چرا تلاشها برای حذف دریافتهای غیررسمی از پزشکان بینتیجه ماند؟
سیما گودرزی
پدیده زیرمیزی یا دریافت وجوه غیررسمی در نظام سلامت ایران، همچنان به عنوان یک معضل در نظام سلامت به تار و پود این سیستم حیاتی آسیب میزند و اعتبار آن را خدشهدار میکند.
انتشار اخباری مبنی بر دریافت مبالغ اضافی حتی در سطوح مدیریتی وزارت بهداشت، این پیام ناامیدکننده را به جامعه مخابره میکند که عزم جدی و مؤثری برای ریشهکن کردن این معضل غیراخلاقی وجود ندارد. این روند، اعتماد عمومی به نظام بهداشت و درمان را که باید سنگر اصلی سلامت جامعه باشد، به شدت تضعیف میکند.
در راهروهای پرهیاهوی بیمارستانها، پشت درهای بسته مطب پزشکان و در میان اضطراب خانوادههایی که عزیزانشان نیازمند جراحی یا درمان هستند، هنوز زمزمه تلخ زیرمیزی شنیده میشود. سالهاست که این پدیده شوم، سایهای سنگین بر سر نظام سلامت افکنده است.
هرچند وقت یکبار، مسئولان با وعدههایی چون افزایش تعرفههای پزشکی، واقعیسازی درآمد پزشکان و اصلاح ساختار پرداخت، نوید حذف این تخلف را میدهند، اما واقعیتهای میدانی حکایت دیگری دارد.
بیماران همچنان روایت میکنند که برای تسریع در روند درمان، انجام اعمال جراحی ضروری یا حتی دریافت خدمات تخصصی، مجبور به پرداخت مبالغی خارج از چارچوب رسمی و قانونی شدهاند؛ مبالغی که نه در فاکتورهای رسمی ثبت میشوند، نه تحت پوشش بیمه قرار میگیرند و نه نظارت مؤثری بر آنها اعمال میشود.
این وضعیت، بار مالی مضاعفی را بر دوش بیماران قشر ضعیف جامعه تحمیل میکند و شکاف طبقاتی در دسترسی به خدمات درمانی را تشدید مینماید.
وعدههای تکراری؛ از واقعی شدن تعرفه تا پایان زیرمیزی
در سالهای گذشته، مسئولان وزارت بهداشت، سازمان نظام پزشکی و کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی، بارها بر این نکته تأکید کردهاند که افزایش تعرفههای پزشکی و اصلاح نظام پرداخت، انگیزه دریافت زیرمیزی را به شدت کاهش خواهد داد.
نظام سلامت در چنگال زیرمیزی: تشدید شکاف طبقاتی، تضعیف اعتماد عمومی و وعدههایی که راه به جایی نمیبرند
سعید کریمی، معاون درمان سابق وزارت بهداشت، در اظهاراتی اعلام کرده بود که برای پزشکان متخلف، جرایمی تا ۵۰ برابر مبلغ تخلف در نظر گرفته شده است و سامانه ۱۹۰ آماده دریافت شکایات مردمی است.
رئیس سازمان نظام پزشکی نیز مکرراً تعرفههای غیرواقعی را یکی از دلایل اصلی ریشهدواندن این تخلف عنوان کرده است. اما به نظر میرسد این اقدامات بازدارنده، نتوانستهاند جلوی این پدیده را به طور کامل بگیرند.
اما عالیه زمانی کیاسری، عضو کمیسیون بهداشت و درمان، انتقادی صریح و تند نسبت به عملکرد نهادهای متولی دارد. وی معتقد است که زیرمیزی معضلی چندوجهی است و نه صرفاً مالی؛ بنابراین حل آن نیازمند ارادهای قوی و قاطع است.
به گفته او، تا زمانی که وزارت بهداشت و سازمان نظام پزشکی این موضوع را با جدیت تمام دنبال نکنند، امیدی به اصلاح وضع موجود نیست. زمانی کیاسری با اشاره به وضعیت مالی نگرانکننده پزشکان در بخش دولتی، بیان میکند: هرچه پزشک بیشتر در بخش دولتی کار کند، دریافتیاش کمتر است و این تضاد، نظام پرداخت را دچار اختلال اساسی کرده است.
وی همچنین سیاستهای مالی نادرست، کمبود تجهیزات حیاتی و نفوذ بخش خصوصی در دانشگاهها را از عوامل ریشهای شکلگیری پدیده زیرمیزی قلمداد میکند و میافزاید: وزارت کار و سازمان تأمین اجتماعی به این موضوع بیتوجه بودهاند و سیاستهای پرداختی غلط، تأخیرهای طولانی در پرداختها و کسورات سنگین، انگیزه پزشکان را برای ماندن در سیستم رسمی و ارائه خدمت در مراکز دولتی کاهش داده است.
این عوامل باعث شده تا برخی پزشکان به سمت فعالیت در بخش خصوصی یا دریافتهای غیررسمی سوق داده شوند.
دیدگاه وزارت بهداشت؛ ضرورت حذف رابطه مالی مستقیم بیمار و پزشک
از سوی دیگر، سید سجاد رضوی، معاون درمان وزارت بهداشت، این پدیده را نیازمند برخوردی ریشهای و چندوجهی میداند و معتقد است: این معضل در بخش دولتی و خصوصی متفاوت است و نمیتوان با یک نسخه واحد و کلیشهای آن را حل کرد.
وی از تشکیل یک کمیته تخصصی مشترک با حضور نمایندگان دولت، وزارت بهداشت و سازمان نظام پزشکی برای تدوین یک طرح جامع خبر میدهد و تأکید میکند: اگر پرداختها به موقع و منصفانه انجام نشود، زمینه برای بروز فساد و افزایش نارضایتی عمومی فراهم میشود.
معاون درمان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، اجرای کامل نظام ارجاع و طرح پزشک خانواده را کلید موفقیت در مقابله پایدار با پدیده زیرمیزی معرفی کرده و تصریح میکند: هدف نهایی ما حذف رابطه مالی مستقیم بین بیمار و پزشک است و تمام پرداختها باید از طریق سازمانهای بیمهگر انجام شود تا بیمار هرگز مجبور به پرداخت غیررسمی و غیرقانونی نگردد.
این رویکرد، نیازمند بازنگری اساسی در ساختار بیمهها و تقویت نقش آنها در پوشش کامل خدمات درمانی است.
با وجود این سیاستها و وعدهها، گزارشهای میدانی و تجربیات تلخ بیماران نشان میدهد که زیرمیزی نه تنها بهطور کامل حذف نشده، بلکه در برخی حوزههای درمانی تخصصی، همچنان به عنوان یک مطالبه غیررسمی و اجبار پنهان ادامه دارد و نظام سلامت را بیش از پیش در معرض آسیب جدی قرار میدهد.
این وضعیت، نیازمند رویکردی جامعتر، نظارتی قویتر و ارادهای سیاسی راسختر برای مقابله با این پدیده مخرب است.








