دلار: 201,520 تومان
یورو: 236,030 تومان
پوند انگلیس: 274,210 تومان
درهم امارات: 55,054 تومان
یوان چین: 30,280 تومان
دینار بحرین: 539,650 تومان
دینار کویت: 652,420 تومان
ریال عربستان: 53,478 تومان
دینار عراق: 143.7 تومان
لیر ترکیه: 4,180 تومان
ین ژاپن: 127,100 تومان
طلا 18 عیار: 21,492,300 تومان
انس طلا: 932,406,842.4 تومان
مثقال طلا: 94,195,000 تومان
طلا 24 عیار: 29,362,700 تومان
طلا دست دوم: 21,477,836 تومان
نقره 925: 436,381 تومان
سکه گرمی: 31,000,000 تومان
نیم سکه: 111,000,000 تومان
ربع سکه: 60,500,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 212,720,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 11,300,880,745 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 17,057,372.3 تومان
گازوییل: 249,387,313 تومان
نفت اپک: 19,190,327.4 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 201,520 تومان
یورو: 236,030 تومان
پوند انگلیس: 274,210 تومان
درهم امارات: 55,054 تومان
یوان چین: 30,280 تومان
دینار بحرین: 539,650 تومان
دینار کویت: 652,420 تومان
ریال عربستان: 53,478 تومان
دینار عراق: 143.7 تومان
لیر ترکیه: 4,180 تومان
ین ژاپن: 127,100 تومان
طلا 18 عیار: 21,492,300 تومان
انس طلا: 932,406,842.4 تومان
مثقال طلا: 94,195,000 تومان
طلا 24 عیار: 29,362,700 تومان
طلا دست دوم: 21,477,836 تومان
نقره 925: 436,381 تومان
سکه گرمی: 31,000,000 تومان
نیم سکه: 111,000,000 تومان
ربع سکه: 60,500,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 212,720,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 11,300,880,745 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 17,057,372.3 تومان
گازوییل: 249,387,313 تومان
نفت اپک: 19,190,327.4 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 030605251555
اخبار برگزیدهاخبار روز-اسلایدر صفحه اصلیتاب آوریروزنامهاز فرد تا فرهنگ، از فرهنگ تا اقتصاد

سیمای اقتصادی تاب‌آوری فرهنگی

از فرد تا فرهنگ، از فرهنگ تا اقتصاد چارچوبی برای بازاندیشی در توسعه است

درک رابطه میان فرهنگ و اقتصاد، یکی از ضرورت‌های مهم برای شناخت مسیر توسعه پایدار، انسجام اجتماعی و آینده‌نگری در جوامع امروز است.

اقتصاد تنها مجموعه‌ای از اعداد، بازارها، درآمدها، تولید و مصرف نیست؛ همان‌گونه که فرهنگ نیز صرفاً مجموعه‌ای از آداب، رسوم، نمادها و میراث تاریخی به شمار نمی‌آید.

میان این دو حوزه رابطه‌ای عمیق، متقابل و ساختاری وجود دارد. ارزش‌های فرهنگی بر نحوه کار کردن، تولید کردن، مصرف کردن، سرمایه‌گذاری کردن، پس‌انداز کردن، همکاری اقتصادی و مواجهه با بحران‌ها اثر می‌گذارند و در مقابل، شرایط اقتصادی نیز می‌تواند بر سبک زندگی، روابط اجتماعی، فرصت‌های فرهنگی و حتی احساس تعلق افراد اثرگذار باشد.

به بیان دکتر محمدرضا مقدسی مشاور عالی ماموریت ملی تاب آوری فرهنگی هویت محور  مسیر «از فرد تا فرهنگ، از فرهنگ تا اقتصاد» یک شعار ساده نیست؛ یک چارچوب برای بازاندیشی در توسعه است.

از همین منظر، بررسی ابعاد اقتصادی تاب‌آوری فرهنگی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. جامعه‌ای که فرهنگ آن از ظرفیت سازگاری، یادگیری، مشارکت، خلاقیت و بازسازی برخوردار باشد، در مواجهه با بحران‌های اقتصادی نیز منابع انسانی و اجتماعی بیشتری برای بازگشت، بازسازی و حرکت رو به جلو خواهد داشت.

در نقطه مقابل، فشارهای اقتصادی مستمر، بیکاری، فقر، نابرابری، فرسایش سرمایه اجتماعی و کاهش فرصت‌های رشد می‌توانند زمینه آسیب‌پذیری فرهنگی را افزایش دهند.

دبیرخانه ماموریت ملی تاب‌آوری فرهنگی با قرار دادن شعار «از فرد تا فرهنگ، از فرهنگ تا اقتصاد» در مسیر فعالیت خود، به یک زنجیره راهبردی توجه می‌دهد؛ زنجیره‌ای که در آن فرد، فرهنگ و اقتصاد سه حلقه جدا از یکدیگر نیستند.

این شعار در حقیقت یک مسیر تحلیلی و سیاستی را پیشنهاد می‌کند: آغاز تغییر از فرد، گسترش آن در فرهنگ و تبدیل ظرفیت‌های فرهنگی به ارزش اقتصادی و اجتماعی.

«از فرد تا فرهنگ، از فرهنگ تا اقتصاد» را می‌توان یک الگوی توسعه سرمایه انسانی و فرهنگی دانست. فردی که از مهارت، خودآگاهی، مسئولیت‌پذیری، آینده‌نگری، سواد مالی، قدرت تصمیم‌گیری و توان حل مسئله برخوردار است، می‌تواند در شکل‌گیری خانواده و جامعه‌ای توانمندتر نقش داشته باشد.

مجموعه این افراد، فرهنگ اقتصادی جامعه را شکل می‌دهند و این فرهنگ اقتصادی، به نوبه خود، بر بهره‌وری، کارآفرینی، الگوی مصرف، سرمایه‌گذاری و کیفیت تصمیم‌های اقتصادی اثر می‌گذارد.

در چنین رویکردی، اقتصاد از فرد آغاز می‌شود. مهارت‌های اقتصادی ابتدا در سطح رفتارهای روزمره شکل می‌گیرند.

مدیریت درآمد، کنترل هزینه، پس‌انداز، انتخاب آگاهانه، پرهیز از مصرف نمایشی، توجه به آینده و پذیرش مسئولیت مالی، تصمیم‌هایی فردی به نظر می‌رسند؛ اما تکرار همین رفتارها در مقیاس گسترده، فرهنگ اقتصادی را می‌سازد. فرهنگ اقتصادی نیز در بلندمدت می‌تواند بر بهره‌وری جامعه، الگوی تولید و ظرفیت مقابله با بحران‌های مالی تأثیر بگذارد.

یکی از نخستین ابعاد اقتصادی تاب‌آوری فرهنگی، سواد مالی است

بدون برخورداری از دانش مالی، حتی افراد پرتلاش نیز ممکن است در برابر شوک‌های اقتصادی آسیب‌پذیر شوند.
سواد مالی به معنای توانایی فهم و مدیریت منابع مالی، ارزیابی انتخاب‌ها، شناخت ریسک، برنامه‌ریزی برای آینده و تصمیم‌گیری مسئولانه است.

جامعه‌ای که سواد مالی را از سطح فرد و خانواده به یک ارزش عمومی تبدیل می‌کند، در حقیقت بخشی از زیرساخت تاب‌آوری خود را تقویت کرده است.

بُعد دوم، فرهنگ کار و تولید است

هر اقتصادی به نگرش جامعه نسبت به کار وابسته است. ارزش‌گذاری بر مهارت، تخصص، کیفیت، وقت‌شناسی، مسئولیت‌پذیری، یادگیری مستمر و کارآفرینی، عناصر فرهنگی هستند که مستقیماً بر عملکرد اقتصادی اثر می‌گذارند.

وقتی کار شایسته ارزش فرهنگی پیدا می‌کند، تولید فقط وسیله‌ای برای کسب درآمد نیست؛ به بخشی از هویت اجتماعی و احساس مشارکت در ساختن آینده تبدیل می‌شود.

در اینجا مفهوم «از فرد تا فرهنگ» معنای عمیق‌تری پیدا می‌کند. فرد متخصص و مسئول، تنها یک نیروی اقتصادی نیست. او می‌تواند حامل فرهنگ حرفه‌ای، فرهنگ کار، فرهنگ یادگیری و فرهنگ نوآوری باشد.

وقتی این ویژگی‌ها در خانواده‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها، سازمان‌ها و محیط‌های کاری تکثیر می‌شوند، یک فرهنگ اقتصادی شکل می‌گیرد که می‌تواند ظرفیت تولید و سازگاری جامعه را افزایش دهد.

سومین بُعد، الگوی مصرف است

بسیاری از مشکلات اقتصادی فقط به کاهش درآمد مربوط نیستند؛ بخشی از آن‌ها از الگوهای نادرست مصرف ناشی می‌شوند.

مصرف هیجانی، مصرف نمایشی، خریدهای غیرضروری و تصمیم‌های مالی کوتاه‌مدت می‌توانند منابع خانوار را تضعیف کنند.

در مقابل، فرهنگ مصرف هوشمندانه، اولویت‌بندی نیازها، توجه به کیفیت و ملاحظه آینده، به شکل‌گیری امنیت اقتصادی کمک می‌کند. از این منظر، سبک مصرف نیز یک رفتار فرهنگی با پیامدهای اقتصادی است.

چهارمین بُعد، پس‌انداز و آینده‌نگری است

فرهنگ‌هایی که برنامه‌ریزی بلندمدت را ارزش می‌دانند، معمولاً آمادگی بیشتری برای مواجهه با عدم قطعیت دارند. پس‌انداز صرفاً انباشت پول نیست؛ نوعی رفتار آینده‌محور است.

فرد با پس‌انداز، بخشی از منابع امروز را برای نیازها و فرصت‌های فردا حفظ می‌کند. در مقیاس خانوار و جامعه، این رفتار می‌تواند به ایجاد ظرفیت مقابله با بحران و افزایش امنیت اقتصادی منجر شود.

پنجمین بُعد، سرمایه اجتماعی و اعتماد اقتصادی است

اقتصاد بدون اعتماد، هزینه‌های بیشتری ایجاد می‌کند. همکاری دشوارتر می‌شود، قراردادها پیچیده‌تر می‌شوند و افراد برای مدیریت ریسک به سازوکارهای پرهزینه‌تری نیاز پیدا می‌کنند.

اعتماد، همکاری، صداقت، مسئولیت‌پذیری و رعایت حقوق دیگران، عناصر فرهنگی هستند که می‌توانند بستر مبادلات سالم اقتصادی را فراهم کنند.

سرمایه اجتماعی به‌ویژه برای اقتصادهای محلی اهمیت زیادی دارد. در محله‌ها، روستاها و جوامع کوچک، روابط انسانی و اعتماد می‌توانند زمینه شکل‌گیری تعاونی‌ها، کسب‌وکارهای مشارکتی، شبکه‌های تولید و حمایت از تولیدکنندگان محلی را فراهم کنند.

این شبکه‌ها در زمان بحران می‌توانند مانند یک سیستم پشتیبان عمل کنند و بخشی از فشارهای اقتصادی را کاهش دهند.

ششمین بُعد، اقتصاد خانواده است

خانواده نخستین مدرسه رفتار اقتصادی است. کودک پیش از ورود به بازار کار، بسیاری از نگرش‌های مالی خود را از خانواده می‌آموزد. نحوه گفت‌وگو درباره پول، شیوه خرید، مدیریت هزینه‌ها، نگرش نسبت به کار، اهمیت پس‌انداز و چگونگی تصمیم‌گیری‌های اقتصادی، در سال‌های اولیه زندگی شکل می‌گیرند. بنابراین، اصلاح فرهنگ اقتصادی بدون توجه به خانواده، اقدامی ناقص خواهد بود.

هفتمین بُعد، نقش فرهنگ در کارآفرینی است

کارآفرینی فقط به سرمایه و فناوری نیاز ندارد. ذهنیت کارآفرینانه شامل پذیرش مسئولیت، تحمل ابهام، خلاقیت، یادگیری از شکست، جست‌وجوی فرصت و توانایی سازگاری است. اگر جامعه‌ای شکست را صرفاً نشانه ناتوانی بداند، احتمالاً ظرفیت کارآفرینی در آن محدود خواهد شد.

در مقابل، فرهنگی که تجربه، یادگیری و نوآوری را ارزش‌گذاری می‌کند، فضای مناسب‌تری برای شکل‌گیری کسب‌وکارهای جدید فراهم می‌سازد.

هشتمین بُعد، اقتصاد خلاق است

فرهنگ می‌تواند از یک موضوع هویتی به یک منبع واقعی خلق ارزش تبدیل شود. هنر، ادبیات، صنایع‌دستی، موسیقی، معماری، طراحی، رسانه، گردشگری فرهنگی، تولید محتوای دیجیتال و میراث فرهنگی، همگی ظرفیت ایجاد اشتغال و درآمد دارند. وقتی خلاقیت فرهنگی با فناوری، بازار و کارآفرینی پیوند می‌خورد، اقتصاد خلاق شکل می‌گیرد.

این نقطه را می‌توان همان گذر «از فرهنگ تا اقتصاد» دانست. فرهنگ زمانی به ظرفیت اقتصادی تبدیل می‌شود که جامعه بتواند عناصر فرهنگی خود را شناسایی، مستندسازی، حفاظت و به شیوه‌ای مسئولانه به محصول، خدمت، تجربه یا برند تبدیل کند.

این فرایند نیازمند شناخت بازار، نوآوری، مهارت مدیریتی و رعایت اصول اخلاقی است. هدف، تجاری‌سازی بی‌ضابطه فرهنگ نیست؛ هدف، تبدیل سرمایه فرهنگی به فرصت توسعه است.

در این میان، صنایع‌دستی نمونه‌ای روشن از ارتباط فرهنگ و اقتصاد هستند. یک محصول دست‌ساز می‌تواند هم یک میراث فرهنگی باشد و هم یک کالای اقتصادی.   که پشت آن، دانش بومی، مهارت، هویت، داستان و تاریخ وجود دارد.

زمانی که این محصول به بازار مناسب دسترسی پیدا کند، می‌تواند برای تولیدکننده درآمد ایجاد کند، اشتغال محلی به وجود آورد و در عین حال بخشی از فرهنگ را زنده نگه دارد.

گردشگری فرهنگی نیز نمونه دیگری از همین پیوند است. بناهای تاریخی، آیین‌ها، غذاهای محلی، موسیقی، پوشش، معماری، صنایع‌دستی و سبک زندگی می‌توانند بخشی از اقتصاد گردشگری را تشکیل دهند.

البته نمیتوان و شایسته نیست که گردشگری را به اشتغال و رونق اقتصادی تقلیل دهیم که مساله دارای ابعاد فرهنگی و اجتماعی بسیار مهمی است.

توسعه گردشگری زمانی به تاب‌آوری کمک می‌کند که منافع آن در جامعه محلی توزیع شود، منابع فرهنگی تخریب نشوند و هویت محلی به یک کالای صرفاً نمایشی تبدیل نشود.

یکی دیگر از ابعاد مهم، اقتصاد محلی و منطقه‌ای است

جوامعی که بخشی از نیازهای خود را با استفاده از ظرفیت‌های داخلی تأمین می‌کنند، در شرایط بحران معمولاً گزینه‌های بیشتری برای سازگاری دارند. حمایت از تولیدکننده محلی، خرید مسئولانه، توسعه زنجیره‌های ارزش منطقه‌ای و تقویت مشاغل کوچک، می‌تواند به گردش درآمد در داخل جامعه کمک کند. در چنین الگویی، فرهنگ محلی بخشی از زیرساخت اقتصاد محلی می‌شود.

از سوی دیگر، فناوری دیجیتال فرصت تازه‌ای برای پیوند فرهنگ با اقتصاد ایجاد کرده است. امروزه یک هنرمند، طراح، نویسنده، تولیدکننده صنایع‌دستی یا کارآفرین فرهنگی می‌تواند محصولات خود را به بازارهایی بسیار بزرگ‌تر از محدوده جغرافیایی محل زندگی خود عرضه کند. پلتفرم‌های دیجیتال، تجارت الکترونیک، شبکه‌های اجتماعی و اقتصاد محتوا می‌توانند موانع ورود به بازار را برای بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک کاهش دهند.

بعد دیگر، اشتغال جوانان است. یکی از مهم‌ترین آزمون‌های تاب‌آوری فرهنگی، توانایی جامعه در ایجاد افق اقتصادی برای نسل جوان است.

جوانی که امکان یادگیری، کار، کسب درآمد، تجربه‌آموزی و مشارکت داشته باشد، رابطه فعال‌تری با جامعه برقرار می‌کند. در مقابل، بیکاری طولانی‌مدت می‌تواند امید به آینده، احساس تعلق و اعتماد اجتماعی را تضعیف کند. از این رو، سیاست‌های اشتغال باید با سیاست‌های فرهنگی و اجتماعی هماهنگ باشند.

زنان نیز بخش مهمی از این منظومه اقتصادی هستند. توانمندسازی اقتصادی زنان می‌تواند درآمد خانوار را افزایش دهد، استقلال مالی را تقویت کند و مشارکت اجتماعی را گسترش دهد. مشاغل خانگی، کسب‌وکارهای کوچک، صنایع‌دستی، خدمات تخصصی و فعالیت‌های دیجیتال، در صورت برخورداری از آموزش و دسترسی به بازار، می‌توانند به ظرفیت‌های مهم اقتصاد خانواده و اقتصاد محلی تبدیل شوند.

در سطح کلان، این نگاه ما را به مفهوم سرمایه فرهنگی هدایت می‌کند. سرمایه فرهنگی فقط چیزی نیست که در موزه‌ها نگهداری شود.

بخشی از آن در مهارت‌ها، زبان، دانش بومی، اعتماد، هنر، شیوه‌های همکاری، حافظه تاریخی و خلاقیت جامعه زندگی می‌کند. این سرمایه می‌تواند بر بهره‌وری، نوآوری، کیفیت نیروی انسانی و ظرفیت رقابت اقتصادی اثر بگذارد.

در نتیجه، رابطه فرهنگ و اقتصاد یک رابطه یک‌طرفه نیست. فرهنگ بر اقتصاد اثر می‌گذارد و اقتصاد نیز فرهنگ را شکل می‌دهد.

اگر اقتصاد فرصت ایجاد کند، امکان مشارکت فرهنگی، آموزش، خلاقیت و توسعه اجتماعی بیشتر می‌شود. اگر فرهنگ نیز اعتماد، مسئولیت‌پذیری، آینده‌نگری و خلاقیت تولید کند، محیط اقتصادی برای رشد پایدار آماده‌تر خواهد شد.

سیمای اقتصادی تاب‌آوری فرهنگی را باید در همین نقطه جست‌وجو کرد: در توانایی جامعه برای تبدیل سرمایه‌های انسانی و فرهنگی به ظرفیت‌های اقتصادی، بدون از دست دادن هویت و انسجام خود. این دیدگاه، تاب‌آوری را صرفاً واکنشی به بحران نمی‌داند؛ آن را یک ظرفیت پیش‌نگر برای ساختن آینده تلقی می‌کند.

جامعه‌ای تاب‌آور است که پیش از وقوع بحران، مهارت، اعتماد، دانش، شبکه اجتماعی، اقتصاد محلی و زیرساخت فرهنگی خود را تقویت کرده باشد.

بنابراین، مسیر «از فرد تا فرهنگ، از فرهنگ تا اقتصاد» یک شعار ساده نیست؛ یک چارچوب برای بازاندیشی در توسعه است. فرد توانمند، فرهنگ توانمند می‌سازد و فرهنگ توانمند، ظرفیت خلق ارزش اقتصادی دارد. اقتصاد قدرتمند نیز باید دوباره در خدمت انسان، خانواده، جامعه و فرهنگ قرار گیرد. این چرخه می‌تواند از یک فرد آغاز شود و در سطح خانواده، مدرسه، محله، سازمان، شهر و کشور گسترش یابد.

در این نگاه، توسعه اقتصادی بدون توسعه انسانی پایدار نیست، توسعه فرهنگی بدون پشتوانه اقتصادی شکننده است و توسعه اجتماعی بدون سرمایه فرهنگی ماندگار نمی‌ماند. بنابراین، آینده سیاست‌گذاری در حوزه تاب‌آوری فرهنگی نیازمند پیوند میان اقتصاد، آموزش، فرهنگ، اشتغال، سواد مالی، کارآفرینی، فناوری و سرمایه اجتماعی است.

سیمای اقتصادی تاب‌آوری فرهنگی در نهایت تصویری از جامعه‌ای است که می‌تواند از داشته‌های خود برای ساختن آینده استفاده کند. جامعه‌ای که فرد را توانمند می‌کند، فرهنگ را زنده و پویا نگه می‌دارد و ظرفیت‌های فرهنگی را به ارزش اقتصادی، اشتغال و فرصت تبدیل می‌کند، در برابر بحران‌ها انعطاف‌پذیرتر خواهد بود. چنین جامعه‌ای نه در گذشته متوقف می‌شود و نه در برابر آینده منفعل می‌ماند؛ گذشته را می‌شناسد، حال را مدیریت می‌کند و آینده را می‌سازد.

از این منظر، اقتصاد مقصد نهایی فرهنگ نیست و فرهنگ نیز حاشیه اقتصاد محسوب نمی‌شود.
این دو در یک چرخه متقابل قرار دارند. فرهنگ به اقتصاد معنا، اعتماد و هویت می‌دهد و اقتصاد می‌تواند منابع لازم برای حفظ، توسعه و بازتولید فرهنگ را فراهم کند. هرچه این رابطه هوشمندانه‌تر، عادلانه‌تر و آینده‌نگرانه‌تر طراحی شود، امکان شکل‌گیری جامعه‌ای پایدارتر و توانمندتر افزایش می‌یابد.

«از فرد تا فرهنگ، از فرهنگ تا اقتصاد» در همین معنا، مسیری برای تبدیل سرمایه انسانی به سرمایه فرهنگی و تبدیل سرمایه فرهنگی به فرصت‌های اقتصادی است؛ مسیری که می‌تواند به تقویت اشتغال، کارآفرینی، اقتصاد محلی، اقتصاد خلاق، سواد مالی، سرمایه اجتماعی و توسعه پایدار منجر شود. این رویکرد نشان می‌دهد که برای ساختن اقتصادی تاب‌آور، لازم است از انسان و فرهنگ آغاز کنیم و برای ساختن فرهنگی تاب‌آور، باید به معیشت، فرصت، عدالت و آینده اقتصادی مردم نیز توجه داشته باشیم.

پایان و فرجام سخن اینکه تاب‌آوری فرهنگی زمانی به یک قدرت واقعی برای جامعه تبدیل می‌شود که در زندگی اقتصادی مردم حضور داشته باشد. فرهنگ باید بتواند به مهارت، مهارت به کار، کار به درآمد، درآمد به امنیت، امنیت به امید و امید به مشارکت تبدیل شود. این زنجیره همان نقطه‌ای است که فرد، فرهنگ و اقتصاد را به یکدیگر پیوند می‌دهد و امکان می‌دهد توسعه از سطح انسان آغاز شود و به ساختن جامعه‌ای توانمند، خلاق و آینده‌نگر برسد.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا