دلار: 235,815 تومان
یورو: 273,640 تومان
پوند انگلیس: 319,790 تومان
درهم امارات: 64,407 تومان
یوان چین: 35,500 تومان
دینار بحرین: 627,340 تومان
دینار کویت: 767,650 تومان
ریال عربستان: 62,956 تومان
دینار عراق: 151.4 تومان
لیر ترکیه: 4,980 تومان
ین ژاپن: 153,700 تومان
طلا 18 عیار: 24,073,200 تومان
انس طلا: 1,025,880,143.4 تومان
مثقال طلا: 104,425,000 تومان
طلا 24 عیار: 32,120,300 تومان
طلا دست دوم: 23,785,175 تومان
نقره 925: 477,357 تومان
سکه گرمی: 34,000,000 تومان
نیم سکه: 122,000,000 تومان
ربع سکه: 65,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 236,310,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 12,742,027,710 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 23,593,290.7 تومان
گازوییل: 347,850,706.5 تومان
نفت اپک: 27,092,785.3 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 235,815 تومان
یورو: 273,640 تومان
پوند انگلیس: 319,790 تومان
درهم امارات: 64,407 تومان
یوان چین: 35,500 تومان
دینار بحرین: 627,340 تومان
دینار کویت: 767,650 تومان
ریال عربستان: 62,956 تومان
دینار عراق: 151.4 تومان
لیر ترکیه: 4,980 تومان
ین ژاپن: 153,700 تومان
طلا 18 عیار: 24,073,200 تومان
انس طلا: 1,025,880,143.4 تومان
مثقال طلا: 104,425,000 تومان
طلا 24 عیار: 32,120,300 تومان
طلا دست دوم: 23,785,175 تومان
نقره 925: 477,357 تومان
سکه گرمی: 34,000,000 تومان
نیم سکه: 122,000,000 تومان
ربع سکه: 65,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 236,310,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 12,742,027,710 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 23,593,290.7 تومان
گازوییل: 347,850,706.5 تومان
نفت اپک: 27,092,785.3 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 210605253428
اخبار برگزیدهاخبار روز-اسلایدر صفحه اصلیروزنامهسرمقاله

از تومان تا دلار؛ روایت دلاریزه شدن ذهن اقتصاد

ساسان باقرپناه

یکی از نشانه‌های عمیق بی‌ثباتی اقتصادی فقط افزایش قیمت‌ها نیست؛ گاهی مسئله مهم‌تر زمانی آغاز می‌شود که پول ملی، آرام‌آرام بخشی از نقش خود را به‌عنوان معیار سنجش ارزش از دست می‌دهد.

در چنین وضعیتی، مردم هنوز با تومان حقوق می‌گیرند، اجاره می‌پردازند، خرید می‌کنند و قرارداد می‌بندند، اما برای فهمیدن اینکه دارایی‌شان چقدر می‌ارزد، درآمدشان نسبت به گذشته چه تغییری کرده یا یک کالا واقعاً گران شده یا نه، به دلار نگاه می‌کنند.

این وضعیت را می‌توان نوعی دلاریزه شدن ذهنی اقتصاد دانست؛ نه به این معنا که دلار رسماً جای پول ملی را در معاملات گرفته، بلکه به این معنا که دلار به‌تدریج به «واحد ذهنی سنجش ارزش» تبدیل شده است.

پول در اقتصاد فقط وسیله خرید نیست. دو کارکرد مهم دیگر نیز دارد: واحد سنجش و ذخیره ارزش. اگر جامعه احساس کند پول ملی در گذر زمان قدرت خرید خود را با سرعت از دست می‌دهد، طبیعی است که برای سنجش ارزش و حفظ دارایی، به معیار دیگری پناه ببرد.

برای همین است که فردی ممکن است حقوق خود را به تومان دریافت کند، اما برای مقایسه با چند سال قبل آن را به دلار تبدیل کند. صاحب خانه قیمت ملکش را با ارز بسنجد. فروشنده قبل از تعیین قیمت کالا به نرخ دلار نگاه کند و سرمایه‌گذار بازده فعالیت اقتصادی خود را با تغییر قیمت ارز و طلا مقایسه کند.

در چنین شرایطی، دلار دیگر فقط یک قیمت در بازار ارز نیست؛ به قیمت مرجع ذهنی تبدیل می‌شود.

این تغییر، پیامدهای مهمی دارد. نخستین پیامد، افزایش حساسیت قیمت‌ها به نوسانات ارزی است. در اقتصادی که ذهن فعالان اقتصادی به دلار گره خورده، حتی کالایی که وابستگی مستقیم محدودی به واردات دارد ممکن است تحت تأثیر تغییرات نرخ ارز قرار بگیرد. دلیلش همیشه افزایش فوری هزینه تولید نیست؛ گاهی نگرانی درباره هزینه جایگزینی فرداست.

فروشنده از خودش می‌پرسد: اگر امروز بفروشم، فردا می‌توانم همین کالا را با همان پول جایگزین کنم؟

تولیدکننده می‌پرسد: مواد اولیه ماه بعد با چه قیمتی تأمین خواهد شد؟

خریدار می‌پرسد: اگر امروز نخرم، فردا گران‌تر نمی‌شود؟

در نتیجه، قیمت امروز فقط حاصل هزینه امروز نیست؛ بخشی از آن از انتظار نسبت به فردا می‌آید.

اینجاست که مفهوم انتظارات تورمی اهمیت پیدا می‌کند. اگر مردم و بنگاه‌ها انتظار داشته باشند ارزش پول باز هم کاهش پیدا کند، رفتار خود را از قبل با آن تطبیق می‌دهند. فروشنده محتاط‌تر قیمت می‌دهد، تأمین‌کننده اعتبار کوتاه‌تری می‌دهد، خریدار بعضی خریدها را جلو می‌اندازد و صاحب پس‌انداز تلاش می‌کند نقدینگی خود را سریع‌تر به دارایی تبدیل کند.

هرکدام از این رفتارها در سطح فردی قابل فهم است؛ اما اگر به رفتار جمعی تبدیل شود، می‌تواند بی‌ثباتی را بازتولید کند.

پیامد دوم، کوتاه شدن افق تصمیم‌گیری است. تولید و سرمایه‌گذاری ذاتاً به زمان نیاز دارند. کسی که دستگاه می‌خرد، کارخانه توسعه می‌دهد یا کسب‌وکاری راه‌اندازی می‌کند، بخشی از سرمایه خود را برای ماه‌ها یا سال‌ها متعهد می‌کند. این تصمیم زمانی منطقی‌تر است که بتوان حدودی از آینده هزینه‌ها، بازار، تأمین مالی، مقررات و ارزش پول را پیش‌بینی کرد.

وقتی این امکان کاهش پیدا می‌کند، «صبر کردن» خودش ارزش اقتصادی پیدا می‌کند.

سرمایه‌گذار می‌گوید فعلاً دست نگه دارم. مدیر پروژه توسعه را عقب می‌اندازد. صاحب سرمایه ترجیح می‌دهد دارایی نقدشونده‌تری نگه دارد. این رفتارها ممکن است به‌تنهایی منطقی باشند، اما جمع آنها به کاهش سرمایه‌گذاری منجر می‌شود.

در این نقطه، دلاریزه شدن ذهنی فقط مسئله بازار ارز نیست؛ بر تولید، اشتغال و رشد هم اثر می‌گذارد.

پیامد سوم، تغییر مفهوم پس‌انداز است. در یک اقتصاد باثبات، پس‌انداز یعنی انتقال بخشی از قدرت خرید امروز به آینده. اما اگر تجربه مردم این باشد که پول نقد یا سپرده ریالی به‌سرعت قدرت خرید خود را از دست می‌دهد، تعریف پس‌انداز تغییر می‌کند.

پس‌انداز از «نگهداری پول» به «تبدیل پول به دارایی» تبدیل می‌شود.

طلا، ارز، ملک، خودرو یا هر دارایی دیگری که تصور شود توان بیشتری برای حفظ ارزش دارد، جای بخشی از پس‌انداز پولی را می‌گیرد. این تغییر رفتار الزاماً از علاقه به سفته‌بازی ناشی نمی‌شود؛ گاهی واکنشی برای دفاع از قدرت خرید است.

اما همین رفتار یک اثر دیگر دارد: سرمایه‌ای که می‌توانست وارد فعالیت مولد شود، ممکن است در دارایی‌ها متوقف شود.

اینجا باید میان افزایش قیمت دارایی و افزایش ثروت واقعی اقتصاد تفاوت گذاشت. اگر قیمت یک ملک، سکه یا ارز بالا برود، ممکن است دارنده آن روی کاغذ ثروتمندتر شود؛ اما اقتصاد زمانی واقعاً ثروتمندتر می‌شود که ظرفیت تولید، بهره‌وری، فناوری، خدمات و اشتغال افزایش پیدا کند.

بزرگ‌تر شدن عدد دارایی‌ها، الزاماً به معنای بزرگ‌تر شدن اقتصاد واقعی نیست.

مسئله مهم‌تر این است که بازگرداندن این رفتارها به حالت عادی با کاهش مقطعی نرخ ارز ممکن نیست. اگر جامعه باور نکند ثبات ایجادشده ماندگار است، رفتار خود را بر اساس نرخ امروز تنظیم نمی‌کند؛ بر اساس انتظارش از فردا تصمیم می‌گیرد.

اعتماد اقتصادی یک متغیر لحظه‌ای نیست ممکن است نرخ ارز برای مدتی کاهش پیدا کند، اما اگر مردم انتظار داشته باشند دوباره مسیر قبلی تکرار شود، فروشنده همچنان محتاط قیمت می‌گذارد، سرمایه‌گذار همچنان دست نگه می‌دارد و خانوار همچنان به دارایی به‌عنوان پناهگاه نگاه می‌کند.

به همین دلیل مسئله اصلی فقط کنترل نرخ ارز نیست؛ بازسازی اعتماد به پول ملی است.

این اعتماد زمانی تقویت می‌شود که مردم ببینند تورم برای یک دوره معنادار کنترل شده، سیاست‌های مالی و پولی قابل پیش‌بینی‌تر شده‌اند، تصمیم‌های اقتصادی ثبات بیشتری دارند و قدرت خرید پول دیگر دائماً در معرض فرسایش شدید نیست.

دلار زمانی از ذهن مردم عقب می‌رود که تومان دوباره بتواند وظیفه خودش را انجام دهد.

اگر کارمند برای سنجش ارزش حقوقش آن را به دلار تبدیل کند، فروشنده برای تعیین قیمت به نرخ ارز نگاه کند، صاحب دارایی برای فهمیدن ثروتش آن را دلاری حساب کند و سرمایه‌گذار سود کسب‌وکار را با بازده ارز و طلا بسنجد، یعنی مسئله از بازار ارز فراتر رفته است.

در چنین اقتصادی، مردم شاید هنوز با تومان معامله کنند، اما بخشی از محاسباتشان دلاری شده است.

و این شاید مهم‌ترین هشدار باشد:

دلاریزه شدن اقتصاد همیشه از صندوق فروشگاه شروع نمی‌شود؛ گاهی خیلی زودتر، در ذهن مردم آغاز می‌شود.

بازگشت از این مسیر نیز فقط با پایین آوردن یک نرخ ممکن نیست؛ نیازمند بازگرداندن قابلیت پیش‌بینی، ثبات و اعتماد به پول ملی است.

تا آن زمان، شاید با تومان زندگی کنیم؛ اما برای فهمیدن ارزش زندگی‌مان همچنان به دلار نگاه خواهیم کرد.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا