سرمایه انسانی و اجتماعی در تابآوری ملی چه نقشی دارند؟
سرمایه انسانی و اجتماعی در تابآوری ملی چه نقشی دارند؟
بررسی نقش کلیدی سرمایه انسانی و اجتماعی در تقویت تابآوری ملی و ارتقای پایداری و انسجام جوامع در مواجهه با بحران.
به بیان بنیانگذار خانه تاب آوری دکتر محمدرضا مقدسی تابآوری ملی بیش از زیرساختهای فیزیکی، بر پایه سرمایه انسانی توانمند و سرمایه اجتماعی غنی استوار است؛ پیوندی که با تقویت اعتماد عمومی، مشارکت مدنی و مهارتهای تخصصی، ضامن پایداری و بازیابی جوامع در برابر ابربحرانهای پیچیده معاصر خواهد بود.
تابآوری ملی به عنوان ظرفیت اصلی یک کشور برای پیشبینی، مقاومت، سازگاری و بازسازی در مواجهه با بحرانها، مخاطرات طبیعی، نوسانات اقتصادی و دگرگونیهای ساختاری تعریف میشود. در نظریههای معاصر توسعه و امنیت پایدار، سنجش قدرت و پایداری جوامع تنها به امکانات فیزیکی، توان تسلیحاتی یا درآمدهای نفتی و معدنی محدود نمیشود، بلکه پیوند پویای سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی به عنوان ستون فقرات پایداری ملی در نظر گرفته میشود. پیوند میان این دو شکل از سرمایه، شریان حیاتی جامعه را در روزهای بحرانی فعال نگه میدارد و شالودهای استوار برای عبور موفق از ناپایداریها و دستیابی به شکوفایی پایدار فراهم میآورد.
سرمایه انسانی؛ کانون آگاهی، مهارت و انطباقپذیری ملی
سرمایه انسانی مجموعهای از دانش، مهارتها، شایستگیها، خلاقیت، سلامت جسمی و بهزیستی روانی شهروندان یک جامعه است. توسعه سرمایه انسانی ارتباط مستقیمی با افزایش آستانه تحمل و توان انطباقی کشورها دارد. شهروندانی که از سطح مطلوبی از سواد علمی، رسانهای و مهارتی برخوردارند، در مواجهه با اختلالهای پیچیده اقتصادی، بهداشتی و زیستمحیطی تصمیمات بهینهتری اتخاذ میکنند و رفتارهای سازندهتری نشان میدهند. سلامت روانی و جسمانی جمعیت، نیروی کار پویا و کارآمدی را پدید میآورد که حتی در اوج شرایط اضطراری قادر است عملکردهای کلیدی و چرخههای تولید و خدمترسانی جامعه را حفظ کند. آموزش مستمر و توانمندسازی شناختی، فرآیند حل مسئله را در لایههای فردی و جمعی تسهیل نموده و به جامعه اجازه میدهد از انفعال و درماندگی آموختهشده به سوی کنشگری پویا حرکت کند.
سرمایه انسانی تخصصی و نخبگانی در بطن نهادهای دانشگاهی، پژوهشی و صنعتی، پیشران ابداعات تکنولوژیک و تدوین مدلهای پیشبینی بحران است. هنگامی که یک نظام ملی از کارشناسان و متخصصان زبده در حوزههای سلامت همگانی، مهندسی زیرساخت، اقتصاد کلان و مدیریت ریسک بهرهمند باشد، تحلیل مخاطرات پیش از تبدیل شدن به فاجعه انجام شده و سناریوهای مداخله طراحی میگردد. از این رو، حفظ نخبگان، ارتقای نظام آموزش رسمی و ضمن خدمت و تأمین امنیت روانی و زیستشناختی سرمایه انسانی، مستقیماً به کاهش ضربهپذیری ملی منجر میشود.
