بنزین روی انبار باروت تورم
مریم غدیرپور
زمزمههای افزایش قیمت بنزین از لابهلای اظهارات اخیر سخنگوی دولت بهوضوح شنیده میشود؛ هرچند هنوز تصمیمی رسمی اعلام نشده، اما تأکید مکرر بر «ضرورت مدیریت مصرف» و «ایجاد توازن» نشان میدهد موضوع افزایش قیمت یا تغییر سهمیهها بیش از هر زمان دیگری جدی شده است.
این رویکرد، در اقتصادی که سالها با تورم مزمن، کاهش قدرت خرید و فشار معیشتی دستوپنجه نرم میکند، پیامدهای نگرانکنندهای دارد.
واقعیت این است که بنزین فقط یک حامل انرژی نیست، بلکه یکی از حساسترین متغیرهای اثرگذار بر قیمت کالاها و خدمات است. هر تغییر در نرخ آن، بهسرعت در کرایه حملونقل، هزینه تولید، قیمت مواد غذایی و در نهایت سفره مردم منعکس میشود. بنابراین، هرگونه تصمیم عجولانه در این حوزه میتواند موج تازهای از گرانی را رقم بزند.
نکته انتقادی اینجاست که بهجای اصلاح ریشهای مصرف، بهینهسازی ناوگان حملونقل و کاهش هدررفت انرژی، باز هم سادهترین راه یعنی فشار بر مصرفکننده در دستور کار قرار گرفته است. اگر دولت واقعاً به شفافیت و صداقت پایبند است، باید پیش از هر اقدامی، تبعات اجتماعی و تورمی چنین تصمیمی را صریحاً برای مردم توضیح دهد.
بنزین به معیشت گره خورده
در گفتوگوی «عصر اقتصاد» با علی سعدوندی، کارشناس اقتصادی، تاکید شد که تقلیل دادن مسئله بنزین به یک معادله ساده درباره خودروها، یکی از بزرگترین خطاهای محاسباتی در سیاستگذاری اقتصادی است.
بنزین در اقتصاد ایران صرفاً یک حامل انرژی نیست، بلکه کالایی واسطهای و بهشدت سیگنالساز است؛ کالایی که هر تغییر در قیمت یا نحوه دسترسی به آن، بهسرعت در کل زنجیره هزینهها رسوخ میکند و اثر خود را از سطح سوختگیری روزانه به سطح معیشت خانوارها منتقل میسازد.
بهگفته این کارشناس، افزایش نرخ سوخت یا محدودتر شدن دسترسی به کارتهای آزاد، بلافاصله هزینه حملونقل کالا را بالا میبرد. از وانتبارهای توزیع مواد غذایی گرفته تا تاکسیهای اینترنتی و مسافرکشهای شخصی، همگی از این تصمیمها آسیب میبینند؛ در حالی که بخش بزرگی از معیشت میلیونها نفر در همین اقتصاد غیررسمی تعریف شده است. وقتی کرایه حمل بار افزایش مییابد، این فشار در مرحله بعد به قیمت تمامشده کالاهای اساسی مانند گوجهفرنگی، مرغ، لبنیات و سایر مایحتاج روزمره منتقل میشود.
سعدوندی در این چارچوب هشدار میدهد که اثر تورمی بنزین، هم واقعی است و هم روانی؛ و همین اثر، بسیار سریعتر از هرگونه یارانه جبرانی، قدرت خرید جامعه را فرسوده میکند. از این رو، هرگونه تصمیم شتابزده در حوزه بنزین میتواند به موجی تازه از گرانی و نارضایتی اجتماعی منجر شود.
بنزین؛ باروت تورمی در شرایط بحران منطقهای
این کارشناس اقتصادی، با دست گذاشتن بر زمانسنجی نادرست تصمیمات دولتی هشدار میدهد: «تجربه تاریخی افکار عمومی در ایران نشان داده است که جامعه بیش از آنکه با خود اصلاحات اقتصادی مخالفت کند، با تصمیمات ناگهانی، رفتارهای غیرشفاف و زمانسنجیهای نادرست دچار شوک و ناامیدی میشود.
تکرار سناریوهای مبهم و اتخاذ تصمیمات سخت در بحرانیترین برهههای سیاسی و منطقهای، حاشیهای امن برای اقتصاد ایجاد نمیکند؛ بلکه جامعه را در برابر تصمیمگیران قرار میدهد.»
این تحلیلگر ارشد اقتصادی با اشاره به سوابق اجرای این دست سیاستها میافزاید: «تجربیات گذشته در مورد افزایش قیمت بنزین به هیچ عنوان مثبت و موفقیتآمیز نبوده است. اکنون در شرایط حساس و شبهجنگی منطقه و در حالی که جامعه با تورم سهرقمی در بخش خوراکیها و کالاهای اساسی دستوپنجه نرم میکند، تکرار دوباره این تجربه آزموده، بازی با انبار باروت انتظارات تورمی است.»
ضرورت اقناع عمومی پیش از اصلاحات ساختاری
سعدوندی بر این باور است که اگر دولت و تصمیمسازان معتقدند اصلاح نظام توزیع سوخت یک ضرورت ملی است، پیش از هرگونه دستکاری در نرخ یا مکانیزم کارتها، نیازمند شفافسازی کاملاً صادقانه، آمادهسازی افکار عمومی و ارتقای جدی زیرساختهای حمایتی و حملونقل عمومی هستند.
او در پایان تأکید میکند: «گرفتن سختترین تصمیمات اقتصادی در بدترین شرایط زمانی و بدون اقناع عمومی، گرهی از ابرچالشهای انرژی کشور باز نخواهد کرد. این رویکرد انقباضی در فضای ملتهب کنونی، تنها بر دامنه نارضایتیها و فشارهای معیشتی در جامعه میافزاید و سرمایه اجتماعی دولت را به نابودی میکشاند.»
دوراهی «اصلاحات دردناک» یا «تداوم ناترازی»
چشمانداز بازار انرژی ایران نشان میدهد که دولت در میانمدت چارهای جز خروج از بنبست «قیمتگذاری دستوری» سوخت ندارد؛ اما پیمودن این مسیر در سال ۱۴۰۵، با ریسکهای متفاوتی روبروست. اگر سیاستگذار بخواهد بدون بازنگری در ساختار تولید خودرو و ارتقای جدی حملونقل عمومی، صرفاً بر اهرم قیمت تکیه کند، اقتصاد ایران با پارادوکس «تورم-رکود» عمیقتری روبرو خواهد شد.
در ماههای پیشرو، انتظار میرود فشار ناترازی بنزین به نقطه بحرانی برسد که نتیجه آن یا بازگشت به صفهای طولانی پمپبنزینها و محدودیت شدید سهمیهای است و یا پذیرش شوک قیمتی. اما نکته کلیدی اینجاست که در صورت تداوم تورم بالای بخش خوراکی و تنشهای منطقهای، هرگونه اصلاح قیمتی نه به کاهش مصرف، بلکه به جابجایی منحنی هزینه زندگی منجر شده و پایداری بودجهای دولت را زیر سؤال میبرد.
آینده بنزین در ایران بیش از آنکه به مخازن سوخت گره خورده باشد، به «سرمایه اجتماعی» و توانایی دولت در مدیریت انتظارات تورمی بستگی دارد؛ متغیری که در حال حاضر، لرزانتر از هر زمان دیگری به نظر میرسد.








