جمعیت همیاران سلامت روان؛ زیرساخت توانمندسازی زنان و خانواده
جمعیت همیاران سلامت روان؛ زیرساخت اجتماعی کلیدی برای توانمندسازی زنان و خانواده
جمعیت همیاران سلامت روان به عنوان یکی از ریشهدارترین و موثرترین نهادهای مدنی و غیردولتی در ایران، نقش بسیار برجستهای در ساختار اجتماعی کشور ایفا میکند. این تشکل مردمی با هدف ارتقای سطح سلامت روان جامعه، پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و توانمندسازی اقشار آسیبپذیر، بهویژه زنان و خانوادهها شکل گرفته است. در دنیای امروز که جوامع با تحولات سریع، استرسهای مدرن، چالشهای اقتصادی و پیچیدگیهای روابط انسانی روبهرو هستند، وجود نهادهای حمایتی و ساختارهای اجتماعی که بتوانند شکاف میان خدمات دولتی و نیازهای واقعی مردم را پر کنند، بیش از پیش احساس میشود. همیاران سلامت با تکیه بر مشارکت داوطلبانه مردمی و آموزشهای تخصصی، توانستهاند به عنوان پلی مطمئن میان حاکمیت و بدنه جامعه عمل کنند و بستری امن برای رشد، آگاهیبخشی و بهبود کیفیت زندگی خانوادهها فراهم سازند.
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی بنیانگذار خانه تاب آوری جمعیت همیاران سلامت روان به عنوان زیرساخت اجتماعی کلیدی، با آموزش و حمایتهای روانشناختی نقشی حیاتی در توانمندسازی زنان و خانوادهها ایفا میکند.
برای درک عمیقتر جایگاه این نهاد، باید به ریشههای شکلگیری و فلسفه وجودی آن نگاهی انداخت. سلامت روان به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه پایدار، تنها به معنای نبود بیماری روانی نیست، بلکه توانایی فرد در سازگاری با استرسهای زندگی، شکوفایی توانمندیها و مشارکت سازنده در جامعه را شامل میشود. در این میان، زنان به عنوان هسته مرکزی و قلب تپنده خانواده، نقش بیبدلیلی در انتقال ارزشها، مدیریت عاطفی خانه و تربیت نسل آینده دارند. هنگامی که یک زن از نظر روانی توانمند، آگاه و خودمختار باشد، کل سیستم خانواده در برابر ناملایمات و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی بیمه میشود. برعکس، آسیبپذیری روانی زنان میتواند به سرعت به فروپاشی کانون خانواده و در نهایت بحران در کل جامعه منجر شود. از همین روست که جمعیت همیاران سلامت، تمرکز استراتژیک خود را بر توانمندسازی زنان و تحکیم بنیان خانواده قرار داده است تا از این طریق، چرخدندههای توسعه اجتماعی کشور را روانتر و هماهنگتر به حرکت درآورد.
ساختار این جمعیت بر مبنای رویکرد جامعهمحور بنا شده است. به این معنا که به جای راهحلهای از بالا به پایین و دستوری، تلاش میکند تا از درون خود محلات و با بهرهگیری از ظرفیتهای بومی و نیروهای داوطلب، مسائل و مشکلات را شناسایی و حل کند. افراد علاقهمند و دغدغهمند پس از گذراندن دورههای آموزشی مدون در زمینه مهارتهای زندگی، پیشگیری از اعتیاد، کنترل خشم، فرزندپروری و مشاورههای اولیه، به عنوان همیار سلامت در محلات خود مشغول به فعالیت میشوند. این رویکرد دو مزیت بزرگ دارد: نخست آنکه هزینههای ارائه خدمات حمایتی را به شدت کاهش میدهد و دوم آنکه به دلیل اعتماد مت میان اعضای محله و همیاران بومی، اثربخشی آموزشها و مداخلات به شکل چشمگیری افزایش مییابد. زنان خانهدار، جوانان تحصیلکرده بیکار و فعالان اجتماعی در این بستر فرصتی پیدا میکنند تا نه تنها مهارتهای فردی خود را ارتقا دهند، بلکه به عاملی موثر برای تغییر مثبت در پیرامون خود تبدیل شوند.
یکی از حوزههای حیاتی که همیاران سلامت در آن نقشی کلیدی ایفا میکنند، پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و ارتقای سواد روانی خانوادههاست. اعتیاد، طلاق، خشونتهای خانگی، افسردگی و اضطراب از جمله چالشهایی هستند که ریشه بسیاری از آنها را میتوان در ناآگاهی، فقدان مهارتهای حل مسئله و ضعف در تنظیم هیجانی جستجو کرد. همیاران سلامت با برگزاری کارگاههای آموزشی در مساجد، فرهنگسراها، مدارس و خانههای سلامت، تلاش میکنند تا دیوار سکوت و انگزدایی پیرامون مشکلات روانشناختی را بشکنند. وقتی یک زن میآموزد که چگونه استرس خود را مدیریت کند، چگونه با فرزند نوجوانش گفتگو کند و چطور در مواجهه با بحرانهای مالی یا عاطفی تصمیم منطقی بگیرد، در واقع یک سنگر دفاعی محکم برای خانواده خود ساخته است. این آموزشها به ویژه در مناطق حاشیهنشین و کمتر برخوردار که دسترسی به روانشناسان و مشاوران گرانقیمت برای خانوادهها ممکن نیست، حکم نجاتی حیاتی را دارد.
ابعاد اقتصادی و توانمندسازی مالی نیز بخش مهمی از رسالت این نهادها را تشکیل میدهد. امروزه به اثبات رسیده است که میان سلامت روان و امنیت اقتصادی رابطه تنگاتنگی وجود دارد. استرسهای مالی، فقر و نداشتن مهارتهای مدیریت منابع مالی خانواده، عامل اصلی بسیاری از اختلافات زناشویی و فروپاشیهای روانی است. همیاران سلامت با تلفیق آموزشهای روانشناختی و مشاورههای توانمندسازی اقتصادی، به زنان میآموزند که چگونه با برنامهریزی مالی، پساندازهای کوچک، تقویت هوش مالی و حتی راهاندازی کسبوکارهای خانگی کوچک، استقلال نسبی به دست آورند. این استقلال مالی، عزت نفس زنان را به شدت بالا میبرد و آنها را از دایره وابستگیهای آسیبپذیر خارج میکند. زنی که هم از نظر روانی مقاوم است و هم در مدیریت زندگی و منابع مالی خود توانایی دارد، میتواند در مقام مدیر داخلی خانواده، کشتی زندگی را در تو طوفانهای اقتصادی به ساحل آرامش برساند.
با وجود دستاوردهای ارزشمند، فعالیت جمعیت همیاران سلامت با چالشها و موانعی نیز روبهرو است که نیازمند توجه ویژه سیاستگذاران و نهادهای دولتی است. یکی از مهمترین چالشها، کمبود منابع مالی پایدار و وابستگی شدید به بودجههای محدود دولتی یا کمکهای مردمی پراکنده است. فعالیتهای داوطلبانه اگرچه با انگیزه و شور درونی پیش میروند، اما برای استمرار، گسترش پوشش و حرفهایتر شدن نیازمند حمایتهای زیرساختی و بودجهریزی مشخص هستند. همچنین، گاهی بروکراسیهای اداری و موازیکاری میان دستگاههای مختلف دولتی و نهادهای مدنی مانع از همافزایی حداکثری میشود. دولت و مجلس باید به این باور برسند که سرمایهگذاری در نهادهای مدنی مانند همیاران سلامت، هزینه نیست بلکه یک سرمایهگذاری پربازده برای کاهش هزینههای هنگفت بزهکاری، درمانهای پزشکی ناشی از استرس، و آسیبهای اجتماعی است. حمایت قانونی از این تشکلها، تسهیل فرآیندهای اخذ مجوز و ایجاد معافیتها یا تشویقهای حمایتی میتواند انگیزه فعالیت را چندین برابر کند.
از سوی دیگر، توانمندسازی زنان و خانوادهها از طریق این زیرساخت اجتماعی، پیامدهای کلانی در مقیاس ملی به همراه دارد. کشوری که در آن خانوادهها از ثبات روانی و مهارتهای ارتباطی بالا برخوردار باشند، جامعهای مولد، خلاق و کمهزینه خواهد داشت. نسل جدیدی که در خانوادهای با مادران آگاه و مقاوم پرورش مییابد، در برابر ناهنجاریها واکسینه شده است. همیاران سلامت در واقع با ترویج فرهنگ گفتوگو، همدلی، خودباوری و مسئولیتپذیری اجتماعی، به بازسازی سرمایه اجتماعی کشور کمک میکنند. در سالهای اخیر به دلیل تغییرات سریع سبک زندگی و تضعیف پیوندهای سنتی خانواده، شکاف بین نسلی و احساس تنهایی اجتماعی افزایش یافته است. در این شرایط، شبکههای مردمی همیاران سلامت میتوانند با ایجاد حلقههای حمایتی محلی، احساس تعلق و امنیت روانی را به محلات بازگردانند و با انزوا و افسردگی پنهان مبارزه کنند.
در نهایت، میتوان گفت که جمعیت همیاران سلامت روان فراتر از یک سازمان غیردولتی ساده، یک حرکت ملی و یک ضرورت استراتژیک برای جامعه ایران است.
این نهاد با تمرکز بر توانمندسازی زنان و تحکیم نهاد خانواده، به ریشهایترین بخش سازه اجتماعی کشور خدمت میکند. تقویت این زیرساخت اجتماعی نیازمند عزم جدی همگانی است؛ از یک سو حمایتهای حاکمیتی، تسهیلگریهای قانونی و تزریق منابع لازم از سوی دولت، و از سوی دیگر حضور پرشور و مسئولانه خود شهروندان به عنوان داوطلبان این مسیر. اگر خواهان جامعهای تابآور، پویا و توسعهیافته هستیم، باید به زنان به عنوان معماران اصلی فرهنگ و خانواده نگاه ویژهای داشته باشیم و نهادهایی چون همیاران سلامت را که بازوان توانمند این مسیرند، به رسمیت بشناسیم، تجهیز کنیم و گسترش دهیم تا هیچ خانوادهای در پیچوخمهای سخت زندگی احساس تنهایی و درماندگی نکند.








