خطای محاسباتی واشنگتن و تلآویو در برابر جمهوری اسلامی ایران بار دیگر ابعاد تازهای پیدا کرده است و انتشار نتایج نظرسنجی اخیر نشریه اکونومیست مبنی بر مخالفت نیمی از شهروندان آمریکایی با اعزام نیروهای نظامی به جنگ با ایران، موجی از واکنشها را در محافل سیاسی و پارلمانی کشور به همراه داشته است.
کارشناسان و نمایندگان مجلس معتقدند که این میزان نارضایتی مردمی در ایالات متحده، سند آشکاری بر ناکامی سیاستمداران کاخ سفید در ارزیابی واقعیتهای میدانی و ظرفیتهای دفاعی ایران است.
مجید دوستعلی، عضو کمیسیون اصل نودم قانون اساسی در مجلس شورای اسلامی، در تحلیل این رویداد تاکید کرد که نارضایتی گسترده در جامعه آمریکا حاصل مستقیم شکست محاسبات استراتژیک و عدم تحقق وعدههایی است که دولتمردان این کشور پیش از این به افکار عمومی خود داده بودند.
به گفته وی، تحمیل هزینههای سنگین اقتصادی، نظامی و سیاسی بدون دستاوردی مشخص، موجبات ناامیدی و اعتراض شهروندان آمریکایی را فراهم کرده است.
بررسی ابعاد این شکست محاسباتی نشان میدهد که طراحان این سیاستها با تکیه بر تجهیزات پیشرفته نظامی، پایگاههای منطقهای و همراهی برخی متحدان منطقهای و اروپایی، تصور میکردند قادر خواهند بود در کوتاهمدت جمهوری اسلامی ایران را با چالشهای جدی مواجه کرده و اهداف خود را محقق سازند.
مجید دوستعلی عضو کمیسیون اصل نود با اشاره به نتایج نظرسنجی اکونومیست درباره مخالفت نیمی از آمریکاییها با جنگ تاکید کرد که این نارضایتی عمومی نشاندهنده شکست محاسبات استراتژیک واشنگتن و ناتوانی در ارزیابی قدرت دفاعی و بازدارندگی ایران است.
این در حالی است که ارزیابیهای آنان فرسنگها با واقعیتهای موجود در میدان فاصله داشت و قدرت بازدارندگی ایران تمام معادلات آنها را بر هم زد.
نماینده مردم کرمان و راور در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه اگر ائتلاف غربی-صهیونیستی اطمینان خاطر از پیروزی داشت هرگز در اقدام نظامی درنگ نمیکرد، افزود که ناکامی در دستیابی به اهداف اعلامشده، جایگاه ادعایی قدرتهای بزرگ را به شدت زیر سوال برده و نگرانی سیاستمداران غربی را دوچندان کرده است.
وقتی وعدههای مقامات حاکم برآورده نمیشود و بار مالی و جانی سنگینی به جامعه تحمیل میگردد، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی به طور طبیعی آسیب میبیند و این نارضایتیها در عرصههای سیاسی داخلی نظیر انتخابات پیشرو به وضوح بروز مییابد.
ریشه اصلی این خطای راهبردی در عدم شناخت درست دشمن از ماهیت و ساختار قدرت در جمهوری اسلامی ایران نهفته است.
طراحان این توطئهها بر این پندار بودند که با هدف قرار دادن ارکان عالی نظام و فرماندهان نظامی میتوانند کشور را دچار فروپاشی و بحران مدیریتی کنند، اما ساختار مستحکم جمهوری اسلامی و حضور آگاهانه مردم در صحنه، تمامی این تصورات باطل را خنثی کرد.
ملت ایران با حفظ انسجام، پایداری و همبستگی ملی، نقش تعیینکنندهای در صیانت از استقلال و اقتدار کشور ایفا نمودند.
تجربه سالهای اخیر و تحولات میدانی بار دیگر ثابت کرد که غلبه بر اراده ملت ایران امری ناممکن است. مسئولان و تصمیمگیرندگان غربی باید از این رویدادها درس عبرت گرفته و در محاسبات آتی خود، مولفههای قدرت ملی، رهبری هوشمندانه و توانمندیهای همهجانبه جمهوری اسلامی ایران را به دقت مدنظر قرار دهند تا بار دیگر گرفتار خطاهای راهبردی پرهزینه نشوند.
