چرا تنگه هرمز برای کشاورزی اهمیت دارد؟
تنگه هرمز معمولاً به عنوان یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان شناخته میشود، اما در شرایط بحران، نقش آن در امنیت غذایی و تجارت نهادههای کشاورزی نیز بهوضوح نمایان میشود.
اختلال در حملونقل دریایی، افزایش هزینههای بیمه و مشکلات لجستیکی میتواند به سرعت بر بازار غلات، دانههای روغنی و کودهای شیمیایی اثر بگذارد و هزینه تأمین مواد غذایی را در بسیاری از کشورهای وابسته به واردات افزایش دهد.
این تنگه روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت، معادل حدود ۲۰ درصد جریان نفت جهان و نزدیک به یکچهارم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) را از خود عبور میدهد. در کنار انرژی، تنگه هرمز مسیر خروج بخش قابل توجهی از صادرات اوره و آمونیاک در جهان نیز به شمار میرود؛ محصولاتی که عمدتاً از قطر، عربستان سعودی و امارات صادر میشوند و نزدیک به ۳۰ درصد تجارت جهانی این نهادههای کلیدی کشاورزی را شامل میشوند.
پس از تشدید تنشها در اوایل ماه مارس، بازار نهادههای کشاورزی نیز واکنش فوری نشان داد. بر اساس گزارش millermagazine، قیمت جهانی اوره طی ۴۸ ساعت بین ۶۰ تا ۱۰۰ دلار در هر تن افزایش یافت؛ افزایشی که نگرانیها درباره هزینه تولید محصولات کشاورزی در بسیاری از کشورها را تشدید کرده است.
تنگه هرمز؛ گلوگاه تجارت انرژی و نهادههای کشاورزی
در بخش تجارت محصولات کشاورزی نیز این گذرگاه اهمیت قابل توجهی دارد. به طور معمول حدود ۱۵ درصد از تجارت جهانی غلات و دانههای روغنی از مسیر کریدور سوئز – دریای سرخ – هرمز انجام میشود.
در صورت بروز اختلال در این مسیر، کشتیها ناچارند مسیر طولانیتری را از طریق دماغه امید نیک طی کنند؛ تغییری که میتواند ۱۰ تا ۱۴ روز به زمان سفر اضافه کند و هزینه حمل را به شکل قابل توجهی افزایش دهد.
برآوردها نشان میدهد تنگه هرمز سالانه حدود ۲۰ میلیون تن غلات و دانههای روغنی جابهجا میکند. اگرچه این رقم کمتر از ۵ درصد تجارت جهانی است، اما اهمیت منطقهای آن بسیار بالاست. طبق پیشبینی شورای بینالمللی غلات (IGC)، بیش از نیمی از واردات پیشبینیشده خاورمیانه در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ که حدود ۳۸ میلیون تن برآورد شده، به این مسیر وابسته است.
از سوی دیگر، مواد غذایی و حیوانات زنده حدود ۲۲ درصد از کل واردات کشورهای حاشیه خلیج فارس را تشکیل میدهند. این موضوع نشان میدهد اقتصاد غذایی این منطقه در برابر اختلالهای طولانیمدت در مسیرهای دریایی آسیبپذیر است.
افزایش هزینه حمل و بیمه؛ فشار تازه بر بازار غذا
ایران نیز در این میان نقش مهمی در تجارت منطقهای دارد. این کشور یکی از مقاصد اصلی ذرت صادراتی برزیل محسوب میشود و حدود ۲۰ تا ۲۲ درصد صادرات سالانه ذرت برزیل را جذب میکند. با این حال تنشهای اخیر دریایی موجب شده است حدود ۵ میلیون تن از محمولههای برنامهریزیشده برای سهماهه نخست ۲۰۲۶ با وقفه یا تأخیر مواجه شود.
در کنار اختلال در تجارت غلات، بازار حملونقل نیز تحت فشار قرار گرفته است. حق بیمه ریسک جنگ برای کشورهای خلیج فارس از اواخر فوریه حدود ۵۰۰ درصد افزایش یافته و برآورد میشود این مسئله بین ۲ تا ۴ دلار در هر تن به هزینه حمل گندم و سویا در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا اضافه کرده باشد.
همزمانی این بحران با فصل کاشت بهاره در نیمکره شمالی اهمیت موضوع را دوچندان کرده است. کمبود احتمالی کودهای نیتروژنی خاورمیانه میتواند کاهش ۳ تا ۵ درصدی عملکرد محصولات کشاورزی در سال ۲۰۲۶ را در برخی کشورهای واردکننده مانند هند و بخشهایی از شرق آفریقا به دنبال داشته باشد.
