کد خبر: ۱۳۰۶۰۰44771
لینک کوتاه:
اقتصاداقتصاد کلانانرژیجامعه و فرهنگروزنامهسلامت و رفاهصفحه یک

تاب آوری و آینده صنعت برق در ایران

رضا پدیدار، رئیس کمیسیون انرژی و محیط زیست اتاق تهران

در دهه­ های اخیر و با عنایت به تحولات مختلف اقتصادی، اجتماعی و فناورانه، مانند افزایش شهرنشینی در الگوی مصرف و میزان مصرف­گرایی و افزایش نفوذ و بهره‌گیری از فناوری­ های نو زندگی بشر با چالش­ ها و مسایل جدیدی در سبک زندگی و محیط ­زیست مواجه شده است.

پدیده­ هایی مانند چاقی و پیری جامعه، کمبود منابع آبی پایدار، تغییرات آب‌وهوایی، آلودگی هوا، ایمنی و امنیت غذایی و پسماند در دهه ­های اخیر به‌ویژه در حوزه انرژی به مسایلی کلیدی برای بشر تبدیل شده است که آینده و بقای ما را تحت تاثیر خود قرار می­دهند.

این چالش­ها در نوع خود پارادایم جدیدی از زندگی را رقم زده است که مملو از فرصت­ها و الگوهای نوین بویژه در بخش های انرژی روزمره همانند برق و توجه به تاب­آوری و آینده آن در کشور و نیز جهان پیرامون ماست. اما زودتر از آنچه تصور می­شد بحران حوزه انرژی و به‌ویژه بحران مضاعف در صنعت برق به پدیده­ای سیاسی و امنیتی تبدیل شد.

منتقدان دولت پیشین به گونه­ ای گزارش­ های کارشناسی وزارت نیرو درباره مصرف ۲هزار مگاوات برق را برای استخراج رمزارزها و ابهام‌آمیز بودن آن را رد و آدرس جدیدی برای خاموشی ها معرفی کرده ­اند.

از نظر آنان سرمایه گذاری نکردن دولت در ساخت نیروگاه­های جدید و اصلاح نکردن خطوط انتقال و توزیع برق دلیل خاموشی­ های اخیر است. وزارت نیرو هم که با شدیدترین انتقادها مواجه شده بود در گزارشی از دولت خواست به برخی وزارتخانه ها از جمله وزارت کشور و اطلاعات ماموریت داده شود تا بحران را بررسی کنند.

اینکه وزارت نیرو از دو وزارت خانه امنیتی و سیاسی یعنی وزارت اطلاعات و کشور کمک خواسته است، می­تواند به روشنی گویای وفور اماکنی باشد که به صورت غیر مجاز اما  گسترده رمز ارز تولید می­کنند؛ مراکزی که هزینه برق مصرفی آنها یا رایگان یا ارزان است. به نظر می رسد دست وزارت نیرو برای برخورد با استخراج رمز ارزها در برخی مراکز چندان باز نیست و به همین دلیل از دولت خواسته است تا مسئولیت این کار را وزارتخانه­های اطلاعات و کشور واگذارد تا آنها این مهم را به انجام برسانند.

آن‌گونه که رسانه­ها گزارش داده­اند همزمان با کارزارهای تبلیغاتی حول محور قطع برق، برخی منتقدان طی چند ماهه گذشته در شبکه‌های اجتماعی تلاش کرده­اند خاموشی­های اخیر و بحران صنعت برق را به موافقت اولیه ایران برای پیوستن به معاهده آب‌و‌هوای پاریس مرتبط کنند. معاهده­ای که طی آن  کشورها متعهد شده­اند از میزان مصرف سوخت فسیلی کم کنند. البته مخالفان دولت را به باد انتقاد گرفته­اند که به گفته آنان، چرا ایران چرا زیر بار این تعهدات رفته است.

حقیقت و ضرورت‌هایی فراتر از دعواهای سیاسی

اما در نهایت قطع گاز و خاموشی برق در زمستان سال گذشته و تکرار خاموشی‌ها در روزهای خرداد ۱۴۰۰ تنها نشانه­ای از به خطر  افتادن امنیت انرژی در ایران است. کاهش سرمایه­گذاری­ها در صنعت آب و برق بویژه پس از تحریم­ها باعث آسیب‌پذیری فرآیند تامین مطمئن انرژی در کشور شده است. افزون بر این، مداخله دولت در قیمت‌گذاری­ها هم انگیزه سرمایه­گذاری برای تولید، توزیع و انتقال انرژی و همچنین بهینه­سازی و افزایش بهره­وری انرژی را از بین برده و بر وخامت اوضاع افزوده است.

در این صورت تجدید ساختار صنعت برق، فرآیند جایگزینی سیستم­های انحصاری با وضع رقابتی می­تواند به تک‌تک مشتریان اجازه انتخاب عرضه­کنندگان برق را بدهد و پیکره­بندی مجددی را شامل ­شود. بدین ترتیب تجدید ساختار صنعت برق به معنای شکست انحصار عمودی دولت بر صنعت از طریق جداسازی زنجیره یکپارچه عمودی و درهم‌تنیده تامین برق و تفکیک در قالب بخش­های رقابت‌پذیر و رقابت‌ناپذیر است.

توجه داشته باشیم که فرآیند تولید برق برای مصرف‌کنندگان عموما شامل چهار رکن اصلی: تولید، انتقال، توزیع و بازار خـــرده­فروشی است که با تجدید ساختار در آن تولیدکنندگان تمام مراحل تولید و انتقــال و توزیع را انجـــام می­دهند. در این فرآیند ایجاد یک بازار رقابتی برق (عمده‌فروشی ) از اولین بخش­هایی است که باید مورد توجه برنامه‌ریزان و سیاست گذاران ساختار جدید قرار گیرد.

حیطه دیگری که به دنبال بخش تولید امکان ایجاد رقابت در آن وجود دارد حیطه فروش است. با تجدید ساختار و ایجاد رقابت در بخش­های عمده‌فروشی و خرده‌فروشی برق، بازارهای عمده‌فروشی به شکلی سازماندهی می­شوند که چند شرکت تولید برق برای فروش برق در تولید متمرکز برق و یا از طریق قراردادهای دوجانبه با خریداران به رقابت بپردازد. در این حالت انتقال و توزیع هنوز هم انحصار طبیعی تلقی می­شوند که نیازمند تنظیم است تا از دسترسی آزاد و بدون تبعیض تمام شرکت­کنندگان بازار به شبکه انتقال اطمینان حاصل شود. در این حالت باید اهداف اصلی از تجدید ساختار صنعت برق را ایجاد رقابت در بازار بومی این صنعت دانست و می­توان موارد زیر را برای روشن شدن افکار عمومی برشمرد:

  • نیاز به تغییر قوانین تنظیمی ونظارتی
  • ضرورت تحقق سیاست خصوصی­سازی جامع
  • توجه به پیش­بینی کاهش هزینه­ها با مشارکت بخش­خصوصی
  • بی­انگیزگی در نوآوری و ابداع در محیط­های تنظیمی و نظارتی
  • بهبود توجه به مشتریان با افزایش رقابت

به منظور دستیابی به اهداف مذکور، سیاست‌هایی نیز پیشنهاد شده است که برخی از آنها عبارتند از:

الف – افزایش نفوذ بخش ­خصوصی از طریق کاهش مشارکت دولت در اقتصاد و قانون زدایی بازار

ب –  افزایش بهره­وری از طریق کاهش هزینه­های تولید و بهبود کارآیی

ج –  ارتقای بهره­وری خارجی بوسیله بهبود ساختار اجتماعی و اقتصادی

دستاوردهای تجدید ساختار

لازم به توضیح است که اصلاحات و تجدید ساختار صنعت برق آثار اجتماعی متعددی را نیز به همراه دارد که از آن جمله می­توان بهبود اوضاع اجتماعی و کاهش فقر، نظام­مند شدن بخش‌های رقابتی صنعت برق از لحاظ سازگاری با محیط زیست و حفاظت از مصرف‌کننده و کاهش آلودگی هوا را نام برد.

در مجموع محققان پس از مطالعات میدانی و در نظر گرفتن تاب‌آوری و نیز توجه به آینده­نگری صنعت برق ایران الزامات و نیازمندی‌های تجدید ساختار صنعت برق را به شرح این مراحل مورد تاکید قرار داده­اند:

  • جداسازی سازمانی و اجرایی
  • مقررات‌زدایی در تمام سطوح مدیریتی و  اجرایی
  • ایجاد فضای رقابتی تمام‌عیار
  • خصوصی سازی به مفهوم کامل آن

در این صورت و به منظور اجرای یک بازار برق رقابتی باید نهادهای تشکیل‌دهنده صنعت برق از یکدیگر مجزا شود و هر یک در صورت امکان به طور جداگانه در حیطه وظایف خود رقابت داشته باشند. به تعبیر دیگر، باید به تفکیک ساختاری ارکان صنعت برق و سپس جداسازی مدیریت و مالکیت این ارکان و تفکیک افقی شامل بخش­های رقابت­پذیر صنعت برق از طریق فرآیند تفکیک اجرا به صورت افقی اقدام کرد.

۲ مقوله خصوصی­سازی و اصلاح ساختار

در این باره بحث تجدید ساختار و خصوصی­سازی دو مقوله متفاوت از هم است. در واقع، تجدید ساختار می­تواند زمینه خصوصی­سازی صحیح را فراهم کند، اما لزوما موجد خصوصی­سازی نیست؛ در حالی که خصوصی­سازی اجبارا به دلیل قرار­گرفتن صنعت برق در مسیری متفاوت، باعث تجدید ساختار خواهد ­شد. خصوصی­سازی به مجموعه­ای از اقدامات گفته می­شود که در قالب آن، سطوح و زمینه­های گوناگون کنترل، مالکیت یا مدیریت از دست بخش دولتی خارج و به دست بخش خصوصی سپرده می­شود. خصوصی­سازی همواره در پی تسریع حرکت به سمت اقتصادهای آزاد، ترویج رقابت، افزایش کارآیی اقتصادی، بهبود در ارائه و تحول خدمات عمومی و کاهش میزان وام­های اعطایی دولت به شرکت­های ورشکسته و زیان‌دیده است.

با توجه به وضع موجود و نیز آینده صنعت برق ایران باید گفت تجدید ساختار در صنعت برق منافع بلندمدت چشمگیری را به همراه دارد. اگر چه جداسازی عمودی ارکان صنعت برق در رویکرد اصلاحات صنعت برق در ایران کمرنگ است، انتظار می­رود که این جداسازی در آینده منجر به توسعه اقتصادی صنعت برق، تمرکز مدیریتی بیشتر، ارتقای بهره­وری و کاهش هزینه­های توزیع و در نهایت کاهش قیمت برق برای مشترکین نهایی شود.

تداوم تجدید ساختار نیازمند اعمال تغییرات تکنولوژیکی عمیقی در صنعت برق ایران است. بررسی­ها حاکی از آن است که تجهیزات به‌کاررفته در بخش­های تولید، توزیع و انتقال برق ایران عمدتا فرسوده  است و همگام با فناوری­های روز دنیا در این عرصه پیش نمی­رود. این وضع از یک سو، منجر به افزایش تلفات در بخش­های تولید، توزیع و انتقال برق می­شود و از سوی دیگر، نمی‌تواند انتظارات مسئولان را مبنی بر ادامه روند تجدید ساختار این صنعت برآورد سازد. از این رو، اعمال تغییرات تکنولوژیکی عمیق در صنعت برق ایران لازم به نظر می رسد.

افزون بر این، بسترهای لازم برای سرمایه­گذاری بخش­خصوصی در بخش­های مختلف صنعت برق ایران به‌وجود نیامده است. همان‌طوری که گفته شد، با وجود اقدامات گوناگونی که در راستای توسعه مشارکت بخش­خصوصی در صنعت برق ایران صورت گرفته، بازار سرمایه در کشور به اندازه کافی توسعه نیافته است که بتواند نیازهای سرمایه­گذاری صنعت برق را تامین کند. بنابراین در مجموع می­توان گفت بسترهای لازم برای سرمایه­گذاری بخش­خصوصی در بخش­های مختلف صنعت برق ایران به وجود نیامده و این در حالی است که:

  • تبدیل شدن بازار برق به یک بازار رقابتی چندان هزینه­زا نیست
  • بسترسازی برای مشارکت بخش­خصوصی در تعیین قیمت برق ، چندان هزینه­زا نیست

آینده صنعت برق

تبدیل شدن بازار برق ایران به یک بازار رقابتی و فراهم کردن زمینه ورود و فعالیت بخش­خصوصی در صنعت برق بی­شک مستلزم همکاری همه‌جانبه دولت با دست­اندرکاران و سیاست­گذاران صنعت برق و برنامه­ریزی و تدوین استراتژی­های دقیق در این زمینه است و این اقدامات اولیه هزینه چندانی را بر دولت و صنعت تحمیل نخواهد کرد .

در مجموع، منافع بلندمدت حاصل از تجدید ساختار صنعت­ برق ایران بسیار چشمگیر است. منافع حاصل از تجدید ساختار صنعت برق بر هیچ یک از فعالان این صنعت پوشیده نیست و می­توان گفت که منافع بلند­مدت حاصل از تجدید ساختار صنعت برق ایران نیز بسیار چشمگیر خواهد بود. اما اینکه این منافع دقیقا تا چند سال آینده کسب خواهد شد، چندان مشخص نیست.

به طور کلی نتایج به‌دست‌آمده حاکی از این است که اگرچه فرآیند تجدید ساختار صنعت­برق ایران از سال­های قبل آغاز شده و بهبودهایی را نیز از نظر ارتقای کیفیت خدمات ارائه شده به مشترکان و تعدیل تعرفه­های فروش برق به همراه داشته، نتوانسته است چنان که باید این صنعت را متحول سازد و وضع کنونی صنعت­برق نیز گواه این مطلب است. همچنین یافته­ها نشان می­دهد که به منظور بهبود این وضع باید بستر­سازی لازم برای مشارکت بخش­خصوصی در تعیین قیمت برق و اقدام در جهت ایجاد یک بازار برق رقابتی صورت پذیرد که خوشبختانه چنین اموری چندان هزینه زا نیست. به علاوه نیاز است که تغییرات تکنولوژیکی عمیقی در صنعت برق  ایران اعمال شود.

متکی شدن صنعت برق ایران برای توسعه این صنعت به درآمدهای داخلی خود به جای بودجه عمومی نیز فرآیندی بلند­مدت و هزینه­زاست که باید چاره­ای برای این امر اندیشید. با وجود تمامی موارد ذکر شده، خبرگان روند تجدید ساختار صنعت برق ایران را مثبت ارزیابی می­کنند وتداوم استراتژی­های تجدید ساختار صنعت برق را لازم و ضروری می­دانند.

منافع بلند­مدت حاصل از تجدید ساختار صنعت­برق ایران بسیار چشمگیر است و جداسازی عمودی ارکان نیز منافع بلند­مدت فراوانی برای صنعت­برق ایران به همراه خواهد داشت که می­توان با همکاری کلیه مسئولان، متخصصان و فعالان این صنعت مادر، تدوین استراتژی­های عملی و برنامه­های دقیق­تر و شفاف­سازی­های بیشتر در این زمینه، این فرآیند را تحقق بخشید.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا