هشدار قرمز برای اقتصاد
مریم غدیرپور
بر اساس تازهترین گزارش مرکز آمار ایران، تورم نقطهبهنقطه بهمنماه ۱۴۰۴ به حدود ۷۰ درصد رسیده است؛ عددی که بهلحاظ تاریخی در دوران صلح، کمسابقه و از منظر سیاستگذاری اقتصادی بهشدت هشداردهنده است.
این آمار نشان میدهد سطح عمومی قیمتها نسبت به بهمن سال قبل بهطور میانگین ۷۰ درصد افزایش یافته؛ اما اهمیت ماجرا در جزئیات نهفته است.
طبق همین گزارش، تورم کالاها به بالای ۹۰ درصد رسیده و تورم گروه خوراکیها و آشامیدنیها از مرز ۱۰۰ درصد عبور کرده است؛ یعنی اقلامی که مستقیماً با معیشت روزمره مردم در ارتباطاند، بیشترین فشار تورمی را تحمل کردهاند.
تورم نقطهبهنقطه از آن جهت خطرناک است که شتاب تورم را نشان میدهد، نه صرفاً سطح آن را. وقتی این شاخص بهطور پیوسته افزایش مییابد، به معنای آن است که تورم نهتنها مهار نشده، بلکه در حال شتاب گرفتن است. چنین وضعیتی معمولاً با تشدید انتظارات تورمی، کاهش اعتماد به پول ملی و جلو افتادن تصمیمهای مصرف و سرمایهگذاری همراه میشود.
تورم نقطه به نقطه کل به حدود ۷۰ درصد رسید اما تورم کالاها از ۹۰ درصد عبور کرد و تورم خوراکی و آشامیدنی به رقم بی سابقه ۱۰۵ درصد افزایش یافته است
در اقتصادی که همزمان با ریسکهای سیاسی، بیثباتی ارزی و رشد بالای پایه پولی مواجه است، تورم نقطهبهنقطه ۷۰ درصدی میتواند نشانه ورود به مرحلهای باشد که کنترل تورم از مسیرهای معمول، بسیار پرهزینه و دشوار خواهد شد.
تورم در اوج
عباس سلیمیان و استاد دانشگاه در گفت و گو با عصر اقتصاد با اشاره به گزارش بهمن ماه ۱۴۰۴ مرکز آمار بیان کرد: نرخ تورم نقطه به نقطه به ۶۸.۱ درصد رسید و این رقم یکی از بالاترین سطوح تورمی ثبت شده در دوران صلح بوده است.
وی توضیح داد: این شاخص نشان داد قیمت ها در مقایسه با مدت مشابه سال قبل با شتاب زیادی افزایش یافتند و همین موضوع زنگ خطر جدی برای اقتصاد کشور به صدا درآورد.
سلیمیان اظهار کرد: تنها حدود یک ماه و نیم پس از اجرای سیاست حذف ارز ترجیحی بسیاری از رکوردهای تورمی شکسته شد و اثرات این شوک ارزی هنوز به طور کامل تخلیه نشده است.
به گفته وی تورم خوراکی ها با عبور از ۱۰۵ درصد فشار معیشتی سنگینی بر دهک های پایین وارد کرد و شکاف رفاهی را تشدید کرد.
این استاددانشگاه تاکید کرد: تورم نقطه به نقطه به دلیل واکنش سریع به جهش های قیمتی شاخص مهمی برای سنجش شدت بحران محسوب شد و تداوم این روند اقتصاد را در مسیر پر ریسکی قرار داد.
این اقتصاددان با اشاره به اعلام تورم نقطه به نقطه نزدیک به ۷۰ درصد تاکید کرد: این عدد یک رکورد تاریخی خطرناک در دوران صلح محسوب شد و نشان داد اقتصاد ایران حتی بدون وقوع جنگ رسمی در معرض فروپاشی تورمی قرار گرفت.
وی توضیح داد: مقایسه این نرخ با تورم سال ۱۳۲۱ که کشور درگیر جنگ جهانی دوم بود به روشنی عمق بحران فعلی را نشان داد.
به گفته سلیمیان تورم بالا در شرایطی ثبت شد که اقتصاد با ریسک جنگ فشار تحریم ناآرامی اجتماعی و بی ثباتی سیاست گذاری مواجه بود و همین ترکیب وضعیت را نگران کننده تر کرد.
تورم معیشت را هدف گرفته است
این اقتصاددان با اشاره به جزئیات آمار تورمی اظهار کرد: تورم نقطه به نقطه کل به حدود ۷۰ درصد رسید اما تورم کالاها از ۹۰ درصد عبور کرد و تورم خوراکی و آشامیدنی به رقم بی سابقه ۱۰۵ درصد افزایش یافته است.
وی خاطرنشان کرد: این ارقام نشان داد تورم صرفا یک شاخص آماری نبود بلکه مستقیما معیشت روزمره مردم را هدف قرار داد و فشار اصلی بر دهک های پایین وارد شد.
وی افزود: تورم سه رقمی خوراکی ها معمولا در اقتصادهایی مشاهده شد که یا در حال فروپاشی بودند یا در آستانه ورود به ابرتورم قرار داشتند.
سلیمیان تصریح کرد: تورم نقطه به نقطه به دلیل واکنش سریع به شوک های قیمتی شاخص مهمی برای سنجش شتاب تورم محسوب شد و افزایش شدید آن بیانگر شکل گیری انتظارات تورمی منفی بود.
به گفته وی در چنین شرایطی بی اعتمادی به پول ملی تشدید شد و اگر سیاست های اصلاحی فوری اجرا نمی شد اقتصاد وارد مرحله ای می شد که مهار تورم در آن بسیار پرهزینه و دشوار بود.
ریشه بحران
این استاد دانشگاه با اشاره به دلایل جهش تورمی اخیر تاکید کرد: ریشه اصلی وضعیت موجود به سیاست گذاری های نادرست اقتصادی بازمی گردد.
وی گفت: حذف یکباره ارز ترجیحی بدون فازبندی زمانی بدون سیاست جبرانی موثر و بدون مدیریت انتظارات تورمی انجام شد و همین موضوع شوک سنگینی به سمت هزینه ها وارد کرد.
سلیمیان توضیح داد: این تصمیم باعث انفجار قیمت کالاهای اساسی شد و موج تورمی به سرعت به سایر بخش های اقتصاد منتقل شد به گونه ای که تورم دیگر محدود به چند قلم خاص نماند.
این استاد دانشگاه با اشاره به آمار رشد پایه پولی افزود: رشد حدود ۵۰ درصدی پایه پولی در یک سال گذشته عددی بسیار نگران کننده بود و عملا به معنای تضمین تورم بالا در اینده تلقی می شود.
به گفته وی در اقتصاد کلان رابطه مستقیمی میان رشد نقدینگی و تورم پایدار وجود دارد و وقتی پایه پولی با چنین شتابی افزایش یافت انتظار تورم ۵۰ تا ۷۰ درصدی در دوره های بعد کاملا قابل پیش بینی است.
سلیمیان تصریح کرد: حتی در صورتی که نرخ ارز ثابت می ماند تحریم ها تشدید نمی شد و تنش نظامی رخ نمی داد این حجم از رشد پولی به تنهایی برای تداوم تورم بالا کافی بود. در نتیجه تورم فعلی پایان مسیر نیست و بدون اصلاح فوری سیاست های پولی و مالی فشار تورمی در ماه های آینده نیز ادامه می یابد.
ایران درآستانه ابرتورم
این اقتصاددان با تاکید بر اینکه ابرتورم صرفا یک عدد بالا نیست توضیح داد: ابرتورم پیش از آنکه یک پدیده آماری باشد یک مکانیزم روانی اقتصادی است.
وی گفت : نشانه های این مرحله هم اکنون در اقتصاد ایران مشاهده می شود؛ بی اعتمادی گسترده به پول ملی افزایش یافته و نقدینگی با سرعت به سمت ارز طلا و کالا حرکت می کند.
سلیمیان افزود: خانوارها و بنگاه ها خریدهای آینده را جلو انداختند و حساب های ریالی به تدریج تخلیه شده است. زیرا مردم روی بدتر شدن اینده شرط بستند.
رشد حدود ۵۰ درصدی پایه پولی در یک سال گذشته عددی بسیار نگران کننده بود و عملا به معنای تضمین تورم بالا در اینده تلقی می شود
به گفته او اگر این چرخه رفتاری تثبیت شود، تورم به عامل بازتولید خودش تبدیل می شود و در این صورت مهار تورم نیازمند سیاست هایی بسیار پرهزینه و دردناک است.
نسخه حداقلی بقا
وی در آخر متذکر شد: اگر سیاست گذار همین امروز اقدام نکند خطر تثبیت چرخه تورمی جدی تر می شود و هزینه مهار ان به شکل تصاعدی افزایش می یابد. در چنین شرایطی نسخه آرمانی دیگر موضوعیت ندارد و تنها باید بر جلوگیری از فاجعه بزرگ تر تمرکز کرد.
بنابراین نخستین گام اجرای سیاست پولی واقعا انقباضی است؛ نه در حرف بلکه در عمل. همچنین توقف رشد پایه پولی و قطع تامین مالی کسری بودجه از مسیر پول پرقدرت شرط لازم مهار تورم تلقی است.علاوه بر این همزمان بازگرداندن اعتبار سیاست گذار اهمیت حیاتی دارد، زیرا بدون اعتماد عمومی هیچ ابزار پولی کارا نیست.
این اقتصاددان افزود: در کنار این حتی کاهش محدود ریسک سیاسی و ارسال سیگنال های روشن به بازار می تواند از تشدید انتظارات تورمی جلوگیری کند.
در نتیجه سیاست گذار ناچار است به جای عددسازی آماری بر مدیریت انتظارات تمرکز کند و به مردم نشان دهد مسیر آینده قابل پیش بینی تر شده است. این اقدامات حداقلی شاید تورم را فوراً متوقف نکند اما می تواند اقتصاد را از لغزش به مرحله ابر تورم دور نگه دارد.








