سکینه مهرائی
بازار جهانی نفت در میانه هفته گذشته صحنه نوسانات تند و رفتوبرگشتی بود، نوساناتی که نه از تغییر فوری در عرضه و تقاضا، بلکه از تضاد خبرها درباره مذاکرات ایران و آمریکا و پیامدهای ژئوپلیتیکی آن تغذیه میشد.
ابتدا برخی گزارشها از لغو گفتوگوهای برنامهریزیشده خبر دادند و همین کافی بود تا معاملهگران «پرمیوم ریسک» را به قیمتها اضافه کنند. اما ساعاتی بعد، با تأیید مقامهای ایرانی مبنی بر برگزاری مذاکرات در عمان، ورق برگشت و بازار بخشی از رشد خود را پس داد. این رفتوبرگشت نشان داد نفت بیش از هر کالای بزرگ دیگر به تیترهای سیاسی حساس است و وقتی پای ایران، تحریمها و تنگه هرمز وسط باشد، واکنشها میتواند در حد دقیقه اتفاق بیفتد.
به گزارش عصراقتصاد، در نگاه فعالان بازار انرژی، مذاکرات ایران و آمریکا از دو مسیر اصلی بر قیمت جهانی نفت اثر میگذارد، دو مسیری که گاه در جهت کاملاً متضاد عمل میکنند و همین موضوع، نوسانات شدید و رفتوبرگشتی بازار را رقم میزند.
مسیر نخست، به عرضه واقعی نفت و چشمانداز تحریمها مربوط میشود. هرگونه نشانه از پیشرفت مذاکرات و احتمال کاهش یا تعدیل محدودیتها، این برداشت را در بازار تقویت میکند که بخشی از نفت ایران میتواند با سهولت بیشتری وارد بازارهای رسمی یا نیمهرسمی شود. حتی اگر این سناریو در کوتاهمدت تحقق نیابد، صرفِ شکلگیری چنین انتظاری کافی است تا معاملهگران افزایش بالقوه عرضه را در محاسبات خود لحاظ کنند. نتیجه این فضا، معمولاً فشار کاهشی بر قیمتهاست، زیرا ذهن بازار پیشاپیش خود را برای ورود بشکههای بیشتر و کاهش هزینههای مبادله آماده میکند.
در مقابل، مسیر دوم به ریسک ژئوپلیتیک و نااطمینانیهای امنیتی گره خورده است. هر زمان که اخبار حاکی از توقف، تیره شدن یا شکست احتمالی گفتوگوها باشد، سناریوی تشدید تنشها در منطقه پررنگتر میشود.
افزایش نااطمینانی در خلیج فارس، نگرانی درباره امنیت کشتیرانی و انرژی، و بالا رفتن احتمال درگیریهای مستقیم یا نیابتی، همگی عواملی هستند که «پرمیوم ریسک» را به قیمت نفت اضافه میکنند. در این شرایط، حتی بدون تغییر واقعی در حجم تولید یا صادرات، قیمتها میتوانند بهسرعت جهش پیدا کنند، زیرا بازار هزینه ریسک سیاسی و امنیتی را پیشاپیش در قیمتها منعکس میکند.
همزمانی و تضاد این دو کانال اثرگذاری باعث شده بازار نفت رفتاری شبیه یک آونگ پیدا کند. انتشار یک خبر منفی درباره مذاکرات یا اختلاف بر سر دستور کار، قیمتها را در مدت کوتاهی به سمت بالا هل میدهد، اما با انتشار خبر تأیید گفتوگوها یا ارسال سیگنالهای دیپلماتیک مثبت، همان بازار بهسرعت عقبنشینی میکند و بخشی از رشد قبلی را پس میدهد.
این واکنشهای سریع نشان میدهد که نفت، دستکم در مقطع کنونی، بیش از آنکه تابع دادههای کلاسیک عرضه و تقاضا باشد، اسیر تیترهای سیاسی و اخبار ضد و نقیض دیپلماتیک شده است.
اختلاف بر سر دستور کار
بر اساس گزارشهای بینالمللی، دو طرف حتی بر سر چارچوب گفتوگوها هم همنظر نیستند: ایران محور مذاکرات را پرونده هستهای میداند، در حالی که واشنگتن از گسترش دستور کار به موضوعاتی مانند برنامه موشکی و نقش منطقهای ایران سخن گفته است.
همین اختلاف، احتمال «طولانی شدن فرآیند»، «مذاکرات فرسایشی» یا «شکست ناگهانی» را بالا میبرد. برای بازار نفت، این یعنی افزایش سهم «نااطمینانی» در قیمتگذاری.
به بیان ساده، وقتی معاملهگر مطمئن نباشد خروجی مذاکرات در چند هفته آینده چیست، به جای یک روند آرام، بازار به خبرهای لحظهای متکی میشود.
نتیجه هم همان چیزی است که دیدیم: جهشها و ریزشهای سریع، افزایش معاملات کوتاهمدت و حساسیت بالا به هر اظهار نظر از تهران، واشنگتن یا میانجیها.
نوسانهای تند قیمت نفت نشان میدهد بازار جهانی چگونه زیر سایه شایعه، تکذیب و ابهام دیپلماتیک، مسیر خود را با اخبار تنظیم میکند
همزمان با کشوقوس دیپلماتیک، سطح تنش در منطقه از حضور نظامی و مانورهای بازدارنده گرفته تا نگرانیهای امنیت دریایی، بهطور مستقیم در قیمت نفت «وزن» دارد. حتی بدون وقوع حادثه، صرفِ بالا رفتن احتمال اختلال در کشتیرانی یا بیمه حملونقل کافی است تا هزینههای ضمنی بازار افزایش یابد. نفتخام کالایی است که بخش بزرگی از آن از گلوگاههای دریایی عبور میکند، بنابراین کوچکترین سیگنال درباره امنیت مسیرها، میتواند به سرعت روی قیمتهای آتی و حتی قیمت فیزیکی اثر بگذارد.
چرا واکنش بازار اینقدر تیز است؟
در عین حال، ساختار خودِ بازار نفت نیز بهگونهای است که چنین شوکهای خبری را تشدید میکند. به گفته تحلیلگران، نخستین عامل، سرعت بالای انتقال خبر به قیمت است. در بازاری که بخش قابلتوجهی از معاملات آن در قالب قراردادهای آتی و معاملات الگوریتمی انجام میشود، تیترهای سیاسی و امنیتی تقریباً بلافاصله به سیگنالهای خرید و فروش تبدیل میشوند.
به این ترتیب، فاصله زمانی میان انتشار یک خبر و واکنش قیمتی به حداقل میرسد و دامنه نوسانها در مدت کوتاهی گسترش مییابد.
عامل دوم به ماهیت آیندهنگر قیمتگذاری نفت بازمیگردد. برخلاف بسیاری از کالاها، قیمت نفت بیش از آنکه بازتابدهنده واقعیت امروز عرضه و تقاضا باشد، بر پایه سناریوهای احتمالی آینده شکل میگیرد. معاملهگران عملاً روی «آنچه ممکن است رخ دهد» شرطبندی میکنند، نه صرفاً بر وضعیت فعلی بازار. در چنین فضایی، انتشار اخبار متناقض باعث میشود این سناریوها بهطور مداوم بازتنظیم شوند؛ یک خبر منفی وزن سناریوی تنش و اختلال را بالا میبرد و خبر مثبت، احتمال بازگشت ثبات یا افزایش عرضه را پررنگتر میکند. نتیجه، حرکت سریع و گاه شتابزده قیمتها در هر دو جهت است.
در کنار این عوامل، رفتار سرمایهگذاران بزرگ و نهادهای مالی نیز بر شدت نوسانات میافزاید. در دورههای افزایش ابهام ژئوپلیتیک، تقاضا برای ابزارهای پوشش ریسک مانند اختیار معامله بالا میرود. این روند معمولاً به رشد «نوسان ضمنی» در بازار منجر میشود؛ مفهومی که نشان میدهد بازار نهتنها جهت حرکت قیمت، بلکه دامنه احتمالی نوسان را نیز بزرگتر ارزیابی میکند. به این ترتیب، حتی پیش از وقوع هر تغییر واقعی در عرضه یا تقاضا، خودِ انتظار از آینده میتواند بازار نفت را وارد فاز نوسانیتر کند.
رفتار پرنوسان بازار نفت نشان میدهد قیمتها چگونه تحت تأثیر انتظارات، ریسکهای پنهان و واکنشهای لحظهای سرمایهگذاران، با هر سیگنال تازه تغییر مسیر میدهند
بازار نفت فعلاً در وضعیتی قرار دارد که هر خبر درباره «برگزاری/لغو»، «محدود/گسترده بودن دستور کار» یا «نشانههای تنش/کاهش تنش» میتواند قیمتها را در مسیرهای متفاوت هل بدهد. اگر گفتوگوها به سمت کاهش محدودیتها و مسیر قابل پیشبینی حرکت کند، معمولاً فشار کاهشی از کانال عرضه بالقوه فعال میشود. اما اگر اختلاف بر سر دستور کار تشدید شود یا نشانههای تقابل امنیتی پررنگتر گردد، پرمیوم ریسک دوباره بالا میآید و بازار آماده جهش خواهد شد.
در چنین شرایطی، نفت بیش از آنکه تابع آمارهای کلاسیک عرضه و تقاضا باشد، به «مدیریت انتظارات سیاسی» گره خورده است، و تا زمانی که اخبار ضد و نقیض جایگزین پیامهای شفاف و قابل اتکا باشد، نوسانات شدید هم جزئی از واقعیت روزانه بازار جهانی نفت خواهد ماند.








