای کربن و فشار رأیدهندگان، دولتها را بهسمت کاهش یارانههای فسیلی و سرمایهگذاری در انرژیهای پاک سوق میدهد.
سوم: فناوری ذخیرهسازی و شبکههای هوشمند
مشکل اصلی انرژی تجدیدپذیر (نوسانپذیری) با پیشرفت باتریهای مقیاس شبکه و مدیریت هوشمند تقاضا در حال حل شدن است؛ هرچه این فناوری ارزانتر شود، سهم سوختهای فسیلی سریعتر کاهش مییابد.
چهارم: رشد خودروهای برقی
بخش حمل ونقل، یکچهارم انرژی جهان و دو سوم نفت را مصرف میکند؛ پیشبینی میشود تا ۲۰۴۰، بیش از ۵۰ درصد خودروهای نو فروختهشده، برقی باشند؛ این بهتنهایی تقاضای نفت را ۲۰ تا ۳۰ میلیون بشکه در روز کاهش میدهد.
پنجم: ژئوپلیتیک و زنجیرهی تأمین مواد حیاتی
گذر از نفت به باتری، وابستگی را از خاورمیانه به چین (تصفیهی لیتیم و کبالت) منتقل میکند؛ این تغییر، برندگان و بازندگان ژئوپلیتیک جدیدی میآفریند.
۳. پیامدهای حتمی برای اقتصاد جهان (حتی در آرامترین سناریو)
نوسان شدید قیمت نفت در دههی آینده: با کاهش سرمایهگذاری در اکتشاف و تولید نفت جدید (بهدلیل ترس از افتادگی دارایی)، احتمال شوکهای قیمتی در کوتاهمدت زیاد است.
تورم ساختاری در فلزات سبز: قیمت مس، لیتیم، نیکل و کبالت بهطور مزمن بالا میرود.
کشورهای تکمحصولی نفتی در خطر فروپاشی اقتصادی: آنهایی که اکنون برای تنوعبخشیدن اقدام نمیکنند (عربستان با چشمانداز ۲۰۳۰، امارات، نروژ موفقترند؛ اما بسیاری از کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین در معرض خطر جدی هستند).
تغییر در سبد ارزهای ذخیره: با کاهش نقش نفت در تجارت، اهمیت پترودلار کم میشود؛ سبد ذخایر ارزی بانکهای مرکزی بهسمت تنوع بیشتر (یوآن، یورو، حقوق برداشت مخصوص صندوق بینالمللی پول) حرکت میکند.
۴. سه اقدام فوری برای کشورها و شرکتها
برای کشورهای صادرکنندهی نفت: حداکثر ۱۰ سال فرصت دارید درآمدهای نفتی را به صنایع غیرنفتی (توریسم، فناوریهای جدید و لبه تکنولوژی، کشاورزی پیشرفته و …) تبدیل کنید؛ صندوقهای ثروت ملی، دیگر کافی نیستند.
برای کشورهای واردکنندهی نفت: روی زیرساخت ذخیرهسازی انرژی، شبکههای هوشمند و قراردادهای بلندمدت تأمین مواد معدنی سبز سرمایهگذاری کنید.
برای شرکتهای انرژی: شرکتهای نفتی بزرگ باید به «شرکتهای یکپارچهی انرژی» تبدیل شوند (هم نفت، هم گاز، هم برق تجدیدپذیر، هم هیدروژن). تنوعبخشی دیگر یک گزینه نیست، یک الزام بقاست.
۵. آنچه مردم باید بدانند
گذار انرژی، یکشبه رخ نمیدهد و بدون درد هم نیست؛ قیمت برق و سوخت در میانمدت ممکن است نوسان داشته باشد؛ اما جهت کلی روشن است: جهان بهسمت سیستمی میرود که در آن انرژی ارزانتر، پاکتر و عادلانهتر توزیع میشود؛ آیندهی اقتصاد انرژی، نفت را یکشبه حذف نمیکند، اما تاج پادشاهی را از سر آن برمیدارد؛ برندگان این گذار، آنهایی هستند که امروز، نه با انکار، که با برنامهریزی برای هر سه سناریو، خود را آماده میکنند؛ آینده از آنِ آمادگان است، نه پیشگویان.