بازار کودهای نیتروژنی؛ پاشنه آشیل امنیت غذایی
در واقع بسیاری از تحلیلگران معتقدند مهمترین ریسک کشاورزی در این بحران نه خود غلات، بلکه بازار کودهای نیتروژنی است؛ زیرا اختلال در عرضه این نهاده میتواند تصمیم کشاورزان برای کشت و میزان تولید را در فصلهای بعدی تغییر دهد.
قطر حدود ۱۱ درصد از صادرات جهانی اوره را تأمین میکند و خاورمیانه سالانه نزدیک به ۲۰ میلیون تن اوره صادر میکند که حدود ۳۵ درصد تجارت دریایی این محصول در جهان را تشکیل میدهد. ایران نیز سهم قابل توجهی از این عرضه منطقهای را در اختیار دارد.
اختلال در تنگه هرمز همچنین بازارهای کشتیرانی و بیمه را تحت تأثیر قرار داده است. بر اساس برآورد مؤسسه تحقیقاتی کلارکسونز، حدود ۳۲۰۰ کشتی معادل نزدیک به ۴ درصد از ناوگان دریایی جهان در داخل خلیج فارس بدون فعالیت ماندهاند و حدود ۵۰۰ کشتی دیگر در نزدیکی بنادر امارات و عمان در انتظار تعیین تکلیف شرایط تردد هستند.
برای خریداران غلات، مسئله اصلی کمبود کالا در مبدا نیست، بلکه افزایش ناگهانی هزینه تحویل است. تغییر سریع قیمتهای بیمه و حملونقل باعث شده اختلاف قیمت خرید و فروش افزایش یابد و بسیاری از معاملهگران تا روشنتر شدن شرایط، معاملات جدید را به تعویق بیندازند.
افزون بر این، تغییر مسیر کشتیها به سمت دماغه امید نیک میتواند هزینههای عملیاتی را نیز بالا ببرد. برخی برآوردهای زنجیره تأمین نشان میدهد مسیرهای طولانیتر ممکن است برای هر کشتی حدود یک میلیون دلار هزینه سوخت اضافی ایجاد کند.
در چنین شرایطی، خطر اصلی متوجه کشورهایی است که وابستگی بالایی به واردات مواد غذایی دارند. بر اساس برآورد شرکت کپلر، کشورهای حاشیه خلیج فارس سال گذشته حدود ۳۰ میلیون تن غلات وارد کردهاند که از این میان حدود ۱۴ میلیون تن به ایران اختصاص داشته و بخش عمده آن از مسیر تنگه هرمز عبور میکند.
همچنین عربستان سعودی حدود ۴۰ درصد غلات و دانههای روغنی خود را از طریق بنادر شرقی خلیج فارس وارد میکند و امارات متحده عربی نیز نزدیک به ۹۰ درصد واردات این کالاها را از طریق بندر جبلعلی انجام میدهد. این بندر علاوه بر امارات، نقش یک مرکز توزیع منطقهای برای عربستان، بحرین و قطر نیز دارد و جمعیتی حدود ۴۵ تا ۵۰ میلیون نفر به شبکه تأمین آن وابسته هستند.
در ایران نیز تحلیلگران هشدار میدهند که بخش عمده واردات ذرت، سویا و بخش قابل توجهی از گندم از مسیر تنگه هرمز انجام میشود و اختلال طولانیمدت در این مسیر میتواند زنجیره تأمین خوراک دام و روغن خوراکی را با چالش جدی مواجه کند.
در واکنش به این شرایط، ایران صادرات مواد غذایی و محصولات کشاورزی را تا اطلاع ثانوی ممنوع اعلام کرده است؛ اقدامی که با هدف حفظ ثبات عرضه در بازار داخلی انجام شده است.
به این ترتیب، اگرچه تنگه هرمز بیش از هر چیز به عنوان شریان اصلی انتقال نفت شناخته میشود، اما تحولات اخیر نشان میدهد این گذرگاه نقشی کلیدی در تجارت جهانی غلات، نهادههای کشاورزی و امنیت غذایی منطقه نیز دارد؛ نقشی که هرگونه اختلال در آن میتواند اثرات گستردهای بر بازارهای کشاورزی جهان برجای بگذارد.








