فاطمه وثوقی؛ دانشجوی دکتری منابع آب
آب را تا زمانی که در دسترس است، اغلب بدیهی میدانیم؛ شیر را باز میکنیم، زمین را آبیاری میکنیم و چرخ تولید را به حرکت درمیآوریم، بیآنکه همیشه به این پرسش فکر کنیم که آیا منابع آب توان پاسخگویی به این میزان مصرف را دارند یا نه.
اما زمانی که خشکسالی تداوم مییابد، سطح آبهای زیرزمینی کاهش پیدا میکند و تأمین آب دشوارتر میشود، روشن میشود که مسئله فقط کمبود آب نیست؛ بلکه میزان آمادگی ما برای مواجهه با این شرایط و کیفیت تصمیمهایی است که درباره منابع آب میگیریم. در چنین وضعیتی، «تابآوری آبی» به ضرورتی راهبردی برای آینده کشور تبدیل میشود.
تابآوری آبی به معنای توانایی جامعه، نظام مدیریتی و بخشهای اقتصادی برای پیشبینی و مدیریت تنشهای آبی، کاهش خسارتهای ناشی از بحران و حفظ پایداری منابع در بلندمدت است.
این مفهوم، نگاه ما را از پرسش همیشگی «چگونه آب بیشتری تأمین کنیم؟» به پرسشی بنیادیتر تغییر میدهد: «چگونه با منابع محدود آب، عاقلانهتر تصمیم بگیریم و پایدارتر توسعه پیدا کنیم؟» این تغییر نگاه، نقطه آغاز عبور از مدیریت مقطعی بحران به حکمرانی هوشمند و پایدار آب است.
در کشوری مانند ایران که بخشهای گستردهای از آن با اقلیم خشک و نیمهخشک مواجهاند، نمیتوان تمام ابعاد بحران آب را به کاهش بارندگی و تغییرات اقلیمی نسبت داد. نحوه تخصیص منابع، الگوی توسعه، شیوه بهرهبرداری از آبهای زیرزمینی و کیفیت سیاستگذاری نیز در تشدید یا کاهش بحران نقش دارند.
خشکسالی پدیدهای طبیعی است، اما میزان آسیبپذیری جامعه در برابر آن تا حد زیادی به تصمیمهای انسانی وابسته است. هنگامی که برداشت از منابع آب زیرزمینی از ظرفیت تجدید آنها فراتر میرود یا توسعه فعالیتهای اقتصادی بدون توجه کافی به توان آبی مناطق ادامه مییابد، هر دوره خشکسالی میتواند خسارتهای عمیقتر و ماندگارتری به همراه داشته باشد.
در این میان، حفاظت از آبخوانها و اصلاح الگوی مصرف در بخش کشاورزی اهمیت ویژهای دارد. افزایش بهرهوری آبیاری و استفاده از فناوریهای نوین ضروری است، اما این اقدامات بهتنهایی تضمینکننده کاهش مصرف آب نیستند. اگر افزایش بهرهوری به گسترش سطح زیرکشت و برداشت بیشتر از منابع منجر شود، فشار بر آبخوانها همچنان ادامه خواهد یافت.
بنابراین، اصلاح الگوی کشت، کنترل برداشت، متناسبسازی فعالیتهای کشاورزی با ظرفیت هر حوضه آبریز و حمایت از معیشت کشاورزان باید بهصورت همزمان دنبال شوند. مدیریت پایدار آب زمانی محقق میشود که حفاظت از منابع طبیعی و امنیت اقتصادی بهرهبرداران در کنار یکدیگر قرار گیرند.
بااینحال، تابآوری آبی صرفاً مسئولیت کشاورزان یا شهروندان نیست؛ بلکه پیش از هر چیز به کیفیت حکمرانی آب وابسته است. تصمیمگیری درباره توسعه شهرها، استقرار صنایع و تخصیص منابع باید بر پایه ارزیابی دقیق ظرفیت آبی مناطق انجام شود.
همچنین، مدیریت منابع در مقیاس حوضههای آبریز، دسترسی به اطلاعات معتبر، شفافیت در تصمیمگیری و مشارکت واقعی جوامع محلی میتوانند زمینه اجرای مؤثرتر سیاستهای آبی را فراهم کنند. نمیتوان از مردم انتظار صرفهجویی داشت، اما در تصمیمهای کلان توسعهای، محدودیت منابع آب را نادیده گرفت.
از سوی دیگر، تابآوری مستلزم عبور از رویکرد واکنشی و حرکت به سوی مدیریت پیشگیرانه است. تدوین برنامههای آمادگی برای خشکسالی، تقویت نظام پایش منابع، کنترل اضافهبرداشت از آبخوانها، کاهش هدررفت آب و حفاظت از رودخانهها و تالابها باید پیش از رسیدن به شرایط اضطراری در دستور کار قرار گیرند.
جامعه تابآور جامعهای نیست که هرگز با بحران مواجه نشود؛ بلکه جامعهای است که بحران را زودتر تشخیص میدهد، آسیبپذیری خود را کاهش میدهد و از تجربههای گذشته برای تصمیمگیری بهتر استفاده میکند.
در نهایت، تابآوری آبی به معنای تسلیمشدن در برابر کمآبی نیست؛ بلکه به معنای بازنگری در شیوه مصرف، تولید و توسعه بر اساس واقعیتهای طبیعی است.
آینده امنیت آبی کشور تنها به میزان بارش یا حجم منابع موجود وابسته نیست، بلکه به کیفیت تصمیمهایی بستگی دارد که امروز درباره آب میگیریم. تا زمانی که برنامههای توسعه با ظرفیت واقعی منابع آب سازگار نشوند، مدیریت بحران بهتنهایی راهگشا نخواهد بود.
گذار از بحران به تابآوری، مستلزم آن است که آب را نه منبعی نامحدود برای پاسخگویی به تقاضاهای فزاینده، بلکه سرمایهای راهبردی برای حفظ زندگی، پایداری سرزمین و حقوق نسلهای آینده بدانیم







