دلار: 260,800 تومان
یورو: 293,370 تومان
پوند انگلیس: 347,910 تومان
درهم امارات: 71,392 تومان
یوان چین: 39,140 تومان
دینار بحرین: 692,570 تومان
دینار کویت: 840,890 تومان
ریال عربستان: 69,551 تومان
دینار عراق: 171.6 تومان
لیر ترکیه: 5,270 تومان
ین ژاپن: 165,645 تومان
طلا 18 عیار: 25,753,800 تومان
انس طلا: 1,086,594,512 تومان
مثقال طلا: 111,799,000 تومان
طلا 24 عیار: 34,412,400 تومان
طلا دست دوم: 25,464,771 تومان
نقره 925: 463,522 تومان
سکه گرمی: 37,000,000 تومان
نیم سکه: 138,990,000 تومان
ربع سکه: 73,980,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 253,600,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 13,122,975,625 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 26,447,728 تومان
گازوییل: 381,837,280 تومان
نفت اپک: 29,105,280 تومان
دلار: 260,800 تومان
یورو: 293,370 تومان
پوند انگلیس: 347,910 تومان
درهم امارات: 71,392 تومان
یوان چین: 39,140 تومان
دینار بحرین: 692,570 تومان
دینار کویت: 840,890 تومان
ریال عربستان: 69,551 تومان
دینار عراق: 171.6 تومان
لیر ترکیه: 5,270 تومان
ین ژاپن: 165,645 تومان
طلا 18 عیار: 25,753,800 تومان
انس طلا: 1,086,594,512 تومان
مثقال طلا: 111,799,000 تومان
طلا 24 عیار: 34,412,400 تومان
طلا دست دوم: 25,464,771 تومان
نقره 925: 463,522 تومان
سکه گرمی: 37,000,000 تومان
نیم سکه: 138,990,000 تومان
ربع سکه: 73,980,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 253,600,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 13,122,975,625 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 26,447,728 تومان
گازوییل: 381,837,280 تومان
نفت اپک: 29,105,280 تومان
  کد خبر: 300503170469
طنز

دندان پدر بزرگ

قائم‌مقام وزیر جهاد: «قیمت گوشت تا پایان سال متعادل می‌شود.»

راضیه حسینی

پدربزرگم همیشه عادت داشت لیوان آب حاوی دندان‌مصنوعی‌اش را در دورترین مکان نسبت به تخت خوابش بگذارد. از بس او و مادربزرگم نصف شب به‌اشتباه از لیون آب دندانی، خورده بودند، به این نتیجه رسیدند که لیوان را جایی بگذارند تا دست‌شان بهش نرسد.

همین کار باعث شد وقتی دو ساعت از سفرمان به مقصد مشهد گذشته بود و کلی راه‌رفته بودیم، یک‌هو پدربزرگم بگوید: «دندان. دندان من نیست.» از بس دور گذاشته بود که یادش رفت با خودش بیاورد. همگی بهت‌زده نگاهش کردیم که چطور تا الان متوجه نشد؟ حالا دندان از کجا گیر بیاوریم؟

در نهایت به دایی بزرگم زنگ زدیم برود خانۀ پدربزرگ دندان را بردارد، در جعبه بگذارد، و بدهد دست رانندۀ اتوبوسی که مقصدش مشهد است. اما مشکل این بود که پدربزرگ باید کل مسیر را بدون دندان می‌گذراند و از نظر همه امکان‌پذیر نبود. چطور می‌خواست غذا بخورد و حرف بزند؟ اولین مرحله، خوردن ناهار بود. پدربزرگ بیچاره به‌سختی توانست فقط یک سوپ بخورد. برای شام باز همان سوپ را خورد، اما کمی راحت‌تر، و برای صبحانه، در کمال تعجب دیدیم پدربزرگ به‌راحتی در حال خوردن نان به همراه همان سوپ است!

اتوبوس حامل دندان، وسط راه خراب شد. دندان را به اتوبوسی دیگر دادند و گم شد. تقریباً بعد از سه روز، بالاخره بین خرت و پرت‌های ته قسمت بار پیدایش کردند. اما پدربزرگ‌ دیگر برایش مهم نبود. انگار بدنش با بی‌دندانی به تعادل رسیده بود. درست است که نمی‌توانست خیلی از غذاها را بخورد، ولی مثل ابتدای سفر اصلاً غر نمی‌زد و از این بابت نگران نبود.

ما هم مثل پدربزرگ شده‌ایم. پایان سال که هیچ، همین‌الان هم قیمت گوشت برای‌مان به تعادل رسیده است. ما با همۀ قیمت‌ها متعادل شده‌ایم. به توازن رسیده‌ایم و عادت کرده‌ایم؛ به نخوردن، نپوشیدن و نداشتن. عادت کرده‌ایم به قول‌ها و وعده‌ها.

هنوز هم‌ دندان‌های ما در اتوبوس‌هایی که راننده‌اش مسئولان هستند گم شده و هر بار یک مسئول قول می‌دهد که به‌زودی دندان را به دست‌مان می‌رساند. کسی چه می‌داند، شاید روزی برسد.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا