«اقتصاد قسطی»
مریم غدیرپور
در حالی وارد سومین ماه سال ۱۴۰۵ شدهایم که اقتصاد نهتنها نشانی از ثبات ندارد، بلکه زیر فشار رشد مداوم قیمتها و فرسایش قدرت خرید، وارد مرحلهای از بیثباتی روزمره شده است.
کارشناسان اقتصادی از احتمال تورم سهرقمی در سبد معیشت حرف میزنند؛ تورمی که پیش از آنکه در گزارشها ثبت شود، در سفره مردم خود را نشان میدهد.
در همین شرایط، بانک مرکزی با وجود وعدههای قبلی هنوز نرخ تورم را شفاف و بهموقع اعلام نکرده و این سکوت آماری، بیاعتمادی و نااطمینانی را بیشتر میکند؛ نااطمینانیای که هم به رفتار فروشنده شکل میدهد و هم به تصمیمهای خانوار.
آنچه کف بازار دیده میشود، تصویر یک اقتصاد «قسطیشده» است: خرید اعتباری از کالاهای بادوام عبور کرده و به غذا، پوشاک و نیازهای اولیه رسیده است. این روند نه نشانه دسترسی مالی بهتر، بلکه علامت عمیقتر شدن شکاف درآمد و هزینه است؛ شکافی که خانوار را وادار میکند بقا را با بدهی ماهانه مدیریت کند.
نسیهفروشی فروشگاههای کوچک، فریاد بیصدای فقیرتر شدن قشر متوسط است؛ طبقهای که وقتی برای خرید روزمره هم به تعویق پرداخت پناه میبرد، یعنی اقتصاد وارد فاز هشدار شده است.
سیاه چاله تقاضای اعتباری
در شرایطی که قدرت خرید خانوارها زیر فشار تورم سنگین و افت درآمدها فرسوده شده، سازوکار تازهای از خرید در حال فراگیر شدن است: قسطیکردن هزینهها، حتی برای کالاهای روزمره و مصرفی. چیزی که زمانی به کالاهای سرمایهای و اقلام نسبتاً لوکس محدود بود، حالا به سبد خوراک، خواروبار و ملزومات معمول زندگی رسیده و به یک «راهحل اضطراری» برای گذران ماه بدل شده است.
آلبرت بغزیان، اقتصاددان، در گفتوگوی خود با عصر اقتصاد با اشاره به همین روند توضیح میدهد : رشد خرید قسطیِ اقلام مصرفی، نشانه بههمخوردن تعادل درآمد و هزینه و عمیقتر شدن رکود تورمی است؛ وضعیتی که در آن هم قیمتها بالا میرود و هم توان خرید واقعی کاهش مییابد.
وقتی کالابرگ هم از تأمین حداقلهای زندگی بازمیماند، یعنی تورم از سیاستهای جبرانی پیشی گرفته و فشار معیشتی وارد مرحلهای خطرناکتر شده است
به باور او، این تغییر صرفاً یک روش فروش یا تبلیغ نیست، بلکه علامت انتقال فشار اقتصادی به آینده و انباشته شدن بدهی در سطح خانوار است؛ روندی که در صورت تداوم میتواند قشر متوسط رافقیرتر کرده و بازار را به سمت تقاضای اعتباریِ پرریسک سوق دهد.
بازگشت «اقتصاد دفتری»
این اقتصاددان، با اشاره به روایتهای کف بازار خاطرنشان کرد: قسطی شدن خریدهای روزمره مانند مرغ، میوه و حتی نان «امر عادی» در هیچجای دنیا نیست و وقتی اقلام ضروری وارد چرخه نسیه و دفتری میشوند، باید آن را نشانه فشار تورمی کنترلنشده دانست.
او یادآور شد: در برخی سوپرمارکتها مشتریان خرید هفتگی را نسیه میبرند و «اول برج» پس از دریافت حقوق تسویه میکنند؛ سازوکاری که به گفته او عملاً همان خرید قسطی است، اما بدون واسطه بانکی و فقط با اعتماد محلی.
بغزیان افزود: در میوهفروشیها نیز دفتر حساب برای مشتریان قدیمی دوباره رایج شده و این بازگشت «اقتصاد دفتری» نشان میدهد کاهش قدرت خرید به سطحی رسیده که حتی کالاهای کمدوام هم نقدی تهیه نمیشوند.
این اقتصاددان اذعان کرد: وقتی قصابیها فروش خرد و اقساطی پروتئین را میپذیرند، مسئله دیگر «مدیریت مالی خانوار» نیست، بلکه «ناچار شدن به بدهی برای بقا» است.
او تأکید کرد شتاب تورم، حتی سیاستهایی مانند کالابرگ را هم از تورم جا گذاشته و عملاً قیمتها سریعتر از ابزارهای حمایتی میتازند؛ نتیجهاش هم انتقال فشار هزینهها به ماههای بعد و فرسایش بیشتر طبقه متوسط است.
کالابرگ جا ماند
بغزیان، با اشاره به افت مستمر قدرت خرید خانوارها خاطرنشان کرد: وضعیت زمانی هولناکتر میشود که درآمد مردم حتی تا اول ماه بعد هم دوام نیاورد و حقوق و دستمزد با هر میزان افزایش، باز چند گام از تورم عقب بماند.
او یادآور شد: وقتی مزد ماهانه به تأمین مایحتاج اولیه هم نمیرسد، دیگر نمیتوان از یک فشار مقطعی سخن گفت، بلکه باید آن را نشانه اختلال جدی در تعادل معیشت خانوار دانست.
بغزیان تأکید کرد: آنچه امروز در بازار دیده میشود، نشان میدهد حتی ابزارهای حمایتی مانند کالابرگ نیز دیگر پاسخگوی نیازهای یک ماه یک خانواده چهار نفره نیست.
او اذعان کرد: شتاب رشد قیمتها بهقدری بالاست که ارزش واقعی حمایتهای نقدی و غیرنقدی پیش از آنکه به سفره مردم برسد، کاهش پیدا میکند. به گفته این اقتصاددان، وقتی کالابرگ هم از تأمین حداقلهای زندگی بازمیماند، یعنی تورم از سیاستهای جبرانی پیشی گرفته و فشار معیشتی وارد مرحلهای خطرناکتر شده است.
چرا اقتصاد قسطی شده است؟
این اقتصاددان، در پاسخ به این پرسش عصر اقتصاد که چرا در شرایط کنونی اقتصاد قسطی شده است، خاطرنشان کرد :گسترش خرید و فروش اقساطی در بازار ایران موضوع تازهای نیست، اما آنچه امروز اهمیت دارد، فراگیر شدن این پدیده در کالاهای روزمره و ضروری است.
او تأکید کرد: هرچه فشار تورم و افت قدرت خرید بیشتر میشود، دامنه خرید اقساطی نیز با شتاب بیشتری گسترش مییابد و از کالاهای بادوام به اقلام مصرفی و معیشتی میرسد.:
بغزیان یادآور شد: ریشه این وضعیت را باید در تداوم رکود تورمی جستوجو کرد؛ وضعیتی که در آن اقتصاد همزمان با رشد قیمتها، با کاهش توان خرید و افت تقاضای مؤثر نیز روبهروست.
او اعلام کرد: در چنین شرایطی، خانوار دیگر توان تأمین نقدی نیازهای خود را ندارد و ناچار میشود هزینه امروز را به ماههای بعد منتقل کند. به گفته او، این همان نقطهای است که اقتصاد بهتدریج «قسطی» میشود.
این اقتصاددان اذعان کرد: بخش مهمی از این فشار، ناشی از افزایش هزینهها در اقتصاد است؛ هزینههایی که از ناکارآمدیهای ساختاری، بیثباتی در تصمیمگیری، تغییر مداوم مقررات، دشواریهای تولید و ضعف در مدیریت اقتصادی ناشی میشود.
او افزود: وقتی هزینهها مدام بالا میرود اما درآمد خانوار همپای آن رشد نمیکند، نتیجه طبیعی، گسترش خرید نسیه و اقساطی است.
بغزیان تأکید کرد: قسطی شدن اقتصاد، بیش از آنکه یک انتخاب باشد، نشانه کاهش تابآوری معیشتی خانوارها و عمیقتر شدن شکاف میان دخل و خرج مردم است.
پنهانکاری تورمی تا کی؟
این اقتصاددان، در پاسخ به پرسش عصر اقتصاد مبنی بر اینکه چرا بانک مرکزی نرخ تورم را اعلام نمیکند، خاطرنشان کرد: یکی از دلایل محتمل میتواند نگرانی سیاستگذار از اثر روانی انتشار آمار باشد.
او گفت: «آنطور که من پیشبینی میکنم، تورم در برخی کالاهای خوراکی سهرقمی شده است و شاید اعلام رسمی این موضوع، انتظارات تورمی را در جامعه تشدید کند.»
بغزیان یادآور شد: وقتی مردم و فعالان اقتصادی از مسیر آمار رسمی مطمئن شوند که تورم خوراکیها از یک مرز حساس عبور کرده، رفتارهای احتیاطی در خرید، قیمتگذاری و حتی نگهداری کالا تقویت میشود و همین موضوع میتواند به موج تازهای از افزایش قیمتها دامن بزند.
این اقتصاددان اذعان کرد: دولت بهصراحت اعلام کرده که مبلغ حمایتی کالابرگ افزایش نمییابد و همین موضوع خود نشان میدهد ابزارهای جبرانی، تناسبی با شتاب رشد قیمتها ندارند.
به گفته او، وقتی سطح حمایت ثابت میماند اما بهای کالاهای اساسی مدام بالا میرود، ارزش واقعی کالابرگ بهتدریج کاهش پیدا میکند و خانوارها هر ماه سهم کمتری از نیازهای خود را با آن تأمین میکنند.
بغزیان تأکید کرد :بازار و خانوارها این وضعیت را بهخوبی درک میکنند؛ زیرا ثابت ماندن رقم حمایت در شرایط تورمی، به معنای کوچکتر شدن پوشش حمایتی دولت است.
او یادآور شد: در چنین فضایی، حتی بدون افزایش مبلغ کالابرگ نیز انتظارات تورمی از بین نمیرود، چون مردم افزایش قیمتها را در قفسه فروشگاهها و در سبد خرید روزانه خود بهروشنی میبینند.
بغزیان تأکید کرد: با وجود این ملاحظات، «آنچه عیان است» در کف بازار دیده میشود و نیازی به اعلام رسمی برای درک آن نیست.
کاملا مشهود است در برخی اقلام خوراکی، رشد قیمتها عملاً از عدد ۱۰۰ درصد عبور کرده و خانوارها این واقعیت را با کوچک شدن سفره و قسطی شدن خرید تجربه میکنند. او افزود تأخیر در اعلام تورم، شاید آمار را پنهان کند، اما فشار تورم را از زندگی مردم حذف نمیکند و تنها شکاف بیاعتمادی را عمیقتر میسازد.








