فرضعلی سالاری؛ کنشکر برنامه ریزی و توسعه منطقه ای
نوار ساحلی و دشتهای صنعتی جنوب کشور — از خوزستان و بوشهر تا سواحل هرمزگان و کانونهای نوظهور صنعتی در فارس — تنها یک پهنه جغرافیایی نیستند؛ این خطه، قلب تپنده اقتصاد ملی، شریان اصلی تأمین انرژی و ستون فقرات درآمدهای ارزی کشور است.
با این حال، مواجهه همزمان این منطقه با تکانههای ناشی از حملات دشمن به زیرساختهای حیاتی، ریسکهای فزاینده اقتصادی، چالشهای ناترازی و تنشهای نظامی منطقهای، یک پرسش راهبردی را پیش روی سیاستگذاران قرار داده است: چگونه میتوان از الگوی شکننده کنونی، به سوی یک «زیستبوم صنعتی تابآور» گذار کرد؟
واقعیت این است که ادبیات توسعه در دهههای گذشته، امنیت و تداوم کارکرد صنعت انرژی را صرفاً در «حفاظت فیزیکی» و «استحکام بتنی و فولادی» خلاصه کرده بود. اما تجارب جهانی و رخدادهای میدانی سالهای اخیر نشان میدهند که پایداری صنعتی در هزاره سوم، بر دو پایه بههمپیوسته استوار است: شبکه فنی انعطافپذیر و خودترمیمشونده در درون فنسها، و جامعه محلی توانمند، برخوردار و همراه در بیرون فنسها.
۱. توهم امنیت در جزایر محصور صنعتی
نخستین آسیب در معماری کنونی توسعه انرژی در جنوب، پدیدهای است که میتوان آن را «توسعه جزیرهای» نامید. ایجاد مجتمعهای عظیم پتروپالایشی در همسایگی جوامعی که از حداقلهای زیرساختهای درمانی، آب پایدار و توسعه مهارتها محروم هستند، شکافی ساختاری میان «صنعت» و «جامعه پیرامونی» ایجاد کرده است.
در تحلیل اقتصاد سیاسی بحران، جامعه محلی نباید به حاشیهنشین منفعل تبدیل شود. در شرایط تنشهای نظامی یا بحرانهای ناگهانی، نیروهای بومی و بافت جمعیتی مستقر، نخستین مدافعان و خط مقدم بازسازی و بازیابی هستند. تقلیل مفهوم بنیادین «مسئولیت اجتماعی شرکتی» (CSR) به توزیع مقطعی اعتبارات یا امور خیریهای، یک خطای استراتژیک است.
مسئولیت اجتماعی باید به «سرمایهگذاری روی تابآوری متقابل» تبدیل شود؛ از تجهیز بیمارستانهای منطقهای با قابلیت پاسخ به تروماهای صنعتی گرفته تا ارتقای مهارتهای فنی جوانان بومی برای قرار گرفتن در زنجیره پدافند و نگهداری تأسیسات. صنعتی که جامعه پیرامون خود را نادیده بگیرد، در مواجهه با کوچکترین تکانه، با چالش مشروعیت، فرسایش سرمایه اجتماعی و انسداد عملیاتی روبهرو خواهد شد.
۲. آسیبپذیری متمرکز؛ ضرورت گذار به مدیریت بحران یکپارچه
از منظر فنی و اقتصادی، تمرکز بیش از ۸۰ درصدی تأسیسات نفت، گاز و پتروشیمی در یک باریکه جغرافیایی، ریسک «شکست آبشاری» (Cascading Failure) را به شدت افزایش داده است. در ساختاری که در آن وابستگی متقابل (Interdependency) میان تأسیسات بالادست، پالایشگاهها، خطوط انتقال و صنایع انرژیبر پاییندست وجود دارد، از کار افتادن یک ایستگاه تقویت فشار یا یک پست برق کلیدی، میتواند خسارات میلیاردی و قطعیهای سراسری را در عرض چند ساعت رقم بزند.
در چنین ساختار حساسی، مدیریت بحرانِ «تکهتکه و جزیرهای» میان شرکتهای تابعه نفت، گاز، ایمیدرو و بخش خصوصی، نه تنها ناکارآمد، بلکه خطرناک است. تابآوری صنعت انرژی نیازمند گذار از رویکرد منفعلانه پدافندی به سمت تدوین «طرحهای تداوم کسبوکار» (BCMS)، ایجاد افزونگی (Redundancy) در خطوط حیاتی و تشکیل «اتاق فرماندهی واحد مدیریت بحران در جنوب» است.
ما به سامانهای هوشمند و چابک نیاز داریم که بتواند فارغ از بروکراسیهای اداری پایتخت، بازسازی سریع شریانها را با فرماندهی واحد و سرعت عملیاتی هدایت کند.
نقشه راه عبور از آسیبپذیری
بازسازی و ارتقای تابآوری صنعت انرژی در جنوب، پروژهای صرفاً عمرانی یا تخصیص بودجه برای خرید توربین و کمپرسور نیست؛ این یک تصمیم کلان حاکمیتی است.
اگر خواهان صنعتی شکستناپذیر و ضامن امنیت پایدار ملی هستیم، باید بپذیریم که دیوار فنسهای صنعتی نمیتواند امنیت ایجاد کند. راهبرد پایدار در گرو اتصال شبکه فنی صنایع به ظرفیتهای بیپایان زیستبوم انسانی جنوب است.
تدوین «پیوست رسمی تابآوری اجتماعی» برای طرحهای توسعه، استقرار فرماندهی یکپارچه بحران منطقهای و ادغام توسعه مناطق پیرامونی در بودجهریزی سرمایهای هابهای انرژی، سه گام فوری و غیرقابلانکار برای تضمین بقا و بالندگی جنوب در سالهای پرچالش پیش رو است.


