اینترنت؛ حق عمومی یا امتیاز فروشی؟
مریم غدیرپور
یکشنبه ۱۷ می، روز جهانی ارتباطات بود؛ روزی که در جهان به نام دسترسی، پیوند، تبادل آزاد اطلاعات و حق ارتباط شناخته میشود. اما در ایران، این مناسبت در حالی فرا رسید که اینترنت بینالملل همچنان در وضعیت قطع و محدودیت قرار دارد و همین تناقض، معنای این روز را بهشدت زیر سؤال میبرد.
وقتی ارتباط با جهان بیرون از مسیر عادی خارج شده، بزرگداشت «روز جهانی ارتباطات» بیشتر شبیه یک عنوان تشریفاتی است تا بازتاب یک واقعیت قابل دفاع.
در همین فضا، وزیر ارتباطات با دفاع از ضرورت دسترسی مردم به اینترنت جهانی گفت: «دسترسی به شبکه جهانی اینترنت یک نیاز واقعی برای مردم، کسبوکارها، آموزش و ارتقای مهارت است و نگاه دولت، فراهمسازی دسترسی عادلانه و پایدار برای همه مردم است.»
همین جمله، اگر جدی گرفته شود، خود بهتنهایی مهمترین نقد به وضعیت فعلی است؛ زیرا آنچه امروز مردم و کسبوکارها تجربه میکنند، نه دسترسی عادلانه است، نه پایداری، و نه حتی امکان اتکای حداقلی به اینترنت برای کار و زندگی.
عبارتهایی مثل «نت قطع شده»، «اینا نصب نمیشه»، «روبیکا از دسترس خارج شده»، «تو بله فایل ارسال نمیشه» یا «پیام نرفته» به ادبیات عادی محیطهای کاری تبدیل شده است
او همچنین درباره تشکیل «ستاد ویژه راهبری و ساماندهی فضای مجازی» گفت این ستاد با هدف «ایجاد همافزایی، انسجام و وحدت فرماندهی در شرایط خاص» شکل گرفته و جایگزین شوراهای عالی کشور نیست.
اما پرسش روشن اینجاست: خروجی این انسجام و وحدت فرماندهی برای مردم چه بوده است؟ اگر نتیجه این ساختار، تداوم قطع اینترنت بینالملل، فشار بر کسبوکارها، اختلال در آموزش، و افزایش نابرابری در دسترسی باشد، آنگاه این فرماندهی یک راهحل نیست، بلکه بخشی از مسئله است.
روز جهانی ارتباطات زمانی معنا دارد که ارتباط واقعاً برقرار باشد؛ نه وقتی اینترنت جهانی قطع است و حق دسترسی، میان وعدههای رسمی و واقعیت روزمره مردم، معلق مانده است. بنابراین روز جهانی ارتباطات در حالی سپری شد که اینترنت بینالملل همچنان از دسترس عمومی خارج است.
عصر اقتصاد نیز به همین بهانه، در این گزارش به نقد و بررسی پیامدهای داخلیسازی اینترنت، ناتوانی زیرساخت ملی در پاسخگویی به حجم تقاضا، و همچنین کالاییشدن دسترسی از مسیر فروش اینترنت طبقاتی و بازار VPN پرداخته است.
قطعِ طولانی، بحرانِ واقعی
از ۱۰ اسفند سال گذشته که اینترنت بینالملل عملاً قطع شد و دسترسی عمومی به شبکه جهانی از مسیر عادی خارج شد، همه امیدها به «داخلیسازی بستر اینترنت کشور» گره خورد؛ اما حالا پس از بیش از دو ماه، روشن شده که این بستر توان تحمل چنین حجم سنگینی از کاربر، نیاز و ترافیک را ندارد.
آنچه قرار بود جایگزین موقت یا راهحل مدیریتشده باشد، در عمل به گلوگاهی برای زندگی روزمره، آموزش، ارتباطات و مهمتر از همه، کسبوکارها تبدیل شده است.
اینترنت، حق یا کالا؟
در این میان، بیشترین فشار بر دوش صاحبان کسبوکار است؛ از فروشگاههای آنلاین و فریلنسرها گرفته تا شرکتهایی که برای فروش، پشتیبانی، تبلیغات، ارتباط با مشتری و تامینکنندگان خود به اینترنت پایدار نیاز دارند. «اینترنت پرو» هم نتوانسته درد این گروه را درمان کند، چون مسئله فقط خرید یک سطح دسترسی محدود نیست؛ مسئله، نیاز به اینترنت آزاد، پایدار، قابل اتکا و فراگیر برای کار و بقاست.
هزینه فرصتِ از دست رفتن مشتری، تأخیر در انجام کار، نارضایتی مخاطب و فرسایش اعتماد عمومی، هر روز پرداخت میشود؛ بیآنکه در جایی محاسبه شود
امروز حق مسلم برخورداری از اینترنت، به کالایی برای خرید و فروش تبدیل شده است؛ چه در قالب قانونی آن، یعنی اینترنت طبقاتی و پولی، و چه در شکل غیرقانونی آن، یعنی بازار گسترده فروش VPN. این یعنی دسترسی برابراکنون به امتیاز قابل خرید تبدیل شده؛ امتیازی که هر کس توان مالی بیشتری دارد، سهم بیشتری از آن میبرد.
بستر ملی، تا کی؟
واقعیت این است که بستر ملی برای چنین حجم بالایی از تقاضا دیگر پاسخگو نیست. کندی شدید، اختلالهای مستمر و قطعیهای مکرر، نهتنها مشکل را حل نکرده بلکه آسیبی مضاعف بر اقتصاد دیجیتال و اعتماد عمومی وارد کرده است.
وقتی زیرساخت موجود توان پاسخگویی ندارد، ادامه این وضعیت فقط فرسایش بیشتر کسبوکارها، مهاجرت بیشتر نیروی انسانی و عمیقتر شدن شکاف دسترسی را به دنبال خواهد داشت. سؤال اصلی اینجاست: تا کی قرار است ناتوانی زیرساخت، با محدودسازی بیشتر جبران شود؟
نیم طبقه ای در طبقات
در شرایط فعلی، «خط سفید» یا همان اینترنت طبقاتی ؛ که با عنوانهای شیکتری مثل «اینترنت پرو» عرضه شده، فقط برای قشر معدودی از جامعه فعال است؛ یعنی کسانی که یا به واسطه موقعیت شغلی، یا ارتباطات اداری و یا توان مالی، امکان دسترسی به این امتیاز را دارند.
در این سیستم، حتی برخی کسبوکارها در دل همین طبقهبندی پیچیده و چندلایه، به نوعی «نیم طبقه» تعریف شدهاند که البته با محدودیتهای متعدد و دسترسی نسبی همراه است. اما مسئله اصلی آنجاست که همین دسترسی محدود و طبقهبندیشده نیز برای عموم مردم، یعنی دقیقاً همان گروههایی که مشتریان این کسبوکارها هستند، دستنیافتنی و بیمعناست.
در این میان دانشجویان، پژوهشگران، معلمان، فریلنسرها و بسیاری از اقشار فعال جامعه از برخورداری از اینترنت آزاد و پایدار محروم ماندهاند. حتی اگر برای این گروهها امکان خرید اینترنت پرو هم باشد، واقعیت این است که بخش قابل توجهی توان مالی پرداخت این هزینه اضافی را ندارند. چطور میتوان پذیرفت که لازمه تحقیق، آموزش، رشد حرفهای، یا حتی ارتباطات ساده خانوادگی که باید یک حق مسلم شهروندی باشد تنها با پرداخت مبلغی گزاف قابل دسترسی است؟
سؤال اصلی همینجاست: اگر «دسترسی به اینترنت» حق مسلم است، چرا به کالایی لوکس، امتیاز قابل فروش و منبع درآمد برای واسطهگران تبدیل شده؟ این سیاست فقط شکاف دسترسی را عمیقتر میکند و عدالت اجتماعی و فرصت برابر را قربانی میسازد.
اینترنت پرو نه راهحل است، نه التیام؛ بیشتر شبیه مسکن تلخی است برای گروه اندکی که صاحب امتیازند، و تبعیضی عیان علیه اکثریت مردم که بیصدا از این حق محروم ماندهاند.
بستر هست، اما توان هم هست؟
سالهاست گفته میشود بستر داخلی فراهم است؛ پیامرسانها و پلتفرمهایی با نامهای رنگارنگ مثل بله، ایتا، روبیکا، سروش و دیگران معرفی شدهاند تا جایگزین ارتباطات و خدمات آنلاین باشند.
اما واقعیت روزمره کاربران چیز دیگری میگوید. در ساعات پیک مصرف، همین بستر داخلی هر روز کندتر از روز قبل میشود یا از دسترس خارج میگردد. نتیجه آن می شود که اختلال در سادهترین فرآیندهای کاری و اداری پیش می آید و خدمات رسانی همیشه با تاخیر همراه است.
اختلالِ عادیشده
عبارتهایی مثل «نت قطع شده»، «اینا نصب نمیشه»، «روبیکا از دسترس خارج شده»، «تو بله فایل ارسال نمیشه» یا «پیام نرفته» به ادبیات عادی محیطهای کاری تبدیل شده است. این جملات را نه در جمعهای خصوصی، بلکه در بانکها، دفاتر پیشخوان دولت، پلیس +۱۰، دفاتر خدمات قضایی، شرکتهای خصوصی، فروشگاهها و هزاران نقطه دیگر میشنویم.
وقتی ارسال یک فایل ساده یا ثبت یک درخواست آنلاین با قطعی و کندی مواجه میشود، چرخه کار در تمام سطوح مختل میشود؛ از کارمند پشت باجه گرفته تا اربابرجوعی که ساعتها در صف ایستاده است.
لجستیک کجاست؟
اگر قرار است بستر داخلی جایگزین باشد، باید از نظر فنی و لجستیکی پاسخگو باشد. زیرساخت یعنی ظرفیت سرور، پهنای باند، پایداری شبکه، مدیریت ترافیک و آمادگی برای اوج مصرف. اما آنچه کاربران تجربه میکنند، شبکهای است که با اولین موج فشار، دچار افت کیفیت یا قطعی میشود. این پرسش جدی مطرح است: اگر بستر داخلی داریم، چرا ظرفیت متناسب با حجم کاربر و نیاز کشور ایجاد نشده است؟
تاوانِ نابرابری
در این میان، کسانی که توان مالی خرید اینترنت پرو ندارند یا دسترسی به «خط سفید» ندارند، بیشترین آسیب را میبینند. آنها نه به اینترنت جهانی پایدار دسترسی دارند، نه به بستر داخلی قابل اتکا. هزینه فرصتِ از دست رفتن مشتری، تأخیر در انجام کار، نارضایتی مخاطب و فرسایش اعتماد عمومی، هر روز پرداخت میشود؛ بیآنکه در جایی محاسبه شود.
تا کی قرار است مردم و کسبوکارها تاوان کمبود زیرساخت و نبود ظرفیت را بدهند؟ بستر داخلی اگر قرار است جایگزین باشد، باید کار کند؛ پایدار، سریع و بدون تبعیض. در غیر این صورت، نه تنها راهحل نیست، بلکه خودِ بحران است.
مسئولان؛ عادیسازی نکنید
در جریان رقابتهای انتخاباتی، رئیسجمهور از «آزادی اینترنت» و ضرورت دسترسی پایدار و عادلانه مردم به شبکه جهانی سخن گفت؛ وعدهای که برای بسیاری از شهروندان، فعالان اقتصادی، دانشجویان و متخصصان امیدبخش بود. اما امروز با گذشت زمان، آنچه در عمل دیده میشود فاصلهای جدی با همان وعدهها دارد.
اینترنت پرو نه راهحل است، نه التیام؛ بیشتر شبیه مسکن تلخی است برای گروه اندکی که صاحب امتیازند، و تبعیضی عیان علیه اکثریت مردم که بیصدا از این حق محروم ماندهاند.
مهمتر از همه این است که مشکلاتی که زمانی استثنا تلقی میشدند، آرامآرام در حال تبدیل شدن به یک وضعیت عادی هستند؛ قطعی اینترنت بینالملل، کندی شدید بسترهای داخلی، و دسترسی طبقاتی به اینترنت.
اگر مبنا بر توسعه یا تقویت اینترنت داخلی به دلایل مختلف ، از جمله ملاحظات حاکمیتی یا امنیتی ، است، پرسش منطقی این است که چرا مشکلات آن هر روز بیشتر میشود؟ چرا زیرساختی که قرار است ستون ارتباطات کشور باشد، در ساعات اوج مصرف دچار اختلال میشود؟ چرا کسبوکارها، خدمات عمومی و حتی فرآیندهای اداری ساده، با قطعی و کندی روبهرو هستند؟
مسئولان باید مراقب باشند که این وضعیت به یک «وضعیت طبیعی» تبدیل نشود. اینترنت امروز یک زیرساخت حیاتی است؛ همانقدر مهم که برق، آب و حملونقل. اگر وعده دسترسی آزاد و پایدار داده شده، اکنون زمان عمل به همان وعدههاست.








