اوره نایاب شد؛ جهان بهسوی بحران بزرگ غذا
مریم غدیرپور
در حالی که توجه بسیاری از رسانههای جهانی به نوسان قیمت نفت و گاز در پی تنشهای اخیر منطقهای معطوف شده، تحولات رخداده در تنگه هرمز در حال شکل دادن به بحرانی عمیقتر در یکی از حلقههای حیاتی اقتصاد جهانی است؛ بحرانی که اینبار بازار کودهای شیمیایی را هدف گرفته و میتواند پیامدهایی گسترده برای تولید غذا و روند تورم جهانی به همراه داشته باشد.
اختلال در عبور و مرور کشتیها در این گذرگاه راهبردی، علاوه بر انرژی، یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نهادههای کشاورزی را نیز با مشکل روبهرو کرده و بازار جهانی اوره را وارد مرحلهای از بیثباتی کمسابقه کرده است.
گزارشهای بینالمللی نشان میدهد این شوک تنها یک نوسان مقطعی نیست، بلکه به سرعت در حال انتقال به زنجیره تأمین غذا در مناطق مختلف جهان است؛ از مزارع آمریکای شمالی گرفته تا بازارهای کشاورزی آسیا و اقیانوسیه.
در همین چارچوب، قیمت جهانی اوره طی ماههای اخیر جهشی قابل توجه را تجربه کرده است. این محصول که در ابتدای سال میلادی در محدوده حدود ۴۰۰ دلار به ازای هر تن معامله میشد، با تشدید اختلالهای ناشی از جنگ و محدودیتهای حملونقل دریایی به بیش از ۷۰۰ دلار رسیده و در برخی معاملات حتی به نزدیکی ۸۰۰ دلار نیز نزدیک شده است. نکته قابل توجه آن است که با وجود اعلام آتشبس موقت، فشارهای قیمتی هنوز فروکش نکرده، زیرا محدودیت عرضه و اختلال در مسیرهای تجاری همچنان پابرجاست.
ریشه این جهش قیمتی تنها در واکنشهای کوتاهمدت بازار نیست، بلکه به ساختار وابسته و متمرکز تجارت جهانی کود بازمیگردد؛ جایی که بخش قابل توجهی از تجارت دریایی این محصولات از مسیر تنگه هرمز عبور میکند و هرگونه اختلال در این مسیر میتواند به سرعت تعادل بازار جهانی را بر هم بزند.
اوره کود حیاتی زراعت
افشین مقدم، کارشناس امور کشاورزی، در گفتوگو با عصر اقتصاد با اشاره به تحولات اخیر در بازار جهانی کود، وضعیت اوره را «یکی از جدیترین بحرانهای پنهان در زنجیره تأمین غذا» توصیف میکند. او میگوید: «بازار جهانی اوره طی هفتههای اخیر با جهشی کمسابقه در قیمتها روبهرو شده است.
اوره که در ابتدای سال میلادی حدود ۴۰۰ دلار به ازای هر تن معامله میشد، اکنون تحتتأثیر اختلالهای ناشی از جنگ و محدودیتهای حملونقل دریایی، از مرز ۷۰۰ دلار عبور کرده و در برخی معاملات حتی به محدوده ۸۰۰ دلار نزدیک شده است. این روند، برخلاف تصور اولیه، یک شوک موقتی نیست و حتی اعلام آتشبس موقت هم نتوانسته مسیر افزایش قیمت را معکوس کند.»
این کارشناس امور کشاورزی، با اشاره به نقش راهبردی کشورهای خلیج فارس در بازار جهانی کود، تأکید میکند : «درک بحران کنونی تنها با نگاه به اختلالات عرضه کافی نیست، بلکه باید آن را در چارچوب وابستگی متقابل میان انرژی، تولید کود و مسیرهای تجارت بینالمللی تحلیل کرد.»
نقش حیاتی خاورمیانه درتامین کود
او توضیح میدهد : عربستان سعودی، قطر، امارات، کویت و ایران نهتنها تولیدکنندگان مهم کودهای نیتروژنه هستند، بلکه بخشی حیاتی از امنیت غذایی جهان به استمرار تولید و صادرات این کشورها وابسته است.
به گفته مقدم، «قطر با برخورداری از یکی از بزرگترین مجتمعهای تولید اوره در جهان، بازیگری تعیینکننده است. هر اخلال کوچک در تولید یا حملونقل این کشور میتواند به سرعت باعث برهم خوردن تعادل بازار شود.» او یادآور میشود که ساختار بازار جهانی کود بهگونهای است که چند کشور محدود بخش عمده عرضه را تأمین میکنند و همین تمرکز، بازار را در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی بسیار آسیبپذیر میسازد.
پیوند ناگسستنی انرژی و کود
مقدم با اشاره به پیوند عمیق میان بازار انرژی و صنعت کود میگوید: «تولید اوره وابستگی مستقیم و قطعی به گاز طبیعی دارد. بنابراین هر اتفاقی که صادرات انرژی از خاورمیانه را دچار اختلال کند، بلافاصله هزینه تولید اوره را بالا میبرد. از سوی دیگر، همین تنشها باعث ایجاد محدودیت در کشتیرانی و حملونقل دریایی میشود که خود عرضه فیزیکی محصول را کاهش میدهد.» او این وضعیت را «یک شوک دوگانه» توصیف میکند؛ شوکی که هم از مسیر افزایش هزینههای تولید و هم از مسیر محدودیت در عرضه، بازار را تحت فشار قرار میدهد.
این کارشناس میافزاید: «وقتی هزینه انرژی بالا میرود، تولیدکنندگان جهانی کود با افزایش هزینه تمامشده مواجه میشوند. همزمان اگر مسیرهای حملونقل هم مختل شود، حتی تولید موجود نیز امکان رسیدن به بازارهای مصرف را ندارد. حاصل این همزمانی، شکلگیری آن چیزی است که میتوان آن را یک شوک ترکیبی انرژی و لجستیک نامید.» به گفته او، اثر این شوک نهتنها کوتاهمدت نیست، بلکه میتواند باعث بیثباتی عمیقتری در زنجیره تأمین جهانی شود.
مقدم هشدار میدهد: «بازار کود، برخلاف ظاهرش، تنها یک بازار کالایی نیست؛ بلکه پیوند مستقیمی با امنیت غذایی جهان دارد. وقتی هزینه تولید نهادههای کشاورزی افزایش یابد یا دسترسی به آن محدود شود، موج تورمی در محصولات کشاورزی و مواد غذایی کاملاً قابل انتظار است.» او تأکید میکند که تحولات کنونی در تنگه هرمز میتواند محرکی برای شکلگیری یک دوره جدید از فشارهای تورمی در بخش غذا باشد؛ دورهای که اثرات آن ممکن است در ماههای آینده با شدت بیشتری نمایان شود.
کلام آخر
تداوم اختلال یا بسته ماندن تنگه هرمز میتواند کمبود اوره را به یکی از جدیترین تهدیدها برای زنجیره تأمین غذای جهان تبدیل کند. بخش قابل توجهی از تجارت دریایی اوره و سایر کودهای نیتروژنه از این گذرگاه عبور میکند و هر محدودیت در تردد کشتیها، عرضه جهانی را به سرعت کاهش میدهد. از آنجا که تولید اوره وابستگی مستقیم به گاز طبیعی دارد، تنشهای منطقهای علاوه بر ایجاد مشکل در حملونقل دریایی، هزینه تولید را نیز افزایش میدهد و بازار را با یک «شوک ترکیبی انرژی و لجستیک» مواجه میسازد.
نتیجه این شرایط، شکلگیری کمبود در بازارهای مصرفکننده بزرگ در آسیا، آمریکای شمالی و آفریقاست؛ کمبودی که فشار قیمتی را تشدید کرده و دسترسی کشاورزان به نهادههای حیاتی را محدود میکند. استمرار این روند میتواند بازده تولیدات کشاورزی را کاهش دهد و موج جدیدی از تورم غذایی را در سطح جهانی ایجاد کند؛ بهویژه اگر اختلال در هرمز برای مدت طولانی ادامه یابد.