سرمایه اجتماعی؛ شبکه اتصال، اعتماد متقابل و همبستگی عمومی
سرمایه اجتماعی در پیوندهای ارتباطی، شبکههای تعاملی، اعتماد متقابل و هنجارهای مشارکتی شکل میگیرد و در بزنگاههای تاریخی و بحرانهای فراگیر به یاری تابآوری ملی میآید. سرمایه اجتماعی به سه بعد پیوندی، پلی و اتصالی تقسیم میشود که هر سه در ارتقای انسجام ملی نقشی بیبدیل دارند. سرمایه اجتماعی پیوندی حاصل وابستگیها و حمایتهای عاطفی و معیشتی درونگروهی در سطح خانواده و محله است؛ سرمایه اجتماعی پلی، شکافهای قومی، نسلی، جنسیتی و طبقاتی را پر کرده و گفتوگوی بینگروهی را ممکن میسازد؛ و سرمایه اجتماعی اتصالی، رابطه میان شهروندان و نهادهای حاکمیتی و سیاستگذار را بر پایه شفافیت، مشروعیت و اعتماد مستحکم میکند.
در زمانه هجوم ابربحرانها، جوامعی که از ذخیره غنی سرمایه اجتماعی برخوردارند، کمترین هزینههای کنترل و ساماندهی را متحمل میشوند. اعتماد عمومی باعث میشود پیامهای حاکمیتی در مواقع اضطرار با بیشترین ضریب پذیرش و تبعیت داوطلبانه روبرو شوند و تمایل به اقدامات خودجوش عامالمنفعه، سازماندهی محلی و مراقبت از لایههای آسیبپذیر در بالاترین سطح ممکن قرار گیرد. برعکس، فرسایش سرمایه اجتماعی، کاهش شفافیت و بیاعتمادی، حتی غنیترین کشورهای صاحب منابع مادی را در نخستین شوکها با فروپاشی نظم، بیتفاوتی مدنی و وحشت فراگیر روبرو میسازد.
تعامل راهبردی سرمایه انسانی و اجتماعی در بستر تابآوری ملی
رابطه میان سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی یک رابطه دیالکتیکی و همافزا است. سرمایه انسانی بدون زیرساخت سرمایه اجتماعی منجر به فردگرایی مفرط، فرار مغزها و گسیختگی نخبگان از بدنه جامعه میشود. از طرف دیگر، سرمایه اجتماعی بدون توسعه ابعاد سرمایه انسانی ممکن است به شکلگیری تعصبات قبیلهای و کنشهای هیجانی و فاقد پشتوانه علمی تقلیل یابد. هنگامی که توان تخصصی و خودآگاهی فردی با تعهد جمعی، روحیه همدلی و شبکههای تسهیلگر محلی گره میخورد، تابآوری ملی از یک ایده تئوریک به یک نیروی دگرگونساز عینی تبدیل میشود.
تلفیق این دو دارایی ناملموس در ساختار حکمرانی، ظرفیت جذب ضربه، انعطافپذیری کارکردی و ظرفیت بازآفرینی پسابحران را به اوج میرساند. کشورهایی که سیستمهای مدیریتی آنها بستر بازتولید سرمایه انسانی از طریق آموزشهای مهارتمحور را مهیا ساخته و با تقویت نهادهای مدنی، سازمانهای مردمنهاد و سازوکارهای مشارکتی، اعتماد نهادی را ارتقا میبخشند، در مواجهه با چالشهای نوپدید کمترین هزینه و بالاترین نرخ بازیابی را تجربه میکنند.
افقهای سیاستگذاری برای توسعه تابآوری همهجانبه
سیاستگذاری کلان تابآوری ملی نیازمند یک بازآرایی پارادایمی از مدیریت متمرکز، آمرانه و صرفاً فیزیکی به سوی توسعه زیستبومهای انسانی و اجتماعی است. تمرکز بر عدالت آموزشی، حفظ سلامت روانی و بهزیستی اجتماعی، سرمایهگذاری بر توسعه مهارتهای زندگی و ارتقای سواد مالی و مدنی، خشتهای اولیه تقویت تابآوری هستند. همراستا با آن، فراهمسازی بستر گفتوگوی مدنی، ارتقای شفافیت تصمیمگیریها و حمایت از کنشگری تشکلهای مردمی، ضریب ایمنی کشور را در برابر هر نوع تنش و گسست بیرونی و درونی به گونهای بنیادین تضمین میکند. سرمایههای انسانی و اجتماعی سرمایهگذاریهای زودبازده کوتاهمدت نیستند، بلکه داراییهای تمدنی و پایدار یک ملت برای مصونیت، پویایی و تکامل تاریخی در شرایط نامتعین جهان معاصر محسوب میشوند.








