حافظه تاریخی زیر غبار بیتوجهی
مریم غدیرپور
اهمیت «روز اسناد ملی و میراث مکتوب» از دل دغدغهای علمی و فرهنگی زاده شد؛ دغدغهای برای پاسداشت حافظه تاریخی یک ملت. در دیماه ۱۳۸۹، همزمان با سالروز تأسیس مرکز پژوهشی میراث مکتوب، پیشنهاد نامگذاری روزی به نام «اسناد ملی» مطرح شد؛ تلاشی برای آنکه ارزش نسخههای خطی، متون کهن و اسناد تاریخی در تقویم رسمی کشور جایگاهی شایسته بیابد.
پس از رایزنی با استادان و پژوهشگران، مناسبتهایی مرتبط با چهرههای بزرگ کتابشناسی و دانش پیشنهاد شد، اما در نهایت ۱۹ اردیبهشت، زادروز شیخ کلینی، به تصویب شورای فرهنگ عمومی رسید و این روز با عنوان «روز اسناد ملی و میراث مکتوب» ثبت شد.
این نامگذاری تنها یک انتخاب تقویمی نبود؛ نمادی بود از پیوند دانش، تاریخ و هویت ملی. اسناد، حافظه مکتوب یک ملتاند و میراث مکتوب، پلی است میان گذشته و آینده. از همین رو، دقت در تاریخ و عنوان این روز اهمیت دارد؛ زیرا هر تغییر یا اشتباه، نهتنها یک عدد، بلکه معنای نمادین و حاصل سالها پیگیری پژوهشگران را مخدوش میکند. این روز یادآور مسئولیت ما در صیانت از حافظه فرهنگی ایران است.
چالشهای امروز میراث مکتوب
میراث مکتوب امروز با چالشهایی روبهروست که اگر بهموقع تدبیر نشود، بخشی از حافظه تاریخی ما در سکوت فرسوده خواهد شد. نخستین مشکل، فرسودگی فیزیکی نسخهها و اسناد است. بسیاری از نسخههای خطی در معرض رطوبت، نور نامناسب، آلودگی و نگهداری غیراستاندارد قرار دارند و امکانات مرمت در همه مراکز یکسان و کافی نیست. کمبود بودجه و تجهیزات تخصصی باعث شده روند حفاظت، کندتر از سرعت آسیبدیدگی باشد.
در بسیاری از مراکز نگهداری اسناد، شرایط محیطی مانند دما، رطوبت و نور هنوز بهطور کامل مطابق معیارهای بینالمللی تنظیم نشده و همین مسئله در درازمدت میتواند به فرسایش و آسیب دیدن نسخهها منجر شود
دومین چالش، دیجیتال سازی ناقص و پراکنده است. هرچند در سالهای اخیر پروژههایی برای اسکن و آرشیو دیجیتال آغاز شده، اما نبود یک سامانه یکپارچه ملی و استانداردهای هماهنگ، دسترسی پژوهشگران را دشوار کرده است. بسیاری از نسخهها هنوز فهرستنویسی علمی نشدهاند و دادههای کتابشناختی دقیق ندارند.
مسئله دیگر، کمبود نیروی متخصص در حوزه تصحیح متون و نسخهشناسی است. این دانش نیازمند سالها آموزش و تجربه است، اما جذابیت اقتصادی پایین و حمایت محدود نهادی، موجب شده نسل جوان کمتر به این عرصه وارد شود.
همچنین، قاچاق و خروج غیرقانونی اسناد تاریخی و حضور نسخههای ارزشمند در مجموعههای خصوصی بدون نظارت علمی، تهدیدی جدی برای میراث مکتوب به شمار میرود.
در نهایت، شاید مهمترین چالش، کمرنگ بودن آگاهی عمومی درباره ارزش اسناد تاریخی است. تا زمانی که جامعه، نسخه خطی را نه یک شیء قدیمی، بلکه بخشی از هویت خود بداند، حفاظت از آن به یک مطالبه عمومی تبدیل نخواهد شد.
فاصله میراث مکتوب ایران با استانداردهای جهانی
مرجان حاجرحیمی، کارشناس ارشد نسخ خطی، در گفتوگو با عصر اقتصاد با اشاره به جایگاه برجسته ایران در دارا بودن نسخههای خطی و متون کهن میگوید: ایران از نظر حجم و تنوع میراث مکتوب، یکی از غنیترین کشورهای جهان به شمار میآید. هزاران نسخه خطی در کتابخانهها، مراکز اسنادی و حتی مجموعههای شخصی نگهداری میشود که هر کدام بخشی از تاریخ علمی، فرهنگی و تمدنی این سرزمین را روایت میکنند. با این حال، فاصله قابل توجهی میان وضعیت نگهداری این آثار و استانداردهای جهانی وجود دارد.
او معتقد است که بخش مهمی از این فاصله به کمبود زیرساختهای تخصصی و امکانات حفاظتی بازمیگردد. به گفته حاجرحیمی، در بسیاری از مراکز نگهداری اسناد، شرایط محیطی مانند دما، رطوبت و نور هنوز بهطور کامل مطابق معیارهای بینالمللی تنظیم نشده و همین مسئله در درازمدت میتواند به فرسایش و آسیب دیدن نسخهها منجر شود. همچنین روند مرمت و حفاظت علمی این آثار نیازمند تجهیزات پیشرفته و نیروی انسانی آموزشدیده است که هنوز در همه مراکز به اندازه کافی فراهم نشده است.
این پژوهشگر حوزه نسخ خطی همچنین به موضوع دیجیتالسازی اشاره میکند و میگوید: در سالهای اخیر گامهایی برای اسکن و ثبت دیجیتال نسخهها برداشته شده، اما این اقدامات هنوز به یک برنامه جامع و منسجم ملی تبدیل نشده است. در حالی که در بسیاری از کشورها دسترسی پژوهشگران به نسخههای دیجیتال بهصورت گسترده فراهم شده، در ایران هنوز بخش قابل توجهی از این گنجینهها برای پژوهشگران بهسادگی در دسترس نیست.
حاجرحیمی تأکید میکند که با توجه به ارزش تاریخی و فرهنگی میراث مکتوب ایران، ضروری است سازمانهای متولی با برنامهریزی دقیقتر و تخصیص منابع بیشتر، اهتمام جدیتری برای حفاظت، مرمت و معرفی این آثار به کار گیرند تا این گنجینه ارزشمند برای نسلهای آینده نیز محفوظ بماند.
ضرورت اقدام فراتر از یک مناسبت تقویمی
مرجان حاجرحیمی، کارشناس ارشد نسخ خطی، معتقد است اگر «روز اسناد ملی و میراث مکتوب» قرار باشد فقط به یک مناسبت تقویمی محدود نشود، باید از سطح نماد و شعار فراتر برود و به سیاستگذاری فرهنگی و برنامهریزی اجرایی برسد. به گفته او، نخستین اقدام، تدوین یک برنامه ملی و مستمر برای حفاظت، مرمت و نگهداری اسناد و نسخههای خطی است؛ برنامهای که تنها به مناسبتها وابسته نباشد و در تمام طول سال با بودجه مشخص و نظارت تخصصی دنبال شود.
او تأکید میکند که دیجیتالسازی گسترده و اصولی نسخهها یکی از مهمترین ضرورتهاست. تا زمانی که اسناد و میراث نوشتاری در بسترهای امن و قابل دسترس ثبت و عرضه نشوند، هم خطر فرسایش و نابودی آنها باقی میماند و هم امکان بهرهبرداری پژوهشی از این گنجینهها محدود خواهد بود. به باور حاجرحیمی، ایجاد بانک جامع اطلاعاتی نسخهها و اسناد میتواند گامی مهم در این مسیر باشد.
این کارشناس همچنین بر آموزش و تربیت نیروی انسانی متخصص تأکید دارد؛ زیرا صیانت از میراث مکتوب بدون نسخهشناس، مرمتگر، فهرستنویس و مصحح متن ممکن نیست. از نگاه او، دانشگاهها و مراکز علمی باید بیش از گذشته به این حوزه توجه نشان دهند.
حاجرحیمی در پایان میگوید که آگاهیبخشی عمومی نیز اهمیت فراوانی دارد. اگر جامعه ارزش اسناد و نسخههای خطی را بهعنوان بخشی از هویت ملی درک کند، این میراث دیگر فقط یک عنوان در تقویم نخواهد بود، بلکه به یک مطالبه فرهنگی زنده و ماندگار تبدیل میشود.








