اقتصاد در تنگنا؛ صدای ما را بشنوید
ساسان باقرپناه
اقتصادها معمولاً در یک روز از حرکت نمیایستند. پیش از آنکه کارخانهای تعطیل شود، طرح توسعه آن متوقف میشود؛ پیش از تعدیل نیرو، استخدامهای جدید کنار گذاشته میشود؛ پیش از آنکه تجارت متوقف شود، سفارشها کوچکتر و محتاطانهتر میشوند و پیش از آنکه خانوادهای رسماً از تأمین نیازهای خود ناتوان شود، بسیاری از خریدها، سفرها و هزینههای غیرضروری از زندگی او حذف میشود.
نگرانی امروز دقیقاً از همینجا آغاز میشود؛ از اینکه نشانههای فشار اقتصادی آنقدر عادی شوند که زمانی متوجه عمق مسئله شویم که هزینه بازگشت بسیار سنگین شده باشد.
امروز مسئله فقط تورم، ارز، مالیات یا تجارت نیست؛ مسئله همزمانی همه این فشارهاست. اختلال در مسیرهای دریایی، افزایش ریسک حملونقل، نامطمئن بودن برخی مسیرهای جایگزین، دشواری نقلوانتقال پول و کاهش سرعت واردات و صادرات، مستقیماً بر فعالیت بنگاه اثر میگذارد.
مواد اولیه دیرتر میرسد، هزینه تأمین کالا بالا میرود، سرمایه مدت بیشتری در مسیر باقی میماند و برنامه تولید و فروش نیز نامطمئنتر میشود. اگر این وضعیت طولانی شود، مسئله دیگر فقط افزایش هزینه یک محموله نیست؛ مسئله تداوم فعالیت اقتصادی است.
در همین شرایط، تورم نیز قدرت خرید خانوار را هر روز محدودتر میکند. بنگاه با افزایش هزینه مواجه است، اما مشتری توان پذیرش هر افزایش قیمتی را ندارد. نتیجه این است که فاصله میان هزینه و درآمد شرکتها کمتر میشود.
شرکتی که تا دیروز به فکر توسعه بود، امروز شاید فقط به حفظ وضعیت موجود فکر کند و شرکتی که تا دیروز قصد استخدام داشت، اکنون ترجیح دهد صبر کند. این همان نقطهای است که اقتصاد آرامآرام از «رشد» وارد مرحله «بقا» میشود.
خطر زمانی بیشتر میشود که در همین وضعیت، فشارهای مالیاتی و جرایم نیز بدون توجه کافی به شرایط نقدینگی بنگاه ادامه پیدا کند. اصل مالیات محل بحث نیست؛ دولت برای اداره کشور به منابع نیاز دارد. اما باید دید از چه اقتصادی قرار است مالیات گرفته شود.
بنگاهی که فروشش کم شده، مواد اولیهاش دیر میرسد، هزینه حمل و تأمین مالیاش بالا رفته و برای پرداخت حقوق و حفظ تولید تلاش میکند، ظرفیت نامحدودی برای تحمل فشار تازه ندارد.
وصول بیشتر امروز، اگر به کوچک شدن بنگاه فردا منجر شود، الزاماً موفقیت نیست. شرکتی که تعطیل شود، سال آینده نه مالیات میدهد، نه بیمه پرداخت میکند و نه شغلی حفظ خواهد کرد.
در شرایط عادی شاید سختگیری بیشتر قابل مدیریت باشد، اما در شرایط غیرعادی، سیاستهای عادی همیشه پاسخ مناسبی نمیدهند.
به همین دلیل کشور به یک «برنامه تداوم اقتصادی» نیاز دارد؛ نه زمانی که بحران کامل شده باشد، بلکه پیش از آن. اولویت این برنامه باید باز نگه داشتن جریان کالا، سرمایه و تولید باشد. دارو، کالاهای اساسی، مواد اولیه حیاتی و قطعات ضروری باید مسیر سریعتر و کماصطکاکتری داشته باشند.
برای تجارت با ارز متعلق به خود فعال اقتصادی، در چهارچوب نظارت و شفافیت، باید مسیرهای سادهتری بررسی شود. مقرراتی که ضرورتی فوری ندارند میتوانند برای مدتی ثابت بمانند تا فعال اقتصادی بداند حداقل در ماههای آینده با چه قواعدی روبهروست.
در حوزه مالیات نیز میتوان برای بنگاههای شفاف و فعال، تنفس هدفمند در جرایم، تقسیط منطقی و فرصت اصلاح در نظر گرفت. چنین اقدامی بخشش بیضابطه نیست؛ حفظ جریان نقد شرکتی است که اگر باقی بماند، در آینده نیز تولید، اشتغال و مالیات ایجاد خواهد کرد.
اما در کنار همه این راهکارها، یک سؤال ساده و شاید مهمتر وجود دارد. بارها گفته میشود هرکس میتواند برای حل مشکلات کشور کمک کند، وارد میدان شود؛ بسیار خوب، بسمالله، اما کجا بیاییم؟
فعال اقتصادی که امروز در خط مقدم تجارت و تولید با مشکل مواجه است، پیشنهاد و تجربه دارد. واردکننده میداند کدام گلوگاه مسیر ورود کالا را متوقف کرده، صادرکننده میداند کدام تصمیم بازار خارجی را از دسترس خارج کرده، تولیدکننده میداند کدام مقرره جریان نقد او را مختل کرده و صاحب کسبوکار میداند چه فشاری استخدام را متوقف کرده است. این اطلاعات در بسیاری از موارد از دل گزارش رسمی به دست نمیآید؛ از میدان واقعی اقتصاد میآید.
اگر واقعاً از مردم و بخش خصوصی کمک خواسته میشود، باید یک مسیر واقعی برای شنیدن وجود داشته باشد؛ نه صرفاً یک شماره تماس یا سامانهای که پیشنهاد در آن ثبت شود و سرنوشتش نامعلوم بماند. باید معلوم باشد کدام نهاد پیشنهاد را میگیرد، چه کسی آن را بررسی میکند، چه زمانی پاسخ میدهد و چگونه ایدههای قابل اجرا وارد فرآیند تصمیمگیری میشوند.
صدای فعال اقتصادی زمانی شنیده شده است که اثر آن در تصمیمها دیده شود.
امروز وقت آن نیست که هر دستگاه فقط مأموریت خودش را ببیند. بانک مرکزی، گمرک، سازمان مالیاتی، وزارتخانههای اقتصادی و بخش خصوصی باید م
سئله را بهصورت یک زنجیره ببینند. تصمیم ارزی روی واردات اثر دارد، واردات روی تولید، تولید روی اشتغال، اشتغال روی قدرت خرید و قدرت خرید دوباره روی فروش بنگاه اثر میگذارد.
اقتصاد هنوز در حال حرکت است، اما نباید اجازه داد حرکتش آنقدر کند شود که بازگرداندن آن به مسیر عادی بسیار دشوار شود. پیشگیری امروز بسیار کمهزینهتر از احیای فرداست.
اگر واقعاً میخواهید کمک کنیم، بسمالله؛ راه شنیدن را باز کنید. ما بیرون این اقتصاد نیستیم. سرمایه، شغل، زندگی و آیندهمان در همین میدان است و شاید قبل از آنکه دیر شود، بد نباشد صدای کسانی شنیده شود که هر روز هزینه تصمیمها را در عمل میپردازند.








