سجاد برومند
آیا صرف دعوت شفاهی از نخبگان و اقتصاددانان برای کمک به حل مشکلات کشور، بدون طراحی بستر و سازوکار مشخص، میتواند به مشارکت واقعی و مؤثر منجر شود؟
در روزهایی که کشور با چالشهای جدی اقتصادی دستوپنجه نرم میکند، اظهاراتی از سوی ریاست محترم جمهور و مسئولان درباره «استقبال از مشارکت نخبگان و اقتصاددانان» بیش از هر زمان دیگری نیازمند شفافیت و سازوکار اجرایی است.
بارها ریاست محترم جمهور اعلام کردهاند هرکس توان و ایدهای برای کمک دارد، میدان باز است و به عنوان مثال از اقتصاددانان خواسته شده در تدوین بودجه مشارکت کنند. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا صرف دعوت شفاهی، بدون طراحی بستر و سازوکار مشخص، میتواند به مشارکت واقعی و مؤثر منجر شود؟
تجربه نشان داده است که مشارکت نخبگان نیازمند چارچوبهای شفاف، رسمی و قابل اتکاست. وقتی سازوکاری برای دریافت، بررسی و بهکارگیری پیشنهادها تعریف نشده باشد، طبیعی است که بسیاری از متخصصان یا انگیزهای برای ورود پیدا نکنند یا پس از یک تجربه ناموفق، از ادامه همکاری منصرف شوند.
دعوت عمومی بدون تعیین ساختار، زمانبندی، ضمانت اجرا و حتی پاسخگویی مشخص، بیشتر شبیه یک موضعگیری رسانهای است تا یک برنامه عملیاتی.
در موضوع حساسی مانند تدوین بودجه، که سرنوشت منابع عمومی و معیشت مردم را رقم میزند، مشارکت کارشناسان باید از طریق کارگروههای تخصصی، فراخوانهای رسمی، انتشار پیشنویسها برای نظرخواهی عمومی و تعهد به انتشار نتایج بررسیها صورت گیرد.
اگر چنین تمهیداتی اندیشیده نشده باشد، نمیتوان از جامعه علمی انتظار داشت صرفاً با یک دعوت کلی، وارد فرآیندی مبهم شود.
امروز بیش از هر چیز، اعتمادسازی اهمیت دارد. اعتماد نیز نه با شعار، بلکه با ایجاد بسترهای نهادی شکل میگیرد.
اگر واقعاً ارادهای برای بهرهگیری از ظرفیت اقتصاددانان و متخصصان وجود دارد، لازم است سازوکاری شفاف، رسمی و پاسخگو طراحی شود؛ در غیر این صورت، تکرار این جملات، تنها به فاصله میان گفتار و عمل خواهد افزود و سرمایه اجتماعی را بیش از پیش تضعیف خواهد کرد.








