چرا دلار ناگهان گران شد؟
علی حاتمی؛ فعال بازار سرمایه
افزایش اخیر نرخ دلار، اگرچه در ظاهر ناگهانی به نظر میرسد، اما در واقع نتیجه یک شوک آنی یا صرفاً یک اتفاق سیاسی نیست. آنچه امروز در بازار ارز مشاهده میشود، برآیند سالها انباشت عدمتعادل در سیاستهای پولی، مالی و ارزی کشور است؛ ناترازیهایی که دیر یا زود باید خود را در قیمتها نشان میدادند.
تجربه اقتصاد ایران بار دیگر اثبات میکند که سرکوب متغیرهای کلیدی و تعویق اصلاحات ساختاری، نهتنها بحران را مهار نمیکند، بلکه هزینه آن را به آینده منتقل و شدیدتر میسازد. از این منظر، جهش دلار را باید «علائم بروز یک بیماری مزمن» دانست، نه یک نوسان مقطعی.
نخستین ریشه افزایش نرخ ارز، رشد مزمن نقدینگی بدون پشتوانه تولیدی می باشد، طی یک دهه گذشته حجم نقدینگی بیش از ده برابر شده، در حالی که تولید واقعی اقتصاد و تولید ناخالص داخلی دلاری تقریباً در همان سطح باقی مانده است، طبق بدیهیات اقتصاد پولی، هنگامیکه پول سریعتر از کالا و خدمات رشد میکند، ارزش پول ملی کاهش مییابد و این کاهش، در اقتصادی وابسته به واردات و ارز، مستقیماً در نرخ دلار نمایان میشود.
دومین عامل، سیاست سرکوب نرخ ارز است، دولتها جهت مهار تورم ظاهری و ایجاد آرامش کوتاهمدت، سالها نرخ ارز را پایینتر از سطح تعادلی نگه داشتهاند، این سیاست نهتنها تورم را مهار نکرد بلکه به انباشت فشار در بازار ارز انجامید، ضمن اینکه تجربه نشان میدهد نرخ ارزی که به صورت دستوری سرکوب میشود، در زمان رهاسازی با جهشی شدیدتر اصلاح میگردد؛ پدیدهای که در ادبیات اقتصادی به «بیشواکنشی ارزی» معروف است.
عامل سوم، چندنرخی بودن ارز و تبدیل آن به ابزار توزیع رانت است، وجود همزمان نرخهای رسمی، ترجیحی، نیمایی و آزاد، سیگنال قیمتی ارز را مخدوش کرده و تصمیمگیری اقتصادی را مختل ساخته است، در چنین شرایطی نرخ ارز دیگر بازتاب واقعیتهای اقتصادی نیست، بلکه محصول چانهزنی، امتیازدهی و رانت میشود؛ نتیجه این فرآیند، بیثباتی و همچنین جهشهای ناگهانی قیمت است.
چهارمین متغیر کلیدی، کاهش اعتماد عمومی به پول ملی است، ارزش یک پول تنها به میزان عرضه آن وابسته نیست بلکه به تمایل جامعه برای نگهداری آن نیز بستگی دارد.
نااطمینانی مزمن، تغییر مکرر قواعد سیاستگذاری و تجربه زیانهای پیدرپی، باعث شده ریال کارکرد خود بهعنوان ذخیره ارزش را از دست بدهد، وقتی ریال نگه داشته نمیشود، تقاضا برای داراییهای جایگزین از جمله دلار افزایش مییابد و نرخ ارز حتی بدون شوک جدید نیز بالا میرود.
در نهایت باید گفت که انتظارات تورمی نقش تعیینکنندهای ایفا میکنند کمااینکه نرخ ارز امروز بازتابی از تصور فعالان اقتصادی نسبت به آینده است، هنگامیکه چشمانداز کسری بودجه، رشد نقدینگی و بیثباتی سیاستی تغییری نمیکند، انتظارات تورمی تثبیت میشوند و خود به عامل افزایش نرخ دلار تبدیل میگردند.
جمعبندی
دلار در ایران گران نشده چراکه به ناگه «دلار کمیاب» شده است؛ ریال در اثر سیاستگذاری ناپایدار، به تدریج تضعیف شده است و مادامی که ناترازی پولی اصلاح نشود و سیاست ارزی شفاف و تکنرخی شکل نگیرد و همچنین اعتماد به حکمرانی اقتصادی بازسازی نشود، کنترل نرخ ارز نه ممکن است و نه پایدار.








