حراج جان بیماران خاص در بازار آزاد
مریم غدیرپور
در شرایطی که تورم مهارگسیخته معیشت جامعه را در تنگنا قرار داده است، جهش بهای دارو خط پایانی بر تابآوری عمومی کشیده و بحران درمان را به لبه پرتگاه رسانده است؛ بحرانی که دامنه آسیب آن بیش از هر گروهی، گریبانگیر مبتلایان به بیماریهای خاص و صعبالعلاج نظیر سرطان و اماس شده است و این بیماران اکنون علاوه بر رنج جانکاه تن، ناچارند با کمبودهای فرساینده و ارقام نجومی چندصد میلیونی بازار سیاه دست و پنجه نرم کنند.
بیمهها شانه خالی کردهاند
در میانه این فاجعه انسانی و معیشتی، سازمانهای بیمهگر از جمله تامین اجتماعی عملا بار تعهدات قانونی خود را فروافکنده و با کاهش پوششهای حمایتی و پیچیدهسازی فرایند دسترسی در مراکز دولتی، بیماران نیازمند درمان طولانی را در برابر امواج سنگین هزینهها بیدفاع رها کردهاند.
این انسداد نگرانکننده زاییده تداخل ناترازی بودجه، تخصیص قطرهچکانی ارز و اختلال شدید در زنجیره تأمین و توزیع اقلام حیاتی است که بیماران را قربانی ناکارآمدی بوروکراتیک و کسری منابع دستگاههای مسئول ساخته است.
اکنون روزنامه عصر اقتصاد با واکاوی این چرخه معیوب میپرسد: گره کور این بحران در سیاستگذاری معیوب ارزی نهفته است یا تسلیم نهادهای بیمهگر در برابر تعهدات حاکمیتی، سرنوشت سلامت مردم را به بنبست رسانده است؟
دلالان سوداگر مجرای رسمی توزیع دارو را بلوکه کردهاند
دکتر شقایقی، صاحب یک داروخانه پرمخاطب در شهر تهران، در گفتوگو با روزنامه عصر اقتصاد ابعاد پنهان و نگرانکنندهای از بحران توزیع دارو و دستاندازی واسطهگران به منابع درمانی کشور را تشریح میکند و میگوید: وی وضعیت فعلی بازار را بسیار وخیم میخواند و تصریح میکند: زنجیره تأمین و توزیع فرآوردههای دارویی دچار منافذ پنهان و ساختاری است که داروهای کمیاب و حیاتی را پیش از رسیدن به قفسه مجاز داروخانهها، به سمت شبکه سیاه و بازار آزاد هدایت میکند.
افزایش نرخ ارز مورد استفاده در تامین مواد اولیه، هزینه تولید دارو را افزایش داده و بر قیمت تمامشده محصولات اثر گذاشته است
وی اضافه میکند که بیماران درمانده و خانوادههای آنان پس از ساعتها سرگردانی میان داروخانههای مختلف شهر، ناچارند اقلام مورد نیاز خود را با چندین برابر نرخ مصوب از دلالان تهیه کنند و این پدیده گویای شکست دستگاههای نظارتی در صیانت از حقوق بیماران است.
ذخیرهسازی اضطرابی بیماران سیکل معیوب کمبود را تشدید میکند
این داروساز تهرانی در ادامه به روزنامه عصر اقتصاد توضیح میدهد: هنگامی که یک داروی ضروری دچار وقفه در عرضه میشود، بیماران و اطرافیان آنان از ترس نایاب شدن مجدد، اقدام به انبار کردن آن برای ماههای آینده خود میکنند و این رفتار هیجانی، تقاضای کاذب بازار را تا چندین برابر حد نرمال افزایش میدهد.
وی همچنین هشدار میدهد که تا زمانی که ثبات پایدار در تخصیص ارز و واردات مواد اولیه شکل نگیرد و کانالهای توزیع کاملاً شفاف نشوند، تزریق قطرهچکانی و مقطعی اقلام دارویی هرگز نمیتواند گرهی از مشکلات انباشته بیماران خاص، صعبالعلاج و اعصاب و روان باز کند و بحران همچنان تداوم خواهد داشت.
ضرورت تامین ارز مورد نیاز تولیدکنندگان
شقایقی تأمین ارز مورد نیاز تولیدکنندگان برای خرید مواد اولیه را نخستین حلقه زنجیره تأمین دارو دانست و افزود: پس از آن، واردات مواد اولیه و دسترسی به اقلام مورد نیاز تولید با چالشهایی روبهروست. از سوی دیگر، افزایش نرخ ارز مورد استفاده در تأمین مواد اولیه، هزینه تولید دارو را افزایش داده و بر قیمت تمامشده محصولات اثر گذاشته است.
وی تأکید کرد این مسائل علاوه بر تولید داخل، واردات دارو را نیز تحت تأثیر قرار داده و دولت باید برای هر دو حوزه برنامهریزی کند؛ موضوعی که مجلس نیز بر اجرای آن نظارت خواهد داشت.
کاش دارو را هم قسطی میدادند
مادر دختری مبتلا به اماس، برای پیدا کردن داروهای خاص فرزندش روزهای زیادی را میان داروخانههای تهران میگذراند؛ اما هر بار با پاسخ مشابهی روبهرو میشود: دارو موجود نیست. او میگوید: به هر داروخانهای سر میزنم و نسخه دخترم را نشان میدهم، اما داروهایش را پیدا نمیکنم. وقتی داروخانهها جواب روشنی ندارند، نمیدانم باید برای تهیه دارو به کجا مراجعه کنم.
این مادر میگوید کمبود دارو فقط یک گرفتاری روزمره نیست و برای دخترش پیامدهای جدی دارد. به گفته وی، وقفه در مصرف دارو میتواند حال بیمار را بدتر کند و خانواده را با نگرانی دائمی روبهرو سازد: دخترم عملا در آستانه فلج شدن است و من هر روز نگرانم که اگر دارو به دستش نرسد، وضعیتش وخیمتر شود. برای ما دارو چیزی نیست که بتوانیم خریدنش را عقب بیندازیم.
او در ادامه از ناچاری خانواده برای مراجعه به ناصرخسرو میگوید؛ جایی که به امید پیدا کردن دارو راهی آن شده، اما با قیمتهایی نجومی روبهرو شده است: وقتی دارو را در داروخانه پیدا نمیکنم، مجبور میشوم سراغ ناصرخسرو بروم. آنجا دارو پیدا میشود، اما قیمتش آنقدر بالاست که تهیهاش از توان ما خارج است. آدم میماند بین اینکه دارو را با این قیمت بخرد یا دست خالی برگردد.
این مادر میگوید هزینه درمان و دارو، خانواده را زیر فشار گذاشته است و با تلخی آرزو میکند: کاش دارو را هم قسطی میدادند تا میتوانستم داروهای دخترم را تهیه کنم. ما برای درمانش به دارو نیاز داریم، نه وعده و انتظار؛ اما وقتی دارو نیست و قیمت نمونههای پیدا شده نجومی است، واقعا نمیدانم باید چه کار کنم.
کلام آخر
مردم می توانند ناکارآمدی دولت و کمبودهای برخاسته از مشکلات کلان اقتصادی یا سایه سنگین جنگ را تحمل کنند اما بحران دارو و درمان خط قرمز صبر عمومی است.
در شرایطی که بیمه ها به دلیل جهش نرخ ارز از تقبل هزینه های سنگین درمان ناتوان مانده اند و سقف های محدود و به روزرسانی نشده بیمه ای دسترسی بیماران را مختل کرده است، نظام سلامت با فروپاشی تدریجی روبه روست.
کمبود اقلام دارویی امروز به حدی رسیده است که دیگر از داروخانه محلی نمی توان حتی یک بسته قرص ساده را به راحتی تهیه کرد و این نابسامانی نشان می دهد ضعف ساختاری سیستم دارویی کشور فراتر از یک چالش معمولی است.
تا جایی که بیماران خاص متمکن به مسافران خارجی پناه می برند تا داروهای حیاتی خود را از خارج از مرزها تامین کنند. روزنامه عصر اقتصاد تاکید می کند مسئولان باید پیش از امنیتی شدن بحران درمان فکری اساسی به حال مدیریت زنجیره تامین و پوشش واقعی بیمه ها بکنند.








