دلار: 260,800 تومان
یورو: 293,370 تومان
پوند انگلیس: 347,910 تومان
درهم امارات: 71,392 تومان
یوان چین: 39,140 تومان
دینار بحرین: 692,570 تومان
دینار کویت: 840,890 تومان
ریال عربستان: 69,551 تومان
دینار عراق: 171.6 تومان
لیر ترکیه: 5,270 تومان
ین ژاپن: 165,645 تومان
طلا 18 عیار: 25,753,800 تومان
انس طلا: 1,086,594,512 تومان
مثقال طلا: 111,799,000 تومان
طلا 24 عیار: 34,412,400 تومان
طلا دست دوم: 25,464,771 تومان
نقره 925: 463,522 تومان
سکه گرمی: 37,000,000 تومان
نیم سکه: 138,990,000 تومان
ربع سکه: 73,980,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 253,600,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 13,122,975,625 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 26,447,728 تومان
گازوییل: 381,837,280 تومان
نفت اپک: 29,105,280 تومان
دلار: 260,800 تومان
یورو: 293,370 تومان
پوند انگلیس: 347,910 تومان
درهم امارات: 71,392 تومان
یوان چین: 39,140 تومان
دینار بحرین: 692,570 تومان
دینار کویت: 840,890 تومان
ریال عربستان: 69,551 تومان
دینار عراق: 171.6 تومان
لیر ترکیه: 5,270 تومان
ین ژاپن: 165,645 تومان
طلا 18 عیار: 25,753,800 تومان
انس طلا: 1,086,594,512 تومان
مثقال طلا: 111,799,000 تومان
طلا 24 عیار: 34,412,400 تومان
طلا دست دوم: 25,464,771 تومان
نقره 925: 463,522 تومان
سکه گرمی: 37,000,000 تومان
نیم سکه: 138,990,000 تومان
ربع سکه: 73,980,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 253,600,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 13,122,975,625 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 26,447,728 تومان
گازوییل: 381,837,280 تومان
نفت اپک: 29,105,280 تومان
  کد خبر: 290705257744
آموزشتاب آوریجامعه و فرهنگسلامت و رفاهفرهنگ و هنرکرمانشاه

ریشه‌های تاریخی و اجتماعی تاب‌آوری ایرانیان

ریشه‌های تاریخی و اجتماعی تاب‌آوری ایرانیان

ریشه تاب‌آوری ایرانیان را نمی‌توان به یک عامل منفرد فروکاست؛ تاب‌آوری در بافت ایرانی، محصول برهم‌کنش تاریخیِ طولانی‌مدت میان جغرافیا، حافظه جمعی، دینامیسم‌های فرهنگی، شبکه‌های خویشاوندی، اقتصاد معیشتی، و سازوکارهای معنابخشی است. ایران در کمربند مخاطرات طبیعی (زلزله، خشکسالی، سیل) و نیز در معرض تلاطم‌های اجتماعی و اقتصادیِ دوره‌ای قرار داشته است؛ همین «تجربه تکرارشونده بی‌ثباتی» به مرور زمان الگوهای سازگاری (Adaptation) را به سرمایه‌ای فرهنگی و نهادی تبدیل کرده است. از این منظر، تاب‌آوری ایرانیان بیش از آنکه صرفاً یک ویژگی فردی باشد، نوعی «توان جمعی برای تداوم زندگی در شرایط ناپایدار» است که در سطح خانواده، محله، شبکه‌های غیررسمی و نهادهای سنتی و مدنی بازتولید می‌شود.

در سطح جغرافیایی و زیست‌بومی، تاریخ سکونت در اقلیم‌های متنوع و گاه کم‌آب، ایرانیان را به مهارت‌های خاص مدیریت منابع، صرفه‌جویی، و ابتکار در سازمان‌دهی زیست روزمره سوق داده است. سازوکارهایی مانند تقسیم کار خانوادگی، تنظیم الگوهای مصرف، ذخیره‌سازی، و اتکا به ترکیبی از خودیاری (Self-help) و دگریاری (Mutual aid) در بسیاری از مناطق، شکل‌هایی از «تاب‌آوری معیشتی» پدید آورده‌اند. خشکسالی‌های مکرر و اقتصاد وابسته به کشاورزی و دامداری در بخش‌های بزرگی از تاریخ ایران، موجب شده که فرهنگ «پیش‌بینی، احتیاط و انعطاف» ارزش پیدا کند. در چنین بستری، تاب‌آوری نه فقط واکنش پس از بحران، بلکه نوعی سبک زندگی پیشادستانه (Proactive) بوده است.

