کد خبر: ۱۷۰۲۰۱80854
  لینک کوتاه:
عصر انقراض (طنز)

مهاجران ماکارونی هم زیاد می‌خورند؟ (طنز)

راضیه حسینی

«روزنامه اصولگرا با دفاع از گران شدن نان:۱۰  میلیون مهاجر در کشور هستند که نان دولتی می‌خورند. مصرف آن‌ها بیش از مردم خودمان است.»

واقعاً احسنت به این همه دقت. الان اگر یک چاقو و میوه دست‌مان بود، از خود بی‌خود می‌شدیم و انگشت‌مان را قطع می‌کردیم. چطور می‌شود فهمید ده میلیون مهاجر چقدر نان می‌خورند؟ پیشرفته‌ترین کشورهای دنیا هم نمی‌دانند مهاجران‌شان هر روز چقدر نان می‌خورند.

کاش به ما می‌گفتید چطور این همه اطلاعات به دست آورده‌اید. مثلاً گروهی مأمور دنبال کردن مهاجرانند؟ صبح تا شب همه خریدهای‌شان را در یک دفترچه محرمانه می‌نویسند و آخر شب برای مافوق می‌خوانند:

«ساعت هفت صبح مهاجر موردنظر به نانوایی رفت. او چهار عدد نان خرید؛ در صورتی‌که بغل‌دستی ایرانی‌اش فقط دو عدد خرید. بعد به سوپری محل رفت. یک بسته پنیر سفید ایرانی خرید. در صورتی‌که فرد ایرانی اصلاً به سوپری نرفت و مستقیم به طرف خانه حرکت کرد.

ساعت یازده صبح همسر مهاجر برای خرید سبزی بیرون آمد. وی یک بسته جعفری، (قربان این را کمی شک داریم نمی‌دانیم جعفری بود یا گشنیز) یک بسته شوید و در کمال تعجب دو بسته ریحان خرید.

ولی همسر ایرانی اصلاً از در خانه بیرون نیامد. اما مهم‌ترین و دردناک‌ترین مسأله، ساعت نه شب اتفاق افتاد. مهاجر مورد نظر در راه برگشت به خانه، یک بسته ماکارونی، و شاید باورتان نشود یک ماست کم‌چرب هم خرید!

قربان به نظر، مهاجران در کشور ما دارند زیادی خوش می‌گذرانند. همین‌طوری پیش برویم ممکن است فردا، پس‌فردا، گوجه و تخم‌مرغ هم بخرند. پیشنهاد ما این است که قیمت‌ها بالا برود تا حساب کار دست‌شان بیاید.»

ما که نمی‌دانیم در گزارش‌ها چه آمده ولی احتمالاً مهاجران، روغن هم زیادی مصرف می‌کنند. همین‌طور برنج ایرانی، مرغ، گوشت، ماهی، لبنیات، انواع سوخت‌ وانرژی‌ها، لوازم خانگی ایرانی، خودروی ایرانی و…

ببخشید فضولی نباشد. فقط جهت کنجکاوی می‌‌خواهیم بدانیم، در گزارش‌ها اشاره‌ای به استفاده زیاد این عزیزان از الاغ نشده؟ چون طبق خبری تازه قیمت الاغ هم افزایش پیدا کرده. می‌گویند قیمت شیر این حیوان لیتری ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان است.

حتماً این هم کار مهاجران است. وگرنه الاغ‌های ما قبلاً خیلی ارزان‌تر از این حرف‌ها بودند. ما چند روز پیش یک الاغ دیدیم طوری راه می‌رفت انگار اسب مسابقه است.

آن‌قدر سرش بالا بود که زیر پایش را ندید. آخرش هم بیچاره با مخ خورد زمین. آن‌قدر محکم افتاد که وقتی بلند شد عوض عرعر، ماما می‌کرد.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا