دلار: 266,200 تومان
یورو: 299,010 تومان
پوند انگلیس: 351,860 تومان
درهم امارات: 72,839 تومان
یوان چین: 39,970 تومان
دینار بحرین: 709,540 تومان
دینار کویت: 860,700 تومان
ریال عربستان: 71,336 تومان
دینار عراق: 172.6 تومان
لیر ترکیه: 5,420 تومان
ین ژاپن: 168,699 تومان
طلا 18 عیار: 26,467,100 تومان
انس طلا: 1,116,413,518 تومان
مثقال طلا: 113,956,000 تومان
طلا 24 عیار: 35,075,700 تومان
طلا دست دوم: 25,956,305 تومان
نقره 925: 499,383 تومان
سکه گرمی: 37,000,000 تومان
نیم سکه: 142,970,000 تومان
ربع سکه: 76,980,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 259,730,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 14,449,069,800 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 24,246,826.9 تومان
گازوییل: 396,451,660 تومان
نفت اپک: 29,148,900 تومان
دلار: 266,200 تومان
یورو: 299,010 تومان
پوند انگلیس: 351,860 تومان
درهم امارات: 72,839 تومان
یوان چین: 39,970 تومان
دینار بحرین: 709,540 تومان
دینار کویت: 860,700 تومان
ریال عربستان: 71,336 تومان
دینار عراق: 172.6 تومان
لیر ترکیه: 5,420 تومان
ین ژاپن: 168,699 تومان
طلا 18 عیار: 26,467,100 تومان
انس طلا: 1,116,413,518 تومان
مثقال طلا: 113,956,000 تومان
طلا 24 عیار: 35,075,700 تومان
طلا دست دوم: 25,956,305 تومان
نقره 925: 499,383 تومان
سکه گرمی: 37,000,000 تومان
نیم سکه: 142,970,000 تومان
ربع سکه: 76,980,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 259,730,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 14,449,069,800 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 24,246,826.9 تومان
گازوییل: 396,451,660 تومان
نفت اپک: 29,148,900 تومان
  کد خبر: 200705256548
آموزشتاب آوریجامعه و فرهنگ

تاب‌آوری از خانه شروع می‌شود

تاب‌آوری از خانه شروع می‌شود

به بیان بنیانگذار خانه تاب آوری دکترمحمدرضا مقدسی تاب‌آوری موهبتی مادرزاد نیست؛ ریشه‌ای است که در خاک امن خانه جان می‌گیرد و انسان را در توفان‌ها استوار می‌دارد.

تاب‌آوری روانی نه خصلتی مادرزادی، بلکه مهارتی اکتسابی است که سنگ‌بنای آن در کانون خانواده و از دل پیوندهای عاطفی ایمن شکل می‌گیرد؛ یافته‌های روان‌شناسی تحولی نشان می‌دهند شیوه مواجهه والدین با انواع بحران‌، تنظیم هیجانات و بازتعریف شکست در خانه، نخستین و پایدارترین سپر دفاعی انسان در برابر گردبادهای فردی و اجتماعی آینده است.

به بیان بنیانگذار رسانه تاب آوری ایران دکترمحمدرضا مقدسی تاب‌آوری از خانه شروع می‌شود؛ از دل همان پناهگاه امنی که یاد می‌دهد زخم‌ها پایان جهان نیستند، بلکه نقطه آغاز دوباره ایستادن‌اند.

جهان بیرون شاید بی‌رحم و متلاطم باشد، اما تاب‌آوری از خانه شروع می‌شود؛ سرزمینی که در آن هنرِ برخاستن پس از هر سقوط آموخته می‌شود.

در روزگاری که شتاب تغییرات، عدم قطعیت‌های اقتصادی، فشارهای شغلی و نوسانات اجتماعی روان انسان معاصر را به چالش کشیده‌اند، جستجوی امنیت و پایداری به یکی از بنیادی‌ترین دغدغه‌های بشری بدل شده است. انسان‌ها در جستجوی راهکاری هستند تا در برابر گردبادهای روزگار خرد نشوند، پس از افتادن دوباره برخیزند و از دل تلخ‌ترین دشواری‌ها معنا و رشدی تازه استخراج کنند. این توانمندی شگرف در دانش روان‌شناسی و علوم اجتماعی تحت عنوان تاب‌آوری شناخته می‌شود؛ مفهومی که برخلاف باورهای عامیانه، یک صفت ژنتیکی محض یا یک استعداد انحصاری نیست، بلکه فرایندی تحولی، اکتسابی و پویاست. اگر تاب‌آوری سازه‌ای تربیتی و قابل پرورش است، پرسش بنیادین این خواهد بود که خاستگاه و سرچشمه نخستین آن کجاست؟ پاسخ روشن و انکارناپذیر است: تاب‌آوری از خانه شروع می‌شود. بستر خانواده نخستین آزمایشگاه روان‌شناختی انسان است؛ جایی که بنیادین‌ترین پیوندهای عاطفی، جهان‌بینی اولیه و نخستین الگوهای حل تعارض شکل می‌گیرند.

چیستی تاب‌آوری در بستره روان‌شناسی تحولی

تاب‌آوری فراتر از تاب آوردن منفعلانه، دندان بر جگر گذاشتن یا تحمل کورکورانه مصائب است. اگر تاب‌آوری را به سازگاری مثبت با وجود ناملایمات و شرایط ناگوار تعریف کنیم، باید بپذیریم که این سازگاری یک فرایند تعاملی است میان توانمندی‌های فردی و شبکه‌های حمایتی محیطی. در نظریه‌های معاصر روان‌شناسی تحولی و رویکردهای بوم‌شناختی، تاب‌آوری حاصل هم‌افزایی سامانه‌های مختلف زیستی، روانی و اجتماعی معرفی می‌شود. در کانون تمامی این سامانه‌ها، نهاد خانواده قرار دارد. خانه نخستین اکوسیستمی است که نوزاد انسان با آن مواجه می‌شود و شالوده ساختار روانی او در همین محیط امن یا ناامن شکل می‌گیرد. زمانی که می‌گوییم تاب‌آوری از خانه آغاز می‌شود، منظور این است که مسیرهای عصبی تنظیم هیجان، توان تفسیر بحران‌ها و مهارت بازیابی تعادل روانی، پیش از آنکه در کتاب‌ها، مدارس، کارگاه‌ها یا محیط‌های شغلی آموخته شوند، در فضای عاطفی خانه و در تبادلات روزمره والد و کودک حک می‌شوند.

نظریه دلبستگی و پایه‌ریزی کهن‌الگوی ایمنی روانی

شاید بتوان گفت مهم‌ترین شاه‌کلید درک تاب‌آوری خانوادگی، نظریه دلبستگی جان بالبی و ماری اینسورث است. نوزادی که به دنیا می‌آید کاملاً وابسته، آسیب‌پذیر و نیازمند مراقبت است. هنگامی که مراقبان اولیه، به‌ویژه والدین، به نیازهای جسمی و عاطفی او پاسخی پایدار، حساس و بهنگام می‌دهند، سبک دلبستگی ایمن در ذهن کودک جوانه می‌زند. دلبستگی ایمن یک سازوکار انتزاعی نیست، بلکه احساسی عمیق و درونی از این واقعیت است که دنیا جایگاهی قابل اعتماد است و من شایسته عشق و مراقبت هستم. کودک دارای دلبستگی ایمن می‌آموزد که خانه پایگاهی امن برای بازگشت و سکویی استوار برای کاوشگری در جهان پیرامون است. وقتی این کودک در جهان بیرون با اضطراب، شکست یا طرد مواجه می‌شود، پایگاهی درونی و بیرونی دارد که می‌تواند به آن پناه ببرد، هیجان خود را تنظیم کند و سپس با انرژی دوباره وارد میدان مواجهه شود. برعکس، الگوهای دلبستگی ناایمن، اعم از اضطرابی یا اجتنابی، زمینه‌ساز شکنندگی روانی و ایجاد هراس‌های مفرط در مواجهه با ناشناخته‌ها می‌شوند. از این رو، بذر نخستینِ تاب‌آوری دقیقاً در نگاه‌های محبت‌آمیز، در آغوش کشیدن‌ها و پاسخ‌گویی بهنگام به گریه‌های کودک در حریم خانه کاشته می‌شود.

تنظیم هیجانی و سواد عاطفی در بستر خانواده

بخش عمده‌ای از تاب‌آوری در بزرگسالی وابسته به نحوه مدیریت و تنظیم هیجان‌های ناخوشایند مانند خشم، اندوه، ترس و ناکامی است. نوزاد انسان توانایی تنظیم خودانگیخته هیجاناتش را ندارد و نیازمند فرایندی است که در روان‌شناسی «هم‌تنظیمی» نامیده می‌شود. والدینی که به هیجان‌های دشوار فرزند خود حمله نمی‌کنند، آن‌ها را نادیده نمی‌گیرند و احساسات منفی او را با برچسب‌هایی چون ضعف یا ناسپاسی خفه نمی‌سازند، فضایی برای سواد عاطفی پدید می‌آورند. در چنین خانه‌ای، خشم کودک به عنوان یک علامت روانی شناخته شده و با آرامش هدایت می‌شود؛ ترس او تحقیر نمی‌شود و اندوهش مجالی برای پذیرش و برون‌ریزی پیدا می‌کند. کودکی که در خانه می‌آموزد چگونه احساسات متلاطم خود را به زبان بیاورد و در حضور والدی آرام به آرامش برسد، در بزرگسالی هنگام هجوم بحران‌ها فرو نمی‌ریزد. او مکانیسم زیستی و روانی آرام‌سازی خود را در خانه تمرین کرده است و به جای رفتارهای تکانشی، فرار یا اعتیاد به رفتارهای ناسازگار، به پردازش آگاهانه احساساتش روی می‌آورد.

سبک‌های فرزندپروری و پیامدهای آن بر قوام روانی

سبک رفتار والدین با فرزندان نقشی قاطع در توسعه خودکارآمدی و سرسختی روان‌شناختی ایفا می‌کند. پژوهش‌های حوزه فرزندپروری دو بعد اساسی را در این زمینه تفکیک می‌کنند: پاسخ‌گویی عاطفی و انتظارات رفتاری. سبک‌های سهل‌گیرانه که کودک را بدون هیچ‌گونه قاعده و مرز رها می‌سازند، فرزندانی شکننده پدید می‌آورند که در رویارویی با اولین بن‌بست‌های اجتماعی یا آموزشی خرد می‌شوند، زیرا هرگز تجربه ناکامی بهینه را در خانه نچشیده‌اند. از سویی دیگر، سبک‌های مستبدانه و اقتدارگرا با خلق محیطی پر از کنترل افراطی، تهدید و خشونت کلامی یا جسمی، هسته اعتمادبه‌نفس و تفکر نقادانه را در کودک می‌خشکانند و او را به ورطه تسلیم یا طغیان کور می‌کشانند. در نقطه مقابل، سبک مقتدرانه و آگاهانه ترکیبی بی‌نظیر از محبت بیکران و مرزگذاری‌های شفاف و منطقی است. در این خانه، انتظارات از فرزند متناسب با توان اوست، قوانین با گفت‌وگو توضیح داده می‌شوند و محبت والدین هرگز مشروط به نمرات، ظاهر یا پیروزی‌های کودک نیست. چنین بستری نیرومندترین کاتالیزور برای ظهور تاب‌آوری است؛ زیرا فرزند در می‌یابد که ارزشمندی او فارغ از عملکردهایش محفوظ است، اما برای مواجهه با واقعیت نیازمند تلاش، انضباط و مسئولیت‌پذیری است.

ناکامی بهینه و هنر عدم دخالت افراطی والدین

یکی از بزرگ‌ترین خطراتی که در دوران معاصر سلامت روانی نسل نو را تهدید می‌کند، پدیده‌ای به نام والدین هلیکوپتری یا بیش‌حمایت‌گری افراطی است. والدینی که به نام عشق و محافظت، تمام موانع را از پیش پای فرزندان برمی‌دارند، اجازه تجربه شکست را از آنان می‌گیرند، تکلیف‌هایشان را انجام می‌دهند و در هر اختلافی در مدرسه مداخله می‌کنند، ناخواسته بذر ناتوانی آموخته‌شده را در روان فرزند خود می‌کارند. روان‌شناسان بر این باورند که رشد روانی بدون «ناکامی بهینه» غیرممکن است. ناکامی بهینه به معنای رها کردن کودک در شرایط ترومازا نیست، بلکه به معنای اجازه دادن به اوست تا رنج طبیعی کارهای خود را بچشد، از اشتباهاتش درس بگیرد و برای مسائل کوچک راه‌حل بیابد. خانه باید پناهگاهی باشد که کودک در آن طعم زمین خوردن و درد خراشیدگی زانو را تجربه کند، اما هم‌زمان بداند که دست‌های مهربانی برای التیام وجود دارد؛ نه اینکه با ایزوله کردن او در محیطی بدون چالش، قدرت رویارویی با دنیای واقعی از او سلب شود. انسانی که در خانه یاد نگیرد چگونه با شکست‌های خرد کنار بیاید، در بزرگسالی تاب مقابله با بحران‌های کلان زندگی را نخواهد داشت.

مدل‌سازی رفتاری و آموزش خاموش در تعاملات زناشویی

کودکان بیش از آنکه به پندها و مواعظ اخلاقی والدین گوش فرا دهند، به رفتارهای عینی و واکنش‌های عملی آنان چشم می‌دوزند. تاب‌آوری موضوعی نیست که بتوان آن را صرفاً از طریق سخنرانی و سفارش به صبر به فرزندان آموخت؛ تاب‌آوری عمدتاً از طریق فرایند مدل‌سازی و یادگیری مشاهده‌ای درونی می‌شود. وقتی در خانه بحرانی مالی، بیماری ناگهانی یا اختلافی جدی پدید می‌آید، واکنش پدر و مادر چگونه است؟ آیا آن‌ها به ورطه ناامیدی مطلق، فاجعه‌انگاری، پرخاشگری، سرزنش متقابل و یأس کشیده می‌شوند؟ یا اینکه در عین پذیرش تلخی واقعیت، کنار هم می‌نشینند، گفت‌وگو می‌کنند، راه‌حل‌های جایگزین را می‌سنجند و امید به بهبود را زنده نگه می‌دارند؟ شیوه‌ای که زوجین در حل تعارضات بین‌فردی خود به کار می‌برند، کتابچه راهنمای نانوشته‌ای است که فرزندان برای اداره زندگی آینده خود ذخیره می‌کنند. خانه‌ای که در آن اختلاف نظر با توهین، تحقیر و قهر طولانی‌مدت پاسخ داده نمی‌شود بلکه مهارت حل مسئله، گوش دادن فعال و بازسازی رابطه پس از دلخوری تمرین می‌شود، برترین مدرسه پرورش انسان‌های تاب‌آور است.

الگوهای ارتباطی خانواده و گفت‌وگوی صادقانه

یکی از پایه‌های تاب‌آوری خانوادگی، نظام ارتباطی حاکم بر خانه است. در خانواده‌های کارآمد، جریان اطلاعات شفاف، صادقانه و همدلانه است. موضوعات مهم از نگاه اعضا پنهان نمی‌شوند یا زیر فرش انکار پنهان نمی‌گردند. زمانی که غمی بر خانه سایه می‌افکند یا فقدانی رخ می‌دهد، فضایی برای سوگواری مشترک و سخن گفتن از رنج‌ها فراهم است. تاب‌آوری به معنای انکار رنج نیست؛ به معنای توانایی نام‌گذاری رنج و اشتراک‌گذاری آن بدون ترس از قضاوت است. خانه‌ای که در آن اعضا می‌توانند با صدای بلند بگویند «من مضطربم»، «من اشتباه کردم»، «من به کمک نیاز دارم» بدون اینکه برچسب بی‌کفایتی بخورند، امن‌ترین خاک برای بالندگی روانی است. زبان سرشار از کنایه، سکوت‌های تنبیهی و تحقیرهای پنهان در مکالمات روزمره، تار و پود تاب‌آوری خانواده را می‌پوساند، در حالی که گفت‌وگوی مبتنی بر درک متقابل، حس پیوستگی و همدلی را در شرایط بحرانی به اوج می‌رساند.

آیین‌ها و مناسک خانوادگی به عنوان لنگرهای هویت و آرامش

پژوهش‌های نوین بر روی پویایی خانواده نشان می‌دهند که وجود آیین‌ها، مناسک و روال‌های مشخص نقش معجزه‌آسایی در تاب‌آوری دارند. آیین‌های خانوادگی شامل ساده‌ترین رفتارهای تکرارشونده و با معنا هستند؛ از یک وعده غذای مشترک شبانه بدون تلفن همراه گرفته تا سنت دورهمی‌های آخر هفته، بازی‌های دسته‌جمعی، گرامیداشت سالروزها، شیوه بدرقه یکدیگر در صبحگاه یا شیوه استقبال در بازگشت به خانه. این مناسک ظاهراً ساده، پیام عمیقی به ناخودآگاه اعضای خانواده ارسال می‌کنند: با وجود تمام آشفتگی‌ها و تلاطم‌های جهان بیرون، جهان درونی خانه ما دارای نظم، امنیت و پیوستگی است. در شرایط بحرانی، زمانی که کار، سلامت یا امور مالی دستخوش ناامنی می‌شود، همین لنگرهای هویتی و روال‌های پیش‌بینی‌پذیر مانع از گسست شیرازه خانواده می‌گردند و به روان افراد ثبات و آرامش می‌بخشند.

بازتعریف شکست و فرهنگ پذیرش خطا در خانواده

چگونگی واکنش اعضای خانواده به خطاها و اشتباهات یکدیگر، مرز میان جامعه‌ای سرخورده و جامعه‌ای تاب‌آور را تعیین می‌کند. اگر در خانه‌ای نمره پایین در امتحان، گم شدن وسیله‌ای یا اتخاذ تصمیمی اشتباه با توفانی از خشم، تمسخر و طرد عاطفی پاسخ داده شود، فرد یاد می‌گیرد که برای محافظت از خود دروغ بگوید، پنهان‌کاری کند، از هرگونه ریسک‌پذیری بپرهیزد یا در برابر کوچک‌ترین انتقادی فروبپاشد. برعکس، خانه‌ای که فرهنگ آن بر پایه ذهنیت رشد بنا شده است، اشتباهات را به عنوان داده‌هایی ارزشمند برای یادگیری تلقی می‌کند. در این خانه، پیام روشن والدین و همسران این است: اشتباه کردن بخشی طبیعی از انسان بودن است؛ آنچه اهمیت دارد پذیرش خطا، مسئولیت‌پذیری در جبران خسارت و بازبینی مسیر برای حرکت به جلو است. این طرز تلقی، ترسی فلج‌کننده را که مانع اصلی اقدام و عمل در بزرگسالی است خنثی می‌سازد و جایش را به جسارت و بازگشت‌پذیری پس از خطا می‌دهد.

سیستم باورهای مشترک، معنابخشی به رنج و امیدواری جمعی

فروما والش، از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان حوزه تاب‌آوری خانوادگی، بر این باور است که سیستم باورهای خانواده یکی از سه ستون اصلی سازگاری با ترومّاهاست. خانواده‌های تاب‌آور توانایی این را دارند که بحران‌ها را نه به عنوان احکامی قطعی و پایان‌بخش، بلکه به عنوان چالش‌هایی معنادار برای تکامل بازتعریف کنند. این فرایند که در روان‌شناسی «قاب‌بندی مجدد مثبت» نام دارد، در دل خانه زاده می‌شود. باورهای معنوی، ارزش‌های اخلاقی مشترک و نگاه فلسفی والدین به زندگی، چارچوبی را فراهم می‌آورند که از دل رنج معنا می‌آفریند. وقتی خانواده به این دیدگاه مجهز باشد که سختی‌ها ابدی نیستند و می‌توان در کنار هم از تاریک‌ترین دالان‌ها گذر کرد، امیدواری به عنوان یک دارایی روان‌شناختی پایدار در ذهن فرزندان نهادینه می‌شود. این امید، خوش‌بینی واهی و انکار واقعیت نیست، بلکه باوری عمیق به این حقیقت است که منابع داخلی و همبستگی خانوادگی همواره بزرگ‌تر از دشواری‌های تحمیل‌شده از بیرون هستند.

تاب‌آوری والدین، خود‌مراقبتی و فرسودگی والدگری

نمی‌توان از آغاز تاب‌آوری در خانه سخن گفت و از روان رنجور والدین غافل شد. ظرف خالی نمی‌تواند تشنگی دیگری را سیراب کند. والدینی که به دلیل فشارهای مفرط زندگی، نادیده گرفتن نیازهای شخصی، نداشتن خواب کافی و انزوای عاطفی در استرس مزمن به سر می‌برند، نمی‌توانند فضایی امن و تسلی‌بخش برای فرزندانشان خلق کنند. فرسودگی والدگری یکی از مخرب‌ترین عوامل در از بین بردن جو تاب‌آورانه خانه است. والدینی که مهارت‌های خود‌مراقبتی، مرزبندی شخصی و جستجوی کمک تخصصی را نادیده می‌گیرند، در واقع منبع تنظیم هیجان خانواده را از کار می‌اندازند. بنابراین، نقطه آغازین ساختن خانه‌ای تاب‌آور، توجه والدین به سلامت روان، بازسازی انرژی زیستی و رسیدگی به نیازهای پیوند زناشویی خودشان است. فرزندان برای رشد تاب‌آوری نیازی به والدینی بی‌نقص و ربات‌گونه ندارند؛ آنان نیازمند والدینی به اندازه کافی خوب، واقعی، آرام و آگاه هستند که خطاپذیری خود را بپذیرند و برای تعادل درونی خود تلاش کنند.

