دانشبنیان ها؛ از رشد واقعی تا جهش آماری
سیما گودرزی
اقتصاد دانش بنیان در سالهای اخیر به یکی از کلیدواژههای اصلی سیاستگذاری اقتصادی کشور تبدیل شده است؛ بهگونهای که در اغلب برنامههای توسعه، از آن بهعنوان موتور محرک رشد اقتصادی، افزایش بهرهوری و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی یاد میشود.
اما پرسش اصلی این است که آیا افزایش تعداد شرکتهای دانشبنیان به معنای شکلگیری یک اقتصاد دانشبنیان قدرتمند است یا آنکه بخش مهمی از این رشد، تنها در آمارها نمود پیدا کرده است؟
بر اساس اعلام رسمی حسین افشین، معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور، هماکنون حدود ۱۰ هزار شرکت دانشبنیان در کشور فعالیت میکنند و این زیستبوم طی سالهای اخیر از نظر تعداد شرکتها رشد قابل توجهی را تجربه کرده است.
افشین همچنین اعلام کرده است که صادرات شرکتهای دانشبنیان به حدود ۲.۵ میلیارد دلار رسیده و این شرکتها در برخی حوزهها، از جمله تجهیزات پزشکی و دارویی، توانستهاند از خروج میلیاردها دلار ارز جلوگیری کنند.
با وجود این آمار امیدوارکننده، بسیاری از کارشناسان معتقدند که معیار موفقیت اقتصاد دانشبنیان صرفاً تعداد شرکتها نیست.
شاخصهایی همچون سهم این شرکتها از تولید ناخالص داخلی، میزان فروش محصولات فناورانه، صادرات پایدار، اشتغال تخصصی و حضور در بازارهای جهانی، تصویر دقیقتری از وضعیت واقعی این بخش ارائه میدهد.
شاخصهای اقتصادی، تصویری متفاوت از عملکرد شرکتهای دانشبنیان ترسیم میکنند؛ تصویری که در آن، کیفیت، تجاریسازی فناوری و سهم در اقتصاد، مهمتر از رشد صرف آمار شرکتهاست
همین نگاه سبب شده است که رویکرد معاونت علمی نیز از «افزایش تعداد شرکتها» به سمت «ارتقای کیفیت و توان رقابت» تغییر کند.
حسین افشین در تشریح سیاستهای جدید این معاونت تأکید کرده است که تمرکز اصلی بر افزایش کیفیت محصولات، توسعه صادرات، رشد تولید و ایجاد شیوههای نوین تأمین مالی برای شرکتهای دانشبنیان است.
به گفته وی، یکی از مهمترین چالشهای این شرکتها، تأمین سرمایه برای توسعه فعالیتهاست و به همین دلیل ابزارهایی مانند اوراق فناوری، طرح همافزا و بستههای حمایتی جدید طراحی شدهاند.
در همین راستا، صندوق نوآوری و شکوفایی نیز سه بسته حمایتی با محوریت تثبیت اشتغال، تثبیت تولید و توسعه زیرساخت انرژی را برای شرکتهای دانشبنیان تدوین کرده است.
هدف این بستهها، کاهش آسیبپذیری شرکتهای فناور و حفظ ظرفیت تولید در شرایط اقتصادی دشوار عنوان شده است.
با این حال، بررسی وضعیت بازار نشان میدهد که بخشی از شرکتهای دانشبنیان همچنان در مرحله تحقیق و توسعه باقی ماندهاند و هنوز نتوانستهاند به تولید انبوه یا صادرات مستمر دست پیدا کنند.
بسیاری از فعالان این حوزه، مشکلاتی نظیر دشواری تأمین مالی، محدودیت دسترسی به بازارهای بینالمللی، بروکراسی اداری، استانداردسازی محصولات و جذب سرمایهگذار را از مهمترین موانع رشد واقعی این شرکتها میدانند.
از همین رو، کارشناسان اقتصادی معتقدند که موفقیت اقتصاد دانشبنیان باید با شاخصهای عملکردی سنجیده شود، نه صرفاً با افزایش تعداد مجوزها یا شرکتهای ثبتشده.
اگر رشد تعداد شرکتها با افزایش ارزش افزوده، صادرات فناوری، اشتغال پایدار و تجاریسازی محصولات همراه نباشد، نمیتوان از تحقق کامل اقتصاد دانشبنیان سخن گفت.به نظر میرسد اکنون اقتصاد دانشبنیان ایران وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که در آن، کیفیت جای کمیت را میگیرد.
سیاستگذاران نیز بر همین نکته تأکید دارند که آینده این زیستبوم نه در افزایش صرف تعداد شرکتها، بلکه در توانایی آنها برای رقابت در بازارهای جهانی، جذب سرمایه، توسعه فناوری و خلق ثروت از دانش نهفته است.
اگر این مسیر با اصلاح سیاستهای حمایتی، تسهیل فضای کسبوکار و توسعه بازارهای صادراتی همراه شود، میتوان انتظار داشت که شرکتهای دانشبنیان از یک موفقیت آماری به یک پیشران واقعی اقتصاد ایران تبدیل شوند.








