الزامات اقتصادی تابآوری فرهنگی؛ مبانی، ضروریات و راهکارهای تقویت
الزامات اقتصادی تابآوری فرهنگی؛ مبانی، ضروریات و راهکارهای تقویت
تابآوری فرهنگی مفهومی میانرشتهای است که در نقطه اتصال فرهنگ، جامعه، اقتصاد، محیطزیست و ظرفیت سازگاری انسان با تغییرات قرار میگیرد. جامعهای که از تابآوری فرهنگی برخوردار است، در برابر بحرانها و فشارهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، محیطی و فناورانه، قادر است عناصر اساسی هویت و معنای زندگی خود را حفظ کند و همزمان خود را با شرایط جدید سازگار سازد.
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی بنیانگذار رسانه تاب آوری و مشاور عالی ماموریت ملی تاب آوری فرهنگی هویت محور به توانایی یک جامعه برای حفظ پیوستگی هویتی، یادگیری از تجربه، استفاده از منابع فرهنگی و ایجاد شیوههای جدید زندگی در شرایط متغیر تابآوری فرهنگی اطلاق شده است.
در ادبیات علمی، بر این نکته تأکید شده است که فرهنگ باید در کنار ابعاد اجتماعی و اقتصادی در تحلیل تابآوری دیده شود. Crane مفهوم تابآوری فرهنگی را با توانایی حفظ معیشتهایی مرتبط میکند که هم نیازهای مادی و هم نیازهای ارزشی و هنجاری جامعه را در برابر شوکها و فشارهای شدید تأمین کنند.
از همین نقطه میتوان به یک اصل مهم رسید:
تابآوری فرهنگی بدون توجه به اقتصاد، ناقص است.
فرهنگ در خلأ شکل نمیگیرد و تداوم نمییابد. خانوادهها، گروههای اجتماعی، هنرمندان، صنعتگران، کارآفرینان، صاحبان مشاغل محلی، نهادهای فرهنگی و جوامع محلی برای حفظ و انتقال ظرفیتهای فرهنگی خود به منابع، زمان، امنیت و فرصت اقتصادی نیاز دارند.
هنگامی که فشار اقتصادی شدید میشود، نخستین پیامد آن همیشه کاهش درآمد نیست؛ ممکن است کاهش مشارکت فرهنگی، تعطیلی فعالیتهای سنتی، مهاجرت نیروی انسانی، کاهش انتقال دانش بومی و تضعیف پیوندهای اجتماعی نیز رخ دهد.
دکترمحمدرضا مقدسی در ادامه آورده است الزامات اقتصادی تابآوری فرهنگی به مجموعه شرایطی گفته میشود که به فرد و جامعه اجازه میدهد در برابر شوکهای اقتصادی و اجتماعی، ضمن حفظ هویت و سرمایه فرهنگی خود، توان سازگاری و بازسازی داشته باشد.
باید توجه داشت که «الزامات اقتصادی تابآوری فرهنگی» یک فهرست رسمی و واحد در همه کشورها نیست، بلکه یک چارچوب تحلیلی است که از کنار هم قرار گرفتن یافتههای مطالعات تابآوری، توسعه پایدار، معیشت، سرمایه اجتماعی و اقتصاد فرهنگ شکل میگیرد. در این چارچوب، نخستین الزام، برخورداری از امنیت اقتصادی و معیشت پایدار است.
امنیت معیشتی؛ پایه تابآوری فرهنگی
هیچ جامعهای نمیتواند بدون توجه به نیازهای اولیه زندگی، درباره آینده فرهنگی خود برنامهریزی کند.
زمانی که خانوار با کاهش مداوم درآمد، بیکاری، بدهی سنگین یا ناامنی شغلی روبهرو است، طبیعی است که منابع و انرژی آن بیشتر به سمت تأمین نیازهای ضروری زندگی هدایت شود. در چنین شرایطی، برخی فعالیتهای فرهنگی که برای حفظ هویت و انسجام اجتماعی اهمیت دارند، ممکن است به حاشیه رانده شوند.
بانک جهانی در چارچوب خود درباره تابآوری، درآمد را یکی از پایههای اصلی توان مقابله با انواع شوک معرفی میکند و توضیح میدهد که درآمد بالاتر، امکان پسانداز، مدیریت مصرف، سرمایهگذاری برای کاهش ریسک و تنوعبخشی به معیشت را افزایش میدهد. بنابراین امنیت درآمدی را میتوان یکی از زیرساختهای مهم تابآوری در سطح فرد، خانواده و جامعه دانست.
این موضوع در تابآوری فرهنگی اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا فرهنگ برای استمرار به زمان و امنیت نیاز دارد. خانوادهای که دائماً درگیر بحران معیشتی است، ممکن است فرصت آموزش زبان، هنر، صنایعدستی، آیینها و مهارتهای بومی را به نسل بعد از دست بدهد. بنابراین حمایت از معیشت پایدار، در بسیاری از موارد، به صورت غیرمستقیم حمایت از فرهنگ نیز هست.
تنوع درآمدی و کاهش آسیبپذیری اقتصادی
یکی از مهمترین الزامات اقتصادی تابآوری فرهنگی، تنوعبخشی به منابع درآمد است. وابستگی یک خانوار، کسبوکار یا جامعه به یک فعالیت اقتصادی، آسیبپذیری آن را در برابر تغییرات بازار افزایش میدهد. اگر یک جامعه فقط به یک محصول، یک صنعت، یک بازار یا یک منبع درآمد وابسته باشد، یک شوک اقتصادی میتواند بخش بزرگی از ظرفیت اقتصادی و حتی فرهنگی آن را مختل کند.
تنوع درآمدی به افراد و جوامع اجازه میدهد هنگام تغییر شرایط، مسیرهای جایگزین ایجاد کنند. این تنوع میتواند از طریق ترکیب مشاغل سنتی و جدید، توسعه صنایع خلاق، استفاده مسئولانه از گردشگری فرهنگی، توسعه کسبوکارهای خانگی، اقتصاد دیجیتال، خدمات محلی و بازارهای تخصصی شکل بگیرد.
در اینجا باید میان «اقتصاد فرهنگ» و «اقتصادیکردن فرهنگ» تفاوت قائل شد. اقتصاد فرهنگ به دنبال ایجاد ارزش اقتصادی از طریق ظرفیتهای فرهنگی است، اما اقتصادیکردن افراطی فرهنگ ممکن است معنا، اصالت و مالکیت اجتماعی آن را تضعیف کند.
حمایت از اقتصاد فرهنگ و صنایع خلاق
فرهنگ میتواند مصرفکننده منابع اقتصادی نباشد و خود به تولیدکننده ارزش اقتصادی تبدیل شود. صنایع خلاق، هنر، صنایعدستی، طراحی، موسیقی، تولید محتوا، میراث فرهنگی و برخی انواع گردشگری فرهنگی، نمونههایی از حوزههایی هستند که میتوانند میان سرمایه فرهنگی و اشتغال ارتباط ایجاد کنند.
یونسکو فرهنگ را یکی از عناصر مهم توسعه پایدار میداند و بر نقش فرهنگ و بخشهای فرهنگی و خلاق در رشد اقتصادی، انسجام اجتماعی و تابآوری جوامع تأکید کرده است. در واقع آسیبپذیری ساختاری بخش فرهنگی و معیشت هنرمندان و فعالان فرهنگی یک دغدغه بسیار مهم است.
از این منظر، حمایت از اقتصاد فرهنگ باید بخشی از سیاست تابآوری باشد. دسترسی فعالان فرهنگی به بازار، آموزش، فناوری، منابع مالی، بیمه، حمایتهای اجتماعی و زیرساخت مناسب میتواند احتمال تداوم فعالیت آنان را در دورههای بحران افزایش دهد.
سرمایه انسانی؛ پیوند فرهنگ و مهارت اقتصادی
فرهنگ زمانی میتواند به یک منبع تابآوری تبدیل شود که حاملان آن توانایی مدیریت و توسعه این منابع را داشته باشند. به همین دلیل، سرمایهگذاری در آموزش و مهارت یکی از الزامات اساسی تابآوری فرهنگی است.
یک صنعتگر محلی برای حفظ حرفه خود در اقتصاد امروز، علاوه بر مهارت سنتی، ممکن است به دانش قیمتگذاری، بازاریابی، فروش اینترنتی، مدیریت هزینه، شناخت مشتری، بستهبندی، برندینگ و سواد مالی نیز نیاز داشته باشد. در واقع، یکی از مهمترین مسیرهای تابآوری فرهنگی، اتصال دانش و مهارتهای بومی به دانش و روشهای جدید اقتصادی است.
هدف چنین رویکردی جایگزین کردن فرهنگ سنتی با فناوری یا بازار نیست؛ هدف، افزایش قدرت سازگاری حاملان فرهنگ با شرایط جدید است. این همان نقطهای است که مفهوم تابآوری از «حفظ گذشته» به «حفظ هویت همراه با توان تحول» منتقل میشود. پژوهشهای مربوط به تابآوری فرهنگی نیز بر نقش سازگاری، تحول و حفظ عناصر اساسی هویت در مواجهه با تغییرات ساختاری تأکید کردهاند.
به نظر نویسنده این مهم بخوبی در خانه هنر فراگیر اصفهان تجلی یافته است و میتواند بعنوان یک الگوی موفق در سایر نقاط کشور هم اجرا شود.
دسترسی به منابع مالی و حمایت اجتماعی
یکی دیگر از الزامات اقتصادی تابآوری فرهنگی، دسترسی به سازوکارهای حمایت مالی و اجتماعی در دورههای بحران است. شوکهای اقتصادی ممکن است به شکل ناگهانی رخ دهند و خانوار یا کسبوکار را با کاهش درآمد مواجه کنند. اگر هیچ شبکه حمایتی وجود نداشته باشد، افراد ممکن است برای جبران زیان به فروش داراییهای مولد، ترک شغل، مهاجرت یا کاهش سرمایهگذاری در آموزش و مهارت روی آورند.
بانک جهانی در مطالعات مربوط به حمایت اجتماعی تطبیقی، بر اهمیت ترکیب حمایت مالی، اطلاعات، تأمین مالی اضطراری و نهادهای کارآمد برای افزایش ظرفیت خانوارها در برابر شوکها تأکید دارد. هدف این برنامهها فقط جبران زیان پس از بحران نیست؛ ایجاد ظرفیت برای آمادگی، سازگاری و بازگشت سریعتر نیز بخشی از مفهوم تابآوری است.
در حوزه فرهنگی نیز چنین حمایتی میتواند از تعطیلی کسبوکارهای فرهنگی، قطع آموزشهای سنتی و از بین رفتن فرصت انتقال میراث جلوگیری کند.
یکی از مهمترین ظرفیتهای تابآوری فرهنگی در سطح جامعه، اقتصاد محلی است. بسیاری از عناصر فرهنگی مانند صنایعدستی، معماری بومی، غذاهای سنتی، موسیقی، هنرهای محلی، دانشهای محیطی و آیینها میتوانند بخشی از نظام اقتصادی محلی باشند.
اما این بهرهبرداری باید پایدار باشد. اگر فرهنگ به گونهای عرضه شود که تنها هدف آن جذب گردشگر یا افزایش فروش باشد، ممکن است کیفیت، اصالت و معنای آن آسیب ببیند. تجربیات بینالمللی نشان دادهاند که میراث فرهنگی میتواند از طریق ایجاد اشتغال، جذب سرمایه، تقویت کسبوکارهای محلی و کمک به بازسازی اقتصادی، به افزایش تابآوری جوامع کمک کند. چالب توجه اینکه دراغلب موارد یونسکو نیز ارتباط میان فرهنگ، میراث و توسعه اقتصادی پایدار را در برنامههای خود مورد توجه قرار داده است.
بنابراین، مسئله اصلی این نیست که فرهنگ چگونه به کالا تبدیل شود؛ مسئله این است که چگونه میتوان از ظرفیت اقتصادی فرهنگ به شکلی استفاده کرد که هم معیشت مردم تقویت شود و هم هویت فرهنگی حفظ گردد.
تابآوری فرهنگی زمانی عمیق و پایدار است که مردم احساس کنند در فرایند توسعه فرهنگی و اقتصادی سهم و نقش دارند. اگر ارزش اقتصادی یک میراث، هنر یا دانش محلی ایجاد شود اما بخش اصلی منافع به گروهی بیرون از جامعه صاحب فرهنگ برسد، ممکن است بیاعتمادی و تعارض اجتماعی افزایش یابد.
از این رو، مالکیت، مشارکت و توزیع منصفانه منافع باید در سیاستهای اقتصاد فرهنگ مورد توجه قرار گیرد. جامعه محلی باید در تصمیمگیری درباره نحوه معرفی، استفاده و توسعه منابع فرهنگی خود نقش داشته باشد. این رویکرد با ادبیات جدید تابآوری فرهنگی نیز هماهنگ است؛ پژوهشهای جدید بر نقش عاملیت جامعه، روابط اجتماعی، مالکیت فرهنگی و عدالت در شکلگیری تابآوری تأکید دارند.
تابآوری فرهنگی در عصر جدید بدون زیرساخت ارتباطی و دیجیتال نیز دشوار است.
دسترسی به اینترنت، سامانههای فروش، آموزش آنلاین، آرشیو دیجیتال، رسانههای محلی و ابزارهای ارتباطی میتواند به حفظ و گسترش میراث فرهنگی کمک کند.
کاملا روشن است ابزارهای دیجیتال و شبکههای اجتماعی میتوانند در مشارکت جامعه، حفاظت از میراث فرهنگی و واکنش به بحران نقش داشته باشند. در این شرایط، دیجیتالسازی فرهنگ فقط یک ابزار فنی نیست؛ میتواند راهی برای انتقال دانش، معرفی ظرفیتهای محلی و ایجاد دسترسی اقتصادی به بازارهای جدید باشد.
اقتصاد تابآور به اعتماد و همکاری نیاز دارد و همین موضوع در تابآوری فرهنگی نیز اهمیت دارد. شبکههای خانوادگی، محلی، حرفهای و اجتماعی میتوانند در زمان بحران به اشتراک منابع، تبادل اطلاعات، حفظ مشاغل و تداوم فعالیتهای فرهنگی کمک کنند.
در واقع، سرمایه اجتماعی میانجی مهمی میان اقتصاد و فرهنگ است. جامعهای که اعضای آن توان همکاری بیشتری دارند، ظرفیت بالاتری برای استفاده مشترک از منابع، ایجاد کسبوکارهای جمعی، انتقال تجربه و بازسازی پس از بحران خواهد داشت. مطالعات مرتبط با میراث فرهنگی و تابآوری جامعه نیز تقویت انسجام اجتماعی، سرمایه اجتماعی و حمایت اقتصادی را از مسیرهای مهم اثرگذاری فرهنگ بر تابآوری معرفی کردهاند.
جمعبندی نهایی و فرجام سخن اینکه الزامات اقتصادی تابآوری فرهنگی را نمیتوان به افزایش درآمد یا رشد تولید محدود کرد. اقتصاد در اینجا به معنای مجموعهای از ظرفیتهاست که به انسان و جامعه امکان میدهد در برابر بحرانها، بدون از دست دادن پیوندهای اساسی فرهنگی و هویتی، خود را با شرایط جدید تطبیق دهند.
امنیت معیشتی، ثبات و تنوع درآمد، اشتغال پایدار، سرمایه انسانی، حمایت اجتماعی، دسترسی به منابع مالی، توسعه اقتصاد فرهنگ، تقویت صنایع خلاق، زیرساخت دیجیتال، اقتصاد محلی، عدالت در توزیع منافع و سرمایه اجتماعی، در کنار یکدیگر زمینه اقتصادی تابآوری فرهنگی را شکل میدهند. از سوی دیگر، فرهنگ نیز میتواند برای اقتصاد ارزش تولید کند؛ از طریق ایجاد اشتغال، حفظ مهارتهای بومی، توسعه کسبوکارهای خلاق، تقویت گردشگری پایدار، افزایش اعتماد اجتماعی و ایجاد ظرفیتهای تازه برای نوآوری.
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی اقتصاد و فرهنگ دو مسیر جداگانه نیستند. اقتصاد پایدار میتواند زیرساخت تداوم فرهنگ باشد و فرهنگ نیز میتواند بخشی از منابع توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه را فراهم کند. پژوهشهای جدید درباره میراث فرهنگی و تابآوری جامعه نیز همین رابطه دوسویه را مورد تأکید قرار دادهاند و نقش فرهنگ را در انسجام اجتماعی، توان مقابله با بحران و حمایت اقتصادی نشان میدهند.
در یک بیان جامع، «الزامات اقتصادی تابآوری فرهنگی» یعنی فراهمکردن شرایطی که در آن مردم بتوانند زندگی و معیشت خود را با ثبات بیشتری اداره کنند، از سرمایههای فرهنگی خود ارزش ایجاد کنند، در برابر شوکهای اقتصادی حمایت شوند و در عین سازگاری با تغییرات، عناصر بنیادین هویت فرهنگی خود را حفظ و به نسل آینده منتقل کنند. بنابراین، سیاستگذاری فرهنگی بدون سیاستگذاری اقتصادی مناسب و سیاستگذاری اقتصادی بدون توجه به فرهنگ، هر دو ناقص خواهند بود.
تابآوری فرهنگی زمانی به سطحی عمیق و پایدار میرسد که فرد، خانواده، جامعه و نهادهای اقتصادی و فرهنگی بتوانند میان معیشت، هویت، مشارکت، نوآوری و توسعه تعادل برقرار کنند. در چنین نگاهی، اقتصاد صرفاً ابزار تأمین زندگی نیست؛ یکی از بسترهای اصلی حفظ ظرفیت فرهنگی جامعه و تبدیل فرهنگ به نیرویی برای سازگاری، رشد و توسعه پایدار است.