از خانه به جامعه، بازتولید تاب‌آوری در بستر کلان

جامعه چیزی جز بازتاب سلول‌های بنیادی خود یعنی خانواده‌ها نیست. اگر مدرسه‌ای پر از خشونت و رقابت ناسالم است، اگر سازمان‌ها از کمبود هم‌دلی و فقر کار تیمی رنج می‌برند و اگر در عرصه اجتماعی، شهروندان در مواجهه با ناملایمات اقتصادی و سیاسی به سرعت دچار یأس و انفعال می‌شوند، ریشه بخش عظیمی از این شکنندگی را باید در خانه‌هایی جستجو کرد که در آن‌ها امنیت روانی، عزت نفس و تاب‌آوری تمرین نشده است. انسانی که در خانه مزه پذیرش بی‌قیدوشرط، گفت‌وگوی منطقی، امید در اوج تنگنا و توانایی برخاستن پس از هر سقوط را چشیده است، به شهروندی مسئولیت‌پذیر، متعهد و سازنده در جامعه تبدیل می‌شود. او نه در بحران‌های سازمانی تسلیم موج‌های منفی می‌شود و نه در فشارهای اجتماعی راه خود را گم می‌کند. او با ذهنی مجهز به خودکارآمدی و قلبی آکنده از پایگاه ایمن عاطفی وارد اجتماع می‌شود و خود به عاملی برای تاب‌آوری دیگران و بازسازی اجتماعی بدل می‌گردد.

فرجام سخن و جمع بندی نهایی :

سرمایه‌گذاری روی تاب‌آوری، نجات‌بخش‌ترین گامی است که بشر امروز می‌تواند برای رهایی از بحران‌های فرساینده فردی و جمعی بردارد. نباید در انتظار آن نشست که نظام‌های رسمی آموزش، معجزه‌های اقتصادی یا سیاست‌گذاری‌های کلان به‌تنهایی بار سلامت روانی نسل‌ها را بر دوش بکشند. واقعیت بی‌پرده این است که تحول عمیق و اصیل همواره از سلول‌های اولیه جامعه آغاز می‌شود؛ تاب‌آوری پیش از آنکه در دانشگاه‌ها تدریس شود یا در راهبردهای مدیریتی تعریف گردد، پشت درهای بسته خانه‌ها، در کلماتی که والدین به کار می‌برند، در لحنی که پاسخ می‌دهند، در شیوه‌ای که به استقبال غم‌ها می‌روند و در آغوش‌هایی که بی‌دریغ می‌گشایند ساخته می‌شود. خانه‌ای که در آن عشق بی چشم‌داشت جریان دارد، اشتباه فاجعه تلقی نمی‌شود، احساسات مجالی برای دیده شدن دارند و افراد در کنار هم معنای زیستن و امید را پاس می‌دارند، دژی تسخیرناپذیر است که می‌تواند انسان‌هایی پولادین اما سرشار از عاطفه به جهان تقدیم کند؛ انسان‌هایی که در برابر سخت‌ترین توفان‌ها خم می‌شوند، اما هرگز نمی‌شکنند و همواره توان بازآفرینی روشنایی از دل تاریکی را در سینه حفظ می‌کنند.

 

در همین راستا، روزنامه عصر اقتصاد با همکاری خانه تاب‌آوری ایران و در چارچوب مأموریت ملی تاب‌آوری فرهنگی دانشگاه حکیم سبزواری، آمادگی دارد کارگاه‌های تخصصی تاب‌آوری سازمانی را با تدریس دکتر محمدرضا مقدسی برای تمامی صنایع، هلدینگ‌ها و سازمان‌های دولتی و خصوصی کشور برگزار نماید. جهت هماهنگی و کسب اطلاعات بیشتر با شماره ۰۲۱۸۸۰۰۱۰۲۳ تماس حاصل فرمایید.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا