مثلث فشار؛ بازخوانیِ «اقتصادِ زنجیرهای» در عصر عدم قطعیت
فرضعلی سالاری؛ کنشگر برنامهریزی و توسعه منطقهای
تلهی «ریسک سیستماتیک»؛ چرا اقتصاد دیگر خطی نیست؟
اقتصاد امروز ایران دیگر با منطقِ «خطی» و سنتی قابل مدیریت نیست. ما در وضعیتی قرار داریم که ادبیات مدیریت از آن با عنوان «ریسک سیستماتیک» یاد میکند؛ نقطهای که در آن متغیرهای لجستیکی، انرژی و پولی به صورت حلقههای یک زنجیره، یکدیگر را تشدید میکنند.
وقتی آسمان بر روی تجارتِ هوایی بسته میشود، بازار ارز نه یک شاخصِ منفرد، بلکه آینهی تمامنمایِ فشار بر تمام زنجیرههای تولید و توزیع کشور میشود. پرسش بنیادین اینجاست: چگونه باید از این «مثلث فشار» عبور کرد؟
۱. مثلث بحران: از گسست لجستیک تا شوک معیشت
بحران کنونی یک پدیدهی زنجیرهای است که از سه ضلع به همپیوسته تغذیه میکند:
گسست در زنجیره تأمین (تحریم هوایی): تحریمهای هوانوردی صرفاً محدودیت تردد نیستند، بلکه مانعی استراتژیک در شریانهای تأمین قطعات و مواد اولیه به شمار میروند. این وضعیت مستقیماً به «تورم هزینهای» و افزایش بهای تمامشده کالاها منجر میشود.
ابهام در درآمدها (چالش نفت):
نفت، پیشران نقدینگی ارزی است. تحریمهای بانکی، «قابلیت پیشبینیپذیری» درآمدهای ارزی را ربوده و سیاستگذار پولی را در مهار بازار ارز دچار تعلل کرده است.
مکانیسم انتقال اثر (شوک عرضه و قیمت): در نهایت، این نارساییها در بازار ارز تخلیه میشوند. جهش نرخ ارز فقط یک نوسان عددی نیست؛ یک «شوک عرضه» است که مستقیماً قدرت خرید دهکهای متوسط و پایین جامعه را هدف قرار میدهد.
۲. نقشه راه؛ از تحلیل تا اقدامِ ساختاری
برای خروج از این بنبستِ زنجیرهای، اتخاذ رویکردی چندلایه و ساختاریافته در چهار سطح ضروری است:
الف) دیپلماسی سیاسی (گذر از آسمان به زمین):
تمرکززدایی از کانالهای سنتی حملونقل، فعالسازی کریدورهای ترانزیتی ریلی و زمینی، و توسعه پیمانهای پولی دوجانبه برای خنثیسازی تحریمهای بانکی و لجستیکی
ب) سیاستگذاری اقتصادی (اولویتبندی منابع):
اصلاح تخصیص ارز و مقدم دانستن تأمین «مواد اولیه و کالاهای واسطهای» بر سایر مصارف، جهت جلوگیری از رکود و توقف چرخ تولید.
ج) مدیریت عملیاتی (تابآوری و شفافیت): بومیسازی فوری قطعات استراتژیک از طریق شرکتهای دانشبنیان و ایجاد سامانههای پایش لحظهای برای جلوگیری از سوداگری و احتکار در زنجیره توزیع.
د) مسئولیت اجتماعی (اعتماد):
شفافسازی و ارتباط صادقانه دولت با مردم. اقتصاد مقاومتی و شرایط سخت، بدون همراهی عمومی و روایت واقعبینانه از محدودیتها به نتیجه نمیرسد؛ «اقتصاد جنگی» نیازمند سرمایه اجتماعی است.
بحرانِ موجود، بیش از آنکه یک بنبستِ مطلق باشد، آزمونی بزرگ برای ارزیابی «تابآوری ملی» است. عبور از این گردنه نیازمند تمرکززدایی از مدیریت بحران و میدان دادن به کنشگران و متخصصان منطقهای است تا با بهرهگیری از ظرفیتهای محلی، مانع از توقف چرخهای تولید شوند. توسعه منطقهای، کلیدِ اصلیِ بقا و اقتدار اقتصادی در روزهای سخت است.
