شهروند درجه یک
راضیه حسینی
«حقوق کارمندانی که امسال ۱۳ میلیون تومان دریافت میکردند، سال آینده به حدود ۱۸.۶ میلیون تومان میرسد.»
با این افزایش حقوق میتوانند یک گرم و چند سوت طلا بخرند. میتوانند به نسبت قبل تعداد بیشتری روغن ۴۲۳ هزارتومانی و حتی تخممرغ شانهای حدود ۳۲۰ هزار تومان بخرند، البته بهشرط ثابت ماندن قیمتها!
شما ببینید مسئولان چهقدر دقیق محاسبه کردهاند و حقوق را رند، ۱۹ میلیون نکرده و نخواستهاند بیخودی پول حیفومیل و اسراف شود، آنقدری اضافه کردند که بشود یک زندگی راحت داشت و امرارمعاش کرد.
البته تعریف زندگی راحت از نظر مسئولان، با این تعریف از نظر کل افراد بشریت متفاوت است. مسئولان معتقد هستند زندگی راحت یعنی آنقدر بخوری که از گرسنگی نمیری، آنقدر بپوشی که از سرما منجمد نشوی و در کل آنقدری داشته باشی که بهعنوان یک شهروند باقی و زنده بمانی.
شهروندی که کلی حقوحقوق دارد. مثلاً حق رأی، حق شهروندی، آن هم درجهی یک. بالاخره در شهر و کشور محل تولد خودش زندگی میکند و حق دارد خودش را درجهی یک بداند. حتی میتواند به حقوق دریافتی خود اعتراض کند و بگوید کم است. مسئولان هم با روی باز میپذیرند و قول میدهند حتماً بررسی کنند.
شهروندان حق زندگی دارند. میتوانند آزادانه در خیابانها، کوچهها و حتی پارکها قدم بزنند، از هوای گاهی پاک، لذت ببرند. حق دارند نفس عمیق بکشند و بابت این کار پولی پرداخت نکنند. میتوانند طلوع و غروب خورشید را ببیند و لذت ببرند. حتی اگر روزی روزگاری توانستند، به شمال سفر کنند، و از مناظر طبیعی لذت ببرند.
اینها همه حقوق شهروندی است که با ۱۳ میلیون تومان زنده مانده و میداند قرار است با انواعواقسام افزایش قیمتها، با هجده و ششصد تومان هم زنده بماند. میداند چارهی دیگری ندارد و حیف است از اینهمه حقوق شهروندی بهخاطر، فقط مشکل مالی، بگذرد!
درست است که دیگر حتی نمیتواند به خرید یک قبر هم فکر کند، چه برسد خانه، درست است که نمیتواند به داشتن دوچرخهی دستدوم هم فکر کند چه برسد ماشین، ولی باز هم دلش خوش است که شهروند درجهی یک است. شهروندی با کلی حق!







