نفس دوم اروپا؛ گاز مایع، راهبرد بقای قاره سبز
علیرضا محمودی فرد؛ پسادکترای حرفهای آیندهپژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاهها
تصور کنید شهری عظیم با صدها کارخانه، گرمایش خانهها، نیروگاهها و حتی پخت نان، همه و همه به یک لولهی فلزی وابسته باشند؛ ناگهان آن لوله قطع میشود؛ این دقیقاً همان کابوسی بود که اروپا در زمستان ۲۰۲۲ پس از کاهش صادرات گاز روسیه لمس کرد؛ از دل این بحران، یک واژه به اوج اهمیت رسید: «الانجی» یا گاز طبیعی مایع شده. برای اروپا، الانجی دیگر یک منبع انرژی جایگزین نیست؛ ستون فقرات استقلال انرژی و امنیت ملی شده است. بیایید اهمیت این مولفهی استراتژیک را از سه منظر واکاوی کنیم.
منظر اول: تنوع بخشی به سبد انرژی، نه یک انتخاب که اجبار
اتحادیه اروپا پیش از جنگ اوکراین، حدود ۴۰ درصد گاز خود را از روسیه تأمین میکرد، عمدتاً از طریق خط لوله؛ روسیه نشان داد که میتواند شیر گاز را بهعنوان سلاح سیاسی باز و بسته کند. الانجی اما با کشتی حمل میشود، از آمریکا، قطر، الجزایر، نیجریه و حتی استرالیا؛ این یعنی «تنوع منابع»؛ امروز اروپا توانسته سهم گاز روسیه را به زیر ۱۰ درصد برساند و جای آن را با الانجی پر کند؛ بدون الانجی، زمستان اروپا همان زمستانِ قطع برق و تعطیلی کارخانهها بود.
منظر دوم: مزایای ژئوپلیتیکِ فراتر از تجارت
برای کشوری مثل آلمان که فاقد ترمینال الانجی بود، این نوع گاز یک معادلهی سیاسی تازه نوشت؛ ساخت ترمینالهای شناور (افاسآرو) در کمتر از یک سال نشان داد که اولویت امنیت انرژی چقدر بالاست؛ الانجی به اروپا اجازه میدهد «وابستگی به یک تأمینکننده» را با «بازار رقابتیِ جهانی» جایگزین کند؛ این یعنی در مذاکرات سیاسی، دیگر کشوری مثل روسیه نمیتواند با تهدید قطع گاز، اروپا را باج دهد؛ هر چه ترمینالهای الانجی بیشتر، استقلال اروپا بیشتر.
منظر سوم: پل گذر از آلایندهها به انرژی سبز
تناقض جالبی در اروپا وجود دارد: از یک سو شعار حذف سوختهای فسیلی و از سوی دیگر واردات بیسابقهی الانجی؛ اما واقعیت این است که الانجی «پل سبز» است؛ نیروگاههای گازی نصف نیروگاههای زغالسنگی، کربندیاکسید منتشر میکنند و میتوانند در کنار انرژی بادی و خورشیدی، نوسانات تولید این انرژیهای تجدیدپذیر را پوشش دهند. اروپا تا زمانی که شبکهی ذخیرهسازی باتری و هیدروژن سبز به بلوغ نرسیده، به الانجی بهعنوان «عقبنشینِ انعطافپذیر» نیاز دارد؛ حذف ناگهانی گاز نه ممکن است، نه عاقلانه.
چالشهای پنهان اما جدی
البته الانجی راهحل بینقصی نیست؛ سه چالش بزرگ دارد:
۱. هزینه: الانجی معمولاً ۳۰ تا ۵۰ درصد گرانتر از گاز خط لولهای است؛ در سال ۲۰۲۲، قیمت الانجی در اروپا به رکورد تاریخی بیش از ۷۰ دلار در هر میلیون واحد حرارتی رسید؛ این یعنی فشار بر صنایع انرژیبر و قبضهای گزاف خانگی.
۲. زیرساخت: اروپا باید تا سال ۲۰۳۰ حدود ۵۰ میلیارد یورو روی ترمینالهای جدید الانجی، خطوط لولهی اتصال و مخازن ذخیرهسازی سرمایهگذاری کند؛ کشوری مثل ایتالیا که ترمینالهای محدودی دارد، در رقابت با هلند و اسپانیا (که ترمینالهای بزرگ دارند)، ضرر میکند.
۳. محدودیت ظرفیت جهانی: تولید سالانهی الانجی جهان حدود ۴۰۰ میلیون تن است؛ اروپا در سال ۲۰۲۲ بیش از ۱۲۰ میلیون تن وارد کرد (سه برابر سال قبل)؛ با افزایش رقابت آسیا (چین، ژاپن، کره جنوبی و …)، اروپا نمیتواند برای همیشه به بازار اشباعنشده تکیه کند؛ افزایش ظرفیت تولید الانجی در قطر و آمریکا تا ۲۰۲۷، کمی نفس را باز میکند، اما نه برای همیشه.
فرصتی برای تأمینکنندگان جدید، از جمله ایران
اینجا فرصتی بزرگ برای کشورهایی مثل ایران (با دومین ذخایر گازی جهان) و روسیه (با وجود تحریمها) ایجاد میشود؛ ایران با داشتن ۳۴ تریلیون مترمکعب گاز میتواند به یک قطب الانجی در منطقه تبدیل شود، اما نیاز به سرمایهگذاری ۵۰ تا ۷۰ میلیارد دلاری، انتقال فناوریِ مایعسازی (که در اختیار چند شرکت معدود است) و رفع تحریمهای تکنولوژیک دارد؛ ایران میتواند با جذب سرمایه از چین و پیادهسازی فناوری گاز مایع، هم بازار چین و کشورهای شرقی را بگیرد و هم خود را به قطبی در این عرصه تبدیل کند و کشورها همواره به آن وابسته باشند.
جمعبندی: از وابستگی به انعطاف
اروپا امروز به این نتیجه رسیده است که «تنها نباشد»؛ الانجی به قارهی سبز اجازه داده «نه» گفتن به گاز روسیه را تجربه کند؛ اما این «نه» هزینه دارد. چشمانداز بلندمدت، ترکیبی از الانجی، انرژی تجدیدپذیر، هیدروژن سبز و بهرهوری انرژی است؛ برای یک تا دو دههی آینده، الانجی همچنان «نفس دوم» اروپا خواهد بود؛ نفس اولش وابستگیهای ژئوپلیتیک بود، نفس دومش تنوع و انعطاف؛ مسئله این نیست که اروپا لولهها را بست؛ مسئله این است که با الانجی، پنجرههای تازهای به هوای آزادِ بازارهای جهانی باز کرد؛ سؤال این است: چه کسی برای پر کردن این پنجرهها، آمادهترین است؟








