توهم میانگین ها و سقوط معیشت در 31 استان
مریم غدیرپور
شاخص فلاکت در هجده استان از مرز صد گذشت تا سیاستگذاران نشسته در برج عاج تهران بدانند که میانگینهای کلان ملی، درد جانکاه سفرههای خالی را درمان نمیکند.
فاصله چهل و چهار واحدی میان هرمزگان صدرنشین و تهران در انتهای جدول، گواهی آشکار بر جغرافیای نابرابری اقتصادی است که در آن، تورم سهمخواه اصلی این ویرانی لقب گرفته است.
وقتی موتور محرک تورم با شتابی ویرانگر تاخت میزند و رکود بازار کار در استانهایی نظیر کرمانشاه و بوشهر بر این پیکر رنجور آوار میشود، اعداد و ارقام رسمی دیگر نه یک آمار خشک، که صدای استخوانهای خانوارهای زیر چرخدندههای فشارهای معیشتی هستند.
این روایت تلخ، سند محکمی است بر اینکه اقتصاد ایران نه با یک میانگین واحد، بلکه با سی و یک جغرافیای مجزا از بحران اداره میشود.
جغرافیای نابرابری و توهم میانگینها
اقتصاد ایران این روزها در چنبره اعدادی گرفتار شده است که سیاستگذاران نشسته در پایتخت با آنها بازی میکنند، غافل از اینکه میانگینهای کلان ملی هیچگاه نمیتوانند درد جانکاه سفرههای خالی را در گوشهوکنار کشور درمان کنند.
وقتی شاخص فلاکت در هجده استان از مرز بحرانی یکصد عبور میکند و فاصلهای معادل چهل و چهار واحد میان هرمزگان صدرنشین و تهران در انتهای جدول رقم میخورد، گواهی آشکار بر جغرافیایی از نابرابری اقتصادی صادر میشود که در آن تورم به موتور محرک ویرانی سفرهها تبدیل شده است.
در این میان، رکوردهای سرسامآور تورمی در استانهای جنوبی و غربی کشور با رکود بازار کار و شکافهای عمیق مشارکت اقتصادی گره خورده است تا آمارهای خشک رسمی به صدای استخوانهای خانوارهایی تبدیل شود که زیر چرخدندههای فشارهای معیشتی له میشوند.
این روایت تلخ، سند محکمی است بر اینکه اقتصاد ایران نه با یک میانگین واحد، بلکه با سی و یک جغرافیای کاملاً مجزا از بحران اداره میشود.
هرمزگان در صدر و تهران در انتهای جدول فلاکت
بررسی دادههای تازه نشان میدهد شاخص ترکیبی فلاکت که از جمع تورم نقطهای و نرخ بیکاری به دست میآید، در هجده استان کشور سه رقمی شده است. هرمزگان با ثبت شاخص ۱۲۴.۹ در صدر جدول ایستاده و ایلام با ۱۲۰.۱ و بوشهر با ۱۱۴.۹ تعقیبکنندگان اصلی آن هستند.
در سوی مقابل، تهران با شاخص ۸۳.۵ پایینترین میزان را در میان استانهای کشور به خود اختصاص داده است و خراسانجنوبی و سمنان در رتبههای بعدی کمترین فشار را تجربه میکنند.
این فاصله خیرهکننده چهل و چهار واحدی میان هرمزگان و تهران، در حالی رخ میدهد که میانگین حسابی ساده استانها به ۱۰۲.۸ میرسد؛ رقمی که با شاخص ترکیبی ملی یعنی ۹۷.۸ تفاوت معناداری دارد و نشان میدهد فرمولهای کلان پایتختنشینان چگونه واقعیتهای خرد استانی را پنهان میکنند.
تورم؛ موتور اصلی و بیرقیب صعود شاخص
بررسی اجزای تشکیلدهنده شاخص فلاکت بهخوبی آشکار میکند که تورم سهم قاطع و بیرقیبی در ایجاد شکاف میان استانها دارد. مقایسه هرمزگان و تهران نشان میدهد که از اختلاف ۴۱.۴ واحدی شاخص میان این دو استان، بیش از ۴۰.۸ واحد مستقیماً از تفاوت نرخ تورم ناشی میشود و سهم بیکاری تنها حدود نیم واحد است؛ یعنی نزدیک به ۹۸.۶ درصد شکاف میان دو استان به سرعت سرسامآور افزایش قیمتها بازمیگردد.
پراکندگی بسیار بالای تورم نقطهای در سطح کشور در مقایسه با دامنه محدود نرخ بیکاری سبب شده است تا نقشه شاخص فلاکت بیش از هر چیز بازتابدهنده جغرافیای تورم باشد و استانهای دارای تورم سه رقمی مستقیماً در صدر جدول بحران جای گیرند.
نقابهای پنهان بازار کار و شکاف مشارکت اقتصادی
با وجود غلبه آماری تورم، نقش نرخ بیکاری و میزان مشارکت اقتصادی را نباید در جابهجایی رتبه استانها نادیده گرفت.
بوشهر به دلیل نرخ بیکاری بالا به رتبه سوم صعود کرده و کرمانشاه نیز با تجربه بیکاری دوْرقمى در میان استانهای بحرانی قرار گرفته است. از سوی دیگر، بررسی بازار کار ایلام نشان میدهد که استعاره نرخ بیکاری بهتنهایی برای قضاوت کافی نیست؛ چرا که این استان با وجود نرخ بیکاری پایینتر از میانگین کشور، پایینترین نرخ مشارکت اقتصادی را به نام خود ثبت کرده است.
این بحران پنهان در بازار کار زنان نیز با شدت بیشتری خودنمایی میکند؛ جایی که شکاف عمیق میان نرخ بیکاری و مشارکت اقتصادی زنان و مردان، ابعاد تازهای از نابرابری را آشکار میسازد.
عصر اقتصاد گزارش میدهد این تفاوتها یادآور واقعیتی انکارناپذیر است؛ اقتصاد ایران تنها با یک نرخ تورم و یک نرخ بیکاری توصیف نمیشود و سیاستگذار با وجود مواجهه با یک اقتصاد ملی، باید بداند که خانوارهای ایرانی در سی و یک بازار کار و سبد هزینه کاملاً متفاوت با پیامدهای آن دستوپنجه نرم میکنند.








