وقتی صندلی سلمانی، صندلی داغِ بازجویی میشود!
دیلماج رشته فرنگی
“زیتون درشت و مرغوب؟ برنج اعلای درجه یک؟ چای بهاره لاهیجان؟ ماهی دودی؟ کلوچه و ترشی؟”
اگر چند سؤال دیگر هم درباره عرضه و فروش این محصولات محلی از شما پرسیده شود، دیگر نیازی به نقشه ندارید؛ خودتان مثل جیپیاس میتوانید دقیقاً شهر و دیار، و حتی اصل و نسب آرایشگر محله را تعیین کنید. ماشاالله قیمت این محصولات و سوغاتی های ترش و شیرین وشورو دودی هم پا به پای قیمت ارزهای بازار آزاد، روزبهروز بالاتر میرود و آدم نمیداند در حال اصلاح موی سر است یا شنیدن تابلوی صوتی اعلان نرخ ارز!
در مورد بنده، نمیدانم چرا هردفعه درست هنگامی که تیغ آرایشگر روی موهای گردنم قرار میگیرد، فهرست محصولات شمال، با همان لهجه محلی، از پشت سر برایم قرائت میشود. البته، خدایی ناکرده، قصد ندارم با ذکر واژه «گردن»، ترکیب «سرگردنه» را تداعی کنم!
تازه، یک وجه قضیه این است که آرایشگاههای مدرن امروز دستکمی از اتاق بازجویی ندارند. همهچیز از پشت سر پرسیده میشود و شما، در حالی که آرایشگر را نمی بینید، تحت یک عملیات «تخلیه اطلاعاتی» نرم قرار میگیرید.
بنده مدتی پیش به تمام سؤالات مرسوم و اولیه پاسخ دادهام و وضعیت تأهل، مدت اسکان در محله، شغل و حتی اجارهبها یا تملک آپارتمانم برای جناب آرایشگر کاملاً عیان شده است. البته ناگفته نماند دراوایل آشنایی با آرایشگر محله جدید، منِ بیچاره خبطی کردم و در جواب سؤال «شغلت چیست؟» صادقانه گفتم: “مترجم رسمی قوه قضاییه”
چشمتان صحنه بد نبیند! دریک آن آرایشگر مرا با معاون اول رئیس قوه قضاییه اشتباه گرفت. خدا میداند با چه زحمت و تلاشی توانستم ثابت کنم که بندهِ فقیرِ حقیر فقط جملات را از زبانی به زبان دیگر برمیگردانم و هیچ سمت و اختیاری در قوه قضاییه و عفووبخشش زندانی ها ندارم! خلاصه، با هزار توضیح و تبیین، از زیر دستش جان سالم به در بردم.
بدون شک برای شما هم پیش آمده است؛ این وضعیتی است که مثل شتر در خانه همه میخوابد و تا تمام پشمهایش چیده نشود، جنب نمیخورد! هرچه موهایتان پرپشتتر، سنتان کمتر و قر و فر موهایتان بیشتر باشد، آرایشگرتان برای باز کردن یک حساب درازمدت اقتصادی روی شما، سؤالات دقیقتری میپرسد.
از من به شما نصیحت؛ اگر از هیاهوی تهران خسته شدهاید و آرزوی خرید یک قطعه زمین نقلی یا ویلایی در شمال در سرتان می چرخد، هرگز و تحت هیچ شرایطی آن را با آرایشگر خود در میان نگذارید؛ مگر اینکه بخواهید تا پایان ماه، تمام محصولات کشاورزی گیلان و مازندران را با قیمت بازار سیاه، در فاکتور اصلاح سرتان لحاظ کنند!
زکـی ! فکر کردید در آینده که اصلاح موی سر با مدیریت «هوش مصنوعی» و وسایل مدرن انجام می شود، از شر این سؤالات خلاص میشوید. اما این فکر خامی است! شک نکنید هوش مصنوعی، در لابهلای پخش موسیقی و ارائه آمار دقیق تعداد و وضعیت و حالت موهایتان، و تجویز شامپو و لوسیون و دارو برای موهایتان ، برای زنده کردن خاطرات، با همان لهجه محلی و صفای شمالی از شما خواهد پرسید: “راستی مهندس، برنج نیمدانه هم میخواستی یا فقط طارم اعلا؟”
در نهایت، خدا کند وضع اقتصادی چنان رو به راه شود که سنگکی ها هم فقط نانِ «سنگک تیپ» بفروشند و دیگر دغدغه بازاریابی و فروش زعفران فرد اعلای قائنات را نداشته باشند؛ تا ما هم، به عنوان یک مشتری پروپاقرص، در رودربایستی خرید زعفران از سنگکیِ محل گیر نیفتیم!
