دلار: 115,860 تومان
یورو: 134,400 تومان
پوند انگلیس: 153,230 تومان
درهم امارات: 31,541 تومان
یوان چین: 16,370 تومان
دینار بحرین: 307,280 تومان
دینار کویت: 377,960 تومان
ریال عربستان: 30,914 تومان
دینار عراق: 88.5 تومان
لیر ترکیه: 2,720 تومان
ین ژاپن: 74,187 تومان
طلا 18 عیار: 11,876,200 تومان
طلا: 488,675,466.6 تومان
مثقال: 51,263,000 تومان
طلا 24 عیار: 15,779,000 تومان
طلا دست دوم: 11,676,545 تومان
نقره 925: 205,550 تومان
سکه گرمی: 17,400,000 تومان
نیم سکه: 63,700,000 تومان
ربع سکه: 36,790,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 116,270,000 تومان
آلومینیوم: 332,935,296 تومان
مس: 1,297,921,650 تومان
سرب: 229,446,826.8 تومان
نیکل: 1,715,814,766.8 تومان
قلع: 4,194,018,457.2 تومان
روی: 354,554,772 تومان
گاز طبیعی: 561,921 تومان
بنزین: 210,691.4 تومان
نفت خام: 6,783,603 تومان
گازوییل: 79,450,995 تومان
نفت اپک: 7,323,510.6 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 115,860 تومان
یورو: 134,400 تومان
پوند انگلیس: 153,230 تومان
درهم امارات: 31,541 تومان
یوان چین: 16,370 تومان
دینار بحرین: 307,280 تومان
دینار کویت: 377,960 تومان
ریال عربستان: 30,914 تومان
دینار عراق: 88.5 تومان
لیر ترکیه: 2,720 تومان
ین ژاپن: 74,187 تومان
طلا 18 عیار: 11,876,200 تومان
طلا: 488,675,466.6 تومان
مثقال: 51,263,000 تومان
طلا 24 عیار: 15,779,000 تومان
طلا دست دوم: 11,676,545 تومان
نقره 925: 205,550 تومان
سکه گرمی: 17,400,000 تومان
نیم سکه: 63,700,000 تومان
ربع سکه: 36,790,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 116,270,000 تومان
آلومینیوم: 332,935,296 تومان
مس: 1,297,921,650 تومان
سرب: 229,446,826.8 تومان
نیکل: 1,715,814,766.8 تومان
قلع: 4,194,018,457.2 تومان
روی: 354,554,772 تومان
گاز طبیعی: 561,921 تومان
بنزین: 210,691.4 تومان
نفت خام: 6,783,603 تومان
گازوییل: 79,450,995 تومان
نفت اپک: 7,323,510.6 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 080904230828
روزنامهفناوری اطلاعات و ارتباطاتسرگذشت یک دهه فراز و فرود در اکوسیستم استارت‌آپی ایران؛

از تب شتاب‌دهنده تا بلوغ خاموش

دهه نود شمسی برای اکوسیستم نوآوری ایران، دهه‌ای بود که واژه «شتاب‌دهنده» ناگهان از یک اصطلاح ناآشنا در گوشه‌و‌کنار استارت‌آپ‌ویکندها به پرتکرارترین کلمه سال تبدیل شد.

سال ۹۲ هنوز تعداد استارت‌آپ‌های واقعی کشور از انگشتان دو دست بیشتر نبود که اولین موج شتاب‌دهنده‌ها با نام‌های آواتک، دیموند، تریگ‌آپ، شزان، فین‌استارز و چند مجموعه دیگر متولد شدند. فقط چهار سال بعد، در سال ۹۶، تنها در تهران بیش از ۷۰ شتاب‌دهنده فعال یا نیمه‌فعال وجود داشت و معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری با طرح جنجالی «تک» و پرداخت تسهیلات چندمیلیاردی به هر شتاب‌دهنده، عملاً بنزین روی این آتش ریخت. همه باور داشتند اگر چند صد تیم جوان را شش ماه در یک فضای اشتراکی نگه داریم، هفته‌ای یک ورکشاپ و یک مربی بین‌المللی برایشان بیاوریم و در دمودی صد یا دویست میلیون تومان پول بذری به آن‌ها بدهیم، ایران هم به زودی «سیلیکون‌ولی خاورمیانه» خواهد شد.

یک دهه بعد، منظره کاملاً دگرگون شده است. از نزدیک به ۲۰۰ شتاب‌دهنده‌ای که تا سال ۹۸ مجوز رسمی یا غیررسمی گرفته بودند، امروز شاید کمتر از بیست مجموعه واقعاً نفس بکشند و از این تعداد نیز تنها پنج یا شش مجموعه هنوز به‌صورت منظم و سالانه دوره برگزار می‌کنند. آواتک که روزی نماد شتاب‌دهی ایران بود، سال ۹۹ رسماً تعطیل شد. دیموند پس از چند سال فعالیت کم‌رنگ منحل گردید. شزان، تریگ‌آپ، فین‌استارز، رایان‌ونچرز، پرتو، نقشه و ده‌ها نام دیگر یا ادغام شدند، یا به فضای کار اشتراکی ساده تبدیل شدند یا صرفاً یک وب‌سایت خاک‌خورده از آن‌ها باقی مانده است.

حتی غول‌های شرکتی مانند فینووا، شناسا، سرآوا و اسمارت‌آپ هم دیگر برنامه شش‌ماهه کلاسیک ندارند و بیشتر به سرمایه‌گذاری مستقیم یا برنامه‌های کوتاه‌مدت نوآوری شرکتی روی آورده‌اند.

چه شد که این موج پرهیاهو این‌گونه فروکش کرد؟ پاسخ چندوجهی است. نخست، مدل اقتصادی شتاب‌دهی در ایران از ابتدا بر پایه یک پیش‌فرض کاملاً اشتباه بنا شده بود؛ اینکه با ۱۰۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان سرمایه بذری می‌توان تیم را به مرحله جذب سرمایه سری A رساند.

اما وقتی از سال ۹۷ به بعد بازار سرمایه‌گذاری خطرپذیر تقریباً خشکید و صندوق‌های جسورانه یکی پس از دیگری فعالیت‌شان را متوقف یا شدیداً کاهش دادند، شتاب‌دهنده‌ها با کوهی از سهام ۸ تا ۱۵ درصدی تیم‌هایی روبه‌رو شدند که هیچ‌گاه نتوانستند سرمایه بعدی جذب کنند.

طبیعتاً exit هم شکل نگرفت و بازگشت سرمایه برای سهام‌داران شتاب‌دهنده نزدیک به صفر شد. خیلی از سرمایه‌گذاران خصوصی پس از دو سه دوره زیان سنگین، شیر سرمایه را بستند.

دومین ضربه مهلک از جانب سیاست‌های دولتی آمد. طرح «تک» معاونت علمی که قرار بود به هر شتاب‌دهنده تا سقف سه میلیارد تومان تسهیلات کم‌بهره بدهد، در عمل به دلیل بروکراسی پیچیده، ضامن‌های سنگین و تأخیرهای دو سه ساله در پرداخت، بسیاری از مجموعه‌ها را به مرز ورشکستگی کشاند. برخی شتاب‌دهنده‌ها ماه‌ها حقوق مربیان و کارکنان خود را نتوانستند پرداخت کنند و در نهایت درهایشان را بستند.

همزمان، موج مهاجرت گسترده بنیان‌گذاران، مربیان و حتی مدیران شتاب‌دهنده‌ها در سال‌های ۹۸ تا ۱۴۰۲ ضربه آخر را زد؛ تقریباً تمام مدیران نسل اول یا خود مهاجرت کردند یا بهترین تیم‌هایشان را به دبی، استانبول، تورنتو یا برلین بردند.

با این حال، نمی‌توان نقش تاریخی این شتاب‌دهنده‌ها را نادیده گرفت. اسنپ، دیجی‌کالا، کافه‌آی‌تی، علی‌بابا، زرین‌پال، نت‌برگ، بامیلو، تخفیفان، زودفود، شیپور و ده‌ها برند بزرگ امروز، همه در مقطعی از یکی از همین شتاب‌دهنده‌ها عبور کرده بودند یا دست‌کم از شبکه مربیان، سرمایه‌گذاران و فضای آن‌ها بهره برده بودند. نسل اول کارآفرینان دیجیتال ایران عملاً در همین سالن‌های شلوغ دمو‌دی و ورکشاپ‌های شبانه پرورش یافتند. آن‌ها در همین فضاها یاد گرفتند چگونه پیچ‌دک بنویسند، چگونه مدل درآمدی طراحی کنند، چگونه سرمایه‌گذار را قانع کنند و مهم‌تر از همه، فرهنگ استارت‌آپی را در ایران جا انداختند. به بیان دقیق‌تر، شتاب‌دهنده‌های دهه نود نقش «دانشگاه واقعی کارآفرینی» را ایفا کردند در روزهایی که هیچ دانشگاه یا MBA داخلی چنین چیزی ارائه نمی‌داد.

امروز شتاب‌دهی در ایران صورت دیگری به خود گرفته است. مجموعه‌های باقی‌مانده و فعال مانند پرش، دیتاک، پل، شتاب‌دهنده سلام، شتاب‌دهنده فردوسی، تریگ‌آپ شرق، شتاب‌دهنده هاب اصفهان و تعداد محدودی دیگر، دیگر به مدل کلاسیک شش‌ماهه پایبند نیستند.

دوره‌ها معمولاً سه تا چهار ماهه شده، مبلغ سرمایه بذری به یک تا سه میلیارد تومان رسیده، انتخاب تیم‌ها بسیار سخت‌گیرانه‌تر است و به جای پنجاه تیم در سال، سالی پنج تا ده تیم با traction اولیه پذیرش می‌شوند و تمرکز روی حوزه‌هایی است که هنوز سرمایه‌گذاری جریان دارد؛ سلامت دیجیتال، فین‌تک، هوش مصنوعی، آموزش آنلاین و کشاورزی هوشمند.

شتاب‌دهنده‌های شرکتی نیز مسیر خود را جدا کرده‌اند؛ آکادمی همراه، دورکمپ آپارات، دیجی‌کالا نکست، حصین‌اکس و شتاب‌دهنده همراه اول دیگر به دنبال ساخت یونیکورن مستقل نیستند، بلکه مسئله‌های داخلی شرکت مادر را حل می‌کنند یا استارت‌آپ‌های spin-off می‌سازند.

نکته جالب اینکه در سال ۱۴۰۴ نشانه‌هایی از احیای آرام و بالغ شتاب‌دهی دیده می‌شود، اما این بار بدون هیاهوی سابق. بسیاری از صندوق‌های جسورانه بزرگ مانند سرآوا، شناسا، اسمارت‌آپ، تامین سرمایه امید و صندوق نوآوری و شکوفایی خودشان برنامه‌های pre-seed یا incubation داخلی راه انداخته‌اند که در عمل همان نقش شتاب‌دهنده را ایفا می‌کند، ولی دیگر از واژه «شتاب‌دهنده» استفاده نمی‌کنند تا از بار منفی دهه گذشته دور بمانند.

در شهرهای غیر از تهران نیز چند مجموعه محلی موفق مانده‌اند؛ شتاب‌دهنده فردوسی در مشهد و شتاب‌دهنده هاب اصفهان به دلیل هزینه‌های پایین‌تر و دسترسی به استعدادهای بومی، عملکرد بهتری نسبت به بسیاری از مجموعه‌های تهرانی دارند.

در نهایتاً باید گفت دهه نود، دهه «شتاب‌دهنده‌زدگی» بود و سال‌های اخیر، دوره «شتاب‌دهنده‌ستیزی» یا دست‌کم بی‌اعتمادی عمیق به این مدل. اما تجربه جهانی نشان می‌دهد شتاب‌دهی به‌عنوان یک مرحله طبیعی در تکامل هر اکوسیستم نوآوری است.

همان‌طور که Y Combinator و Techstars هنوز پس از دو دهه در آمریکا زنده و تأثیرگذارند، در ایران نیز شتاب‌دهنده‌ها احتمالاً دوباره بازمی‌گردند؛ نه با همان شکل پرزرق‌وبرق و پرتعداد دهه نود، بلکه تخصصی‌تر، با سرمایه سنگین‌تر، دوره کوتاه‌تر و واقع‌بینانه‌تر.

شاید دهه ۱۴۰۰ شمسی، دهه شتاب‌دهنده‌های نسل دوم باشد؛ مجموعه‌هایی که دیگر قول یونیکورن نمی‌دهند، اما می‌دانند چگونه یک تیم دو نفره را به شرکتی با درآمد صد میلیارد تومانی در سه سال تبدیل کنند.

تجربه تلخ و شیرین یک دهه آزمون و خطا به ما آموخت که شتاب‌دهی در ایران جواب می‌دهد، اما نه به آن شکلی که در سال ۹۴ فکر می‌کردیم.

این بار، شاید بزرگ‌ترین دستاورد همان موج پرهیاهو باشد؛ بلوغی که با هزینه سنگین به دست آمد، ولی بالاخره به دست آمد.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا