نانوشتههای معلق در هوا
راضیه حسینی
قالیباف: «کجا نوشته که ما تنها یکبار در سال مجاز به افزایش حقوق هستیم؟»
هیچ جا. البته خیلی چیزها را هیچ جا نمینویسند. مثلاً کجا نوشته است که تورم در سال چهقدر میتواند افزایش پیدا کند، و دیگر نباید از آن بیشتر بشود؟ یا کجا نوشته است که حد نهایت توان یک کارگر برای فشار زندگی چهقدر است؟ دیگر کجا باید گفت از این بیشتر نمیشود گران کرد؟ گنجایش زیر خطفقر چهقدر است؟ اصلاً خطفقر را چهطور و با چه خطکشی اندازه میگیرند و رسم میکنند؟
ما نانوشتههای زیادی داریم که خیلی وقت است از هر نوشتهای در زندگیمان پررنگتر شدهاند. اتفاقاً این روزها نوشتهها ارزش چندانی ندارند. مثلاً کارت ملی، تابهحال کجا به دردمان خورده است؟ کلی هم نوشته و بند دارد.
به نظرمان خیلی پی نوشتن قانون نروید. همینطوری بگویید از سال بعد چند بار حقوق را اضافه میکنید، قول میدهیم یادمان نرود و این جمله را هم بگذاریم کنار باقی جملات معلق در هوا، بالای سرمان. اگر جملهها کمی مهربانتر حرکت کنند این یکی هم جا میشود.
راستش را بخواهید آنقدر تعدادشان زیاد شدهاند که گاهی به هم برخورد میکنند و قاتی میشوند. البته این از حسننیت مسئولان است که مدام وعدههای جذاب میدهند، ما باید کمی جا برای همه باز کنیم و هوای جملات را بیشتر داشته باشیم.
هرچند اگر مسئولان قولها را عملی میکردند، ما هم میتوانستیم آنها را از هوا به زمین بیاوریم و یک جا بنشانیم، ولی باز ایرادی ندارد، همین که گفتند، همین که بالاخره یک جایی بالای سرمان معلق هستند، همین که آن بالا خالی نیست، عالی است.
فقط گاهی زیادی سنگین میشوند و فشار وارد میکنند. مسئولان عزیز، اگر بهصورت اتفاقی افرادی را در کوچه و خیابان دیدید که خمیده راه میروند اصلاً نگران نشوید، بهخاطر سنگینی جملات بالای سرشان کمی خم شدهاند، همین که خستگی در کنند، دوباره صاف میشوند. هیچ ربطی هم به فشار زندگی و گرانی و جیب خالی ندارد. این چیزها که کمر آدمیزاد را خم نمیکند!





