سوپرمارکت یا اتاق فرار؟
راضیه حسینی
«سوپرمارکتها مراکز جدید گردشگری در جهان»
«بیشتر مردم میتوانند با ۱۰ یورو یک سبد را با اسنک محلی، نوشیدنیهای بومی و مواد غذایی که قبلاً هرگز ندیدهاند، پر کنند.»
سوپریها برای ما ایرانیها بیشتر شبیه به اتاق فرار هستند. هنوز یک پا را کامل داخل فروشگاه نگذاشتهایم که قیمتها مثل آکتورهای اتاق فرار یقهمان را میگیرند. یکی با اره دنبالمان میکند، آن یکی میخواهد با مته آبکشمان کند. هر بار هم میزان فرار اتاق بیشتر میشود و ترس و وحشت بالاتر میرود.
به نظرم حتی میتوان از پروسهی خرید ایرانیها، نهفقط در سوپرمارکتها، در هر فروشگاهی که چیزی برای فروش داشته باشد، یک فیلم با ژانر وحشت خالص ساخت. مطمئن باشید از سینمای هیچکاک هم جلو میزند. اره و جنگیر و دراکولا را میگذارد در جیبش.
به اسمش هم فکر کردهایم. پیشنهاد ما «درخشش سوپرمارکت»، «سرگیجه در قصابی»، «مرغگیر» و «سایکو در پمپبنزین» است. نگران اسم نباشید. میتوانیم تا صبح با فروشگاههای مختلف اسمهای جذاب بسازیم.
در واقع اوضاع آنقدر جذاب است که خود فروشندگان و صاحبان مغازه، گاهی بیشتر از مشتریها دچار وحشت و ترس میشوند.
هر بار که مجبور میشوند قفسهها را با اجناس جدید چندبرابر قیمت قبل، پر کنند یک دور به دیدار اجداد گذشته در دنیای اموات میروند و برمیگردند، بین راه هم چند مشتری که قیمتهای تازه را دیدهاند ملاقات میکنند و میبینند که آنها هم به دیدار اموات خود میروند و همگی با هم دقایقی بعد در فروشگاه فرود میآیند.
کمی مکث میکنند، صلواتی برای اموات مسئولان میفرستند و بعد به زندگی عادی، اگر بشود اسمش را عادی گذاشت، برمیگردند.
این اتفاق دیگر برایمان روتین و عادی شده است. نگران نباشید ما عادت کردهایم گردشگران خارجی را در حال عشق و حال با قیمتها ببینیم، عادت کردهایم بیارزشی ریال ایرانی را در مقابل واحد پولی آنها ببینیم و تازه با این واقعیت مواجه شویم که همان پول بیارزش را هم نداریم.
ما به اتاقهای فرار و فیلمهای وحشت عادت کردهایم!








