افسانه نمیرترین مردم دنیا
راضیه حسینی
«ایرانیها جزو ۱۰ کشور پرکار جهان»
«مقایسه آمارهای سال ۲۰۲۴ نشان میدهد ایرانیها به طور متوسط هفتهای ۴۶.۳ ساعت کار میکنند؛ رقمی که ایران را در میان ۱۷۰ کشور جهان در رتبه دهم قرار داده و افسانه کمکاری ایرانیها را رد میکند.»
حالا دیگر بهجای افسانهی کمکاری، داستان مردمی نوشته میشود که هرچه بیشتر کار میکنند کمتر میرسند، یا بهتر بگوییم اصلاً نمیرسند.
مجبور شدهاند صبح تا شب، چند شیفت کار کنند و این وسط، بدون اینکه متوجه شوند رفتند در ردهی پرکارها! نمیدانند این آمار چه سودی به حالشان دارد، ولی بالاخره خودشان باعث شدند کشورشان هم یک جایی در یک آمار و جدولی برود آن بالاها!
شاید سالها بعد افسانهی مردم این روزهای ایران بشود قصهای جذاب و خواندنی. مردمی که اصلاً خودشان هم نمیدانستند قرار است چند تا دیو و چندتا خوان پشت سر بگذارند. مردمی که نه اسب داشتند، نه گرز و نه حتی یک چاقوی میوهخوری!
دستخالی میافتادند وسط یک خوان و همانطور که مات و مبهوت به دوروبر نگاه میکردند دیوها مثل بارش شهابی بر سرشان فرومیریختند. دیو گرانی، بیپولی، تورم، معیشت و… آنقدر مجبور بودند سریع جاخالی بدهند که خیس عرق میشدند و به نفسنفس میافتادند.
در همان حال از زمین هم نیزههایی در میآمد و باید از زمین و آسمان، همزمان جاخالی میدادند. کار وقتی سختتر میشد که دیوها قدرت پرواز هم داشتند. هیکلهایی گنده و بدقواره با دو تا بال اندازهی مگس دور و برشان میگشتند. اگر مدتی در این حالت طاقت میآوردند و نمیمردند، میتوانستند به مرحلهی بعد بروند.
طنابی از یک جایی آویزان میشد و آنها بهمحض اینکه طناب را میگرفتند و برای نجات هر چه توان داشتند به کار میبردند تا بالا بروند، یکهو طناب پوسیده، پاره میشد و میافتادند به زیر یک خط غیر فرضی، یا همان مرحلهی بعد، یا شاید قبل! آنجا علاوه بر دیو سپید و سیاه و خاکستری و قهوهای، یک سری موجودات عجیب زیرزمینی هم وجود داشت که کلی شاکی بودند چرا از خواب بیدارشان کردند.
مردم باید این خوان را هم بهسلامت پشت سر میگذاشتند تا سر آخر بدون اینکه بفهمند بشوند پرکارترین، شجاعترین و نمیرترین مردم دنیا!
تا سر آخر بشوند رستم، بدون اینکه بفهمند کی چطور و کجا خواستند و امضا کردند که میخواهند رستم یک افسانه شوند!







