راضیه حسینی
وزیر آموزشوپرورش: «۱۰ هزار کلاس به فناوریهای جدید مجهز شد.»
برای اینکه درک بهتری از «فناوریهای جدید» داشته باشیم، لازم است ابتدا با کلاسهای درس فاقد فناوری آشنا شویم، بعد برویم سراغ جدیدیها.
یک روز معمولی در کلاسی سی و چند، بلکه چهلنفره در مدرسهای معمولی:
وارد کلاس میشوید. پشت نیمکتی که چند تا میخش از جا درآمده و گاهی برای خودش عقب و جلو میرود، مینشینید. معلم ماژیک وایتبرد را برمیدارد، روی صفحهای پوشیده از انواع رنگهای مات که به هر چیزی شبیه است الا تختهی «وایت» برد، کلماتی نامفهوم و گنگ مینویسد.
معلم از فاصلهی نیم سانتیمتری نوشتهی خودش را نمیبیند و به همین دلیل تصمیم میگیرد به یکی از بچهها مأموریت دهد تا برود دفتر و یک ماژیک بگیرد. معلم در زمان رفتن دانشآموز، دنبال جسمی مکعبمستطیل که قدیمها شبیه تختهپاککن بود و الان بیشتر شبیه به پارهآجری سیاه است میگردد، ولی پیدایش نمیکند.
بیخیال میشود و با یک دستمالکاغذی تخته را پاک میکند. به یکی دیگر از بچهها مأموریت گرفتن تختهپاککن تازه از دفتر را میدهد.
معلم پشت میز خودش مینشیند و فریاد میزند تا بچهها کمی ساکت شوند. فایدهای ندارد. به ساعت روی دیوار نگاه میکند، از پارسال تا حالا روی چهار و بیست دقیقه مانده است.
بچهها از دفتر دست خالی برمیگردند. معلم نگاهشان میکند. اولی میگوید: «گفتن ماژیک نداریم. سه چهار ماه پیش درخواست دادیم برامون بفرستن، هنوز تأیید نشده.»
دومی میگوید: «تختهپاککن هم نداشتن. گفتن اینو دیگه درخواست هم ندادیم. خودتون یهطوری مدیریت کنید.»
یکی از بچهها از روی نیمکت متصل به یک میخ، پخش زمین میشود. باقی میزنند زیر خنده. کولر با صدایی سهمگین همهی بچهها را ساکت میکند و بعد خودش برای همیشه به سکوت و خاموشی فرومیرود. با این اتفاق دو سه تا از مهتابیهای کلاس روشن میشوند.
بالاخره برق به آنها هم میرسد و کلاس کمی شفافتر از قبل میشود. بچهها بعد از چند دقیقه سکوت، دوباره شروع میکنند به جیغوداد زدن. معلم خسته و کلافه به ساعتمچیاش نگاه میکند و دقیقهها را میشمرد تا زنگ به صدا درآید و کلاس تمام شود.
حالا همین را ببرید زیر مجموعهی کلاسهای مجهز به فناوریهای جدید. مجهز به تختهپاککن تازه، ماژیک، یک باتری نیمقلمی برای ساعت و شاید کولری که صدای اورانگوتان خشمگین ندهد، و معلمی که کمتر خسته باشد!

