راضیه حسینی
معمای پراید ۴۰۰ میلیونی در برابر گواهی اسقاط ۶۰ میلیونی
«درحالیکه قیمت پایه گواهی اسقاط خودروهای فرسوده به ۶۰ میلیون تومان (معادل ۱۸۰ میلیون تومان برای سه گواهی بهازای هر خودرو) رسیده، بسته تسهیلاتی دولت فاقد مشوقهای کارآمد برای مالکان ۱.۹ میلیون خودروی سواری فرسوده است.»
یعنی شما با گواهی اسقاط خودرو در نهایت بتوانید چند باری اسنپ بگیرید، بروید سر قبر خودروی خود و برایش فاتحه بخوانید. به نظرمان باز جای شکرش باقی است که برای اسقاط خودرو هزینه و پولی از صاحب آن نمیگیرند.
یک فیش بلندبالا از هزینههای اسقاط به صاحب خودرو نمیدهند و نمیگویند قبرستان ماشینها هم کم از آدمیزاد ندارد و باید پول خاکسپاری خودرو را بدهند. یا هزینهی ماشینآلاتی که برای اسقاط به کار میرود، کارگرانی که کار میکنند، زمینی که برای این کار خریداری شده است و …
نمیدانیم چه شده است که مسئولان فکر کردهاند مردم با ۶۰ میلیون میتوانند کاری کنند. شاید فکر کردهاند زمان رفتن سراغ پساندازشان است و روز مبادا فرارسیده. احتمالاً چیزی به نام پسانداز صفر، یا حتی منفی در ذهنشان وجود ندارد. نمیدانند نمودار پسانداز یک خانوادهی معمولی ایرانی، در حال حاضر روی منفی است و همینطور هم ادامه دارد.
البته مسئولان حق دارند، وقت ندارند سری به کف شهر بزنند، تاکسی و خودروهای مسافربری فرسوده را سوار شوند و عمق فاجعه را درک کنند. نمیدانند ماشین آنقدر صدا بدهد که مجبور باشی برای پرداخت کرایه میکروفن دست بگیری تا صدایت به راننده برسد یعنی چه.
بعضی خودروها سر مردانگی و مرام هنوز کار میکنند. موتورشان دم به دقیقه میافتد کف آسفالت و باز جا میزنند و حرکت میکنند. لاستیکشان از شدت صافی قابلیت استفاده بهعنوان تیوپ در دریا و استخر را دارد، نصف مسیر باید چند نفر هل بدهند تا نصف دیگر روشن شود و حرکت کند.
شاید هم اگر سوار این خودروها شوند متعجب به راننده نگاه کنند که چهقدر شلخته و بینظم است. دیگر یک تعمیرگاه بردن که کاری ندارد. نمیدانند قد یک تعویض روغن هم پول در جیبش نیست. حق دارند. نمیدانند نداشتن واقعی یعنی چه. جیب خالی با وضوح فولاچدی چه شکلی است.
حق دارند ندانند ۶۰ میلیون، بهجای خودرویی که وسیلهی امرارمعاش است یعنی چه.