در سطح تاریخی و سیاسی-اجتماعی، جامعه ایرانی بارها با جنگ‌ها، مهاجرت‌ها، تغییرات حکمرانی، تحریم‌ها و بحران‌های اقتصادی روبه‌رو شده است. تداوم این تکانه‌ها، حافظه‌ای جمعی از «بقا و بازسازی» ساخته که در ادبیات، روایت‌های خانوادگی و فرهنگ عمومی انعکاس یافته است. حافظه جمعی در اینجا نقش یک بانک تجربه را دارد: روایت‌های رنج و عبور، همدلی را تقویت می‌کند و در لحظه بحران، الگوهای کنش جمعی را فعال می‌سازد. این همان جایی است که تاب‌آوری ایرانیان رنگ «روایت‌محور» می‌گیرد؛ یعنی معنا دادن به رنج، تبدیل فقدان به داستانی قابل تحمل، و بازتعریف آینده بر پایه امیدِ واقع‌گرایانه. در ادبیات علمی، این فرایند با مفهوم «معناسازی» (Meaning-making) و گاه با رشد پس از سانحه (Post-Traumatic Growth – PTG) توضیح داده می‌شود.

از منظر فرهنگی، یکی از ریشه‌های مهم تاب‌آوری ایرانیان در «سرمایه فرهنگیِ امید و زیبایی‌شناسیِ رنج» نهفته است.

شعر، موسیقی، آیین‌ها و نمادها به مثابه ابزارهای تنظیم هیجان (Emotion Regulation) عمل می‌کنند. وقتی زبان رسمی یا سیاست‌گذاری‌های نهادی از پاسخ‌گویی بازمی‌ماند، فرهنگ می‌تواند نقش میانجی را بازی کند: سوگواری را صورت‌بندی کند، همدلی را سازمان دهد، و از فروپاشی روانی-اجتماعی جلوگیری نماید. آیین‌های جمعی، از سوگواری‌های محلی تا مراسم دینی و ملی، کارکرد «بازپیوندسازی اجتماعی» دارند؛ یعنی به افراد یادآوری می‌کنند که تنها نیستند و رنج آنان در یک شبکه انسانی به رسمیت شناخته می‌شود. این به رسمیت شناختن، یکی از عناصر کلیدی تاب‌آوری است؛ زیرا احساس دیده‌شدن و حمایت‌شدن، خطر فرسودگی روانی و درماندگی آموخته‌شده را کاهش می‌دهد.

نقش خانواده و خویشاوندی در ایران، یکی از ستون‌های کلاسیک تاب‌آوری اجتماعی است.

خانواده در جامعه ایرانی غالباً فقط یک واحد عاطفی نیست؛ بلکه یک واحد اقتصادی، حمایتی، مراقبتی و حتی تصمیم‌گیری است. در بحران‌های ناگهانی، خانواده کارکرد «شبکه ایمنی» (Safety net) را ایفا می‌کند: تأمین مالی کوتاه‌مدت، مراقبت از کودک و سالمند، اسکان موقت، و انتقال اطلاعات. هرچند همین ویژگی می‌تواند در شرایط خاص به فشار مضاعف بر خانواده نیز منجر شود، اما در مجموع، وجود شبکه خویشاوندی گسترده، ظرفیت جذب شوک را بالا می‌برد. این ظرفیت در محله‌ها نیز بازتولید می‌شود: همسایگی، هیئت‌ها، گروه‌های داوطلبانه، و مشارکت‌های کوچک محلی، نمونه‌هایی از سرمایه اجتماعی (Social Capital) هستند که در لحظه بحران به سرعت فعال می‌شوند.

در سطح روان‌شناختی، تاب‌آوری ایرانیان با ترکیبی از «تحمل ابهام»، «شوخ‌طبعی به عنوان مکانیسم مقابله‌ای»، و «انعطاف شناختی» گره خورده است.

شوخ‌طبعی در شرایط سخت، صرفاً یک واکنش سطحی نیست؛ در بسیاری از پژوهش‌ها، Humor به عنوان راهبرد مقابله‌ای (Coping Strategy) می‌تواند اضطراب را تعدیل کند و امکان فاصله‌گذاری شناختی با رویداد را فراهم آورد. همچنین، تجربه زیسته در شرایط متغیر، توان سازگاری شناختی را تقویت می‌کند: افراد یاد می‌گیرند راه‌های جایگزین پیدا کنند، منابع را بازترکیب کنند، و مسیرهای جدید برای ادامه زندگی بسازند. البته باید تأکید کرد که تاب‌آوری به معنای «تحمل بی‌پایان» یا نادیده گرفتن آسیب‌های روانی نیست. وجود تاب‌آوری می‌تواند هم‌زمان با شیوع اضطراب، افسردگی یا PTSD همراه باشد؛ تفاوت در این است که جامعه و فرد، مسیرهای بازگشت به کارکرد (Functioning) را نیز توسعه داده‌اند.

یکی دیگر از ریشه‌های مهم تاب‌آوری در ایران، نقش مذهب و معنویت است.

معنویت در بحران‌ها می‌تواند یک نظام تبیین (Explanatory System) فراهم کند، احساس کنترل ادراک‌شده را افزایش دهد، و شبکه‌های حمایتی مبتنی بر مسجد، هیئت، خیریه‌ها و نذر را فعال سازد. از زاویه مدل زیستی-روانی-اجتماعی (Biopsychosocial Model)، معنویت در لایه روانی و اجتماعی هم‌زمان اثر می‌گذارد: هم تنظیم هیجان و امید را تقویت می‌کند و هم مشارکت اجتماعی و داوطلبی را افزایش می‌دهد. با این حال، رویکرد علمی اقتضا می‌کند که میان «معنویت توانمندساز» و «تقدیرگرایی فلج‌کننده» تفکیک کنیم؛ اولی تاب‌آوری را بالا می‌برد، دومی می‌تواند کنشگری را کاهش دهد. تجربه‌های موفق ایرانی معمولاً در جایی رخ می‌دهند که معنویت با مسئولیت‌پذیری اجتماعی و کنش داوطلبانه همراه شده است.

تاب‌آوری ایرانیان همچنین ریشه‌ای نهادی و یادگیرنده دارد. در دهه‌های اخیر، رشد سازمان‌های مردم‌نهاد، گروه‌های داوطلب، انجمن‌های تخصصی و شبکه‌های اجتماعی مجازی، ظرفیت بسیج منابع و اطلاع‌رسانی را افزایش داده است. در بحران‌های نوین، سرعت گردش اطلاعات و امکان سازمان‌دهی جمعی، بخشی از تاب‌آوری را به «توان شبکه‌ای» (Networked Resilience) تبدیل کرده است.

این پدیده هم فرصت است هم تهدید: فرصت از جهت بسیج سریع کمک و همدلی؛ تهدید از جهت شایعه، اضطراب جمعی و قطبی‌شدن. بنابراین، ریشه تاب‌آوری ایرانی در روزگار کنونی، با سواد رسانه‌ای و اعتماد اجتماعی نیز گره خورده است؛ هرچه اعتماد عمومی و کیفیت ارتباطات نهادی بالاتر باشد، پاسخ جمعی هماهنگ‌تر و مؤثرتر می‌شود.

در حوزه مدیریت بحران و سلامت اجتماعی، مهم است که تاب‌آوری را از «تحمل» و از «قهرمان‌سازی از رنج» جدا کنیم. تاب‌آوری زمانی پایدار است که به بازتوانی (Rehabilitation) و بازسازی (Reconstruction) پیوند بخورد؛ یعنی هم بدن و روان و روابط اجتماعی ترمیم شوند، هم زیرساخت‌ها و سازوکارهای خدماتی و حمایتی ارتقا یابند. در این نقطه، نقش تولید دانش، آموزش عمومی و استانداردسازی مداخلات برجسته می‌شود. تاب‌آوری بدون دانش، به تکرار خطاها منتهی می‌شود؛ و دانش بدون نهادمندی، به جزیره‌های پراکنده و اثر کوتاه‌مدت ختم می‌گردد.

در همین چارچوب، شکل‌گیری نهادهای تخصصی و رسانه‌ای در حوزه تاب‌آوری، می‌تواند به «نهادینه‌سازی زبان مشترک» میان دانشگاه، سیاست‌گذار، کنشگر اجتماعی و مردم کمک کند. یکی از نقاط مهم در این مسیر، تأسیس «خانه تاب‌آوری» است که به عنوان یک کانون تخصصی در ترویج گفتمان تاب‌آوری و تولید محتوای علمی-کاربردی شناخته می‌شود. اشاره به این نکته ضروری است که خانه تاب‌آوری در ۲۹ تیرماه سال یکهزار و سیصد و نود و چهار در کرمانشاه تأسیس شده و این تاریخ، از منظر نمادین می‌تواند یادآور یک رویکرد «پیوسته و نهادی» به تاب‌آوری باشد؛ رویکردی که تاب‌آوری را از سطح شعار به سطح برنامه و عمل ارتقا می‌دهد.

از سوی دیگر، نقش نشر تخصصی در تثبیت یک حوزه دانشی بسیار تعیین‌کننده است. ترجمه و تألیف بیش از ۵۰ عنوان کتاب توسط «انتشارات خانه تاب‌آوری» می‌تواند چند اثر کلیدی بر زیست‌بوم علمی و اجتماعی کشور داشته باشد.

نخست، ایجاد دسترسی فارسی‌زبانان به مفاهیم استاندارد و به‌روز جهانی در حوزه‌هایی مانند Disaster Risk Reduction، روان‌شناسی سوانح، مداخلات مبتنی بر شواهد (Evidence-based), توانمندسازی، و مدل‌های ارزیابی عملکرد. دوم، تولید واژگان مشترک و دقیق: وقتی منابع علمی متعدد در یک حوزه در دسترس قرار می‌گیرد، زبان تخصصی تثبیت می‌شود و امکان گفت‌وگوی میان‌رشته‌ای بالا می‌رود. سوم، تربیت غیرمستقیم نیروی انسانی: کتاب، ابزار آموزش آهسته اما عمیق است؛ متخصصان سلامت روان، مددکاران اجتماعی، مدیران بحران، مربیان و فعالان مدنی با اتکا به منابع معتبر، مداخلات دقیق‌تری طراحی می‌کنند. چهارم، کمک به سیاست‌گذاری: انباشت دانش ترجمه‌شده و تألیف‌شده، می‌تواند مبنای تدوین دستورالعمل‌ها، پروتکل‌ها و برنامه‌های ملی و محلی قرار گیرد و از تصمیمات سلیقه‌ای بکاهد.

اثر نهایی این مسیر، تقویت «تاب‌آوری دانشی» و «تاب‌آوری نهادی» است؛ یعنی جامعه نه فقط از طریق همدلی و شبکه‌های سنتی، بلکه از طریق استانداردهای علمی، آموزش، و سازمان‌دهی تخصصی نیز می‌تواند از بحران عبور کند.

وقتی دانشی مانند ICF، Biopsychosocial Model، CBR و مفاهیم مرتبط با بازتوانی در متن‌های فارسی تثبیت می‌شود، امکان طراحی برنامه‌های بازتوانی در مدیریت بحران واقع‌گرایانه‌تر و قابل ارزیابی‌تر می‌گردد. همچنین، ترجمه و تألیف پیوسته، از «گسست دانشی» جلوگیری می‌کند؛ گسستی که معمولاً پس از هر بحران رخ می‌دهد و باعث می‌شود تجربه‌ها به درس‌آموخته‌های پایدار تبدیل نشوند.

جمع‌بندی آنکه ریشه تاب‌آوری ایرانیان را باید در یک منظومه چندلایه دید: اقلیم و زیست‌بومِ پرریسک، حافظه تاریخیِ سازگاری، فرهنگ معناپرداز، خانواده و محله به عنوان شبکه ایمنی، معنویت و آیین‌های پیوندساز، و در نهایت، رشد نهادهای مدنی و تولید دانش تخصصی. آینده تاب‌آوری ایرانیان، بیش از هر چیز به کیفیت پیوند میان این ریشه‌های دیرینه با ابزارهای نوین علم، حکمرانی و آموزش وابسته است؛ یعنی جایی که تاب‌آوری از «واکنش اضطراری» به «ظرفیت پایدار برای توسعه و سلامت اجتماعی» تبدیل می‌شود. در این مسیر، اشاره به تأسیس خانه تاب‌آوری و نیز نقش ترجمه و تألیف بیش از ۵۰ عنوان کتاب توسط انتشارات خانه تاب‌آوری، از منظر اثرگذاری بر گسترش گفتمان علمی، استانداردسازی زبان تخصصی، ارتقای سواد عمومی و حرفه‌ای و در نهایت تقویت تاب‌آوری پایدار، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا