دلار: 188,600 تومان
یورو: 216,110 تومان
پوند انگلیس: 255,070 تومان
درهم امارات: 52,071 تومان
یوان چین: 27,910 تومان
دینار بحرین: 501,420 تومان
دینار کویت: 610,480 تومان
ریال عربستان: 50,226 تومان
دینار عراق: 141.9 تومان
لیر ترکیه: 4,045 تومان
ین ژاپن: 116,402 تومان
طلا 18 عیار: 18,253,400 تومان
انس طلا: 755,850,334 تومان
مثقال طلا: 79,032,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,326,500 تومان
طلا دست دوم: 18,001,795 تومان
نقره 925: 334,841 تومان
سکه گرمی: 28,000,000 تومان
نیم سکه: 94,860,000 تومان
ربع سکه: 53,670,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 180,630,000 تومان
آلومینیوم: 599,446,240 تومان
مس: 2,558,204,348 تومان
سرب: 352,998,848 تومان
نیکل: 3,231,685,518 تومان
قلع: 10,110,846,000 تومان
روی: 675,395,460 تومان
گاز طبیعی: 544,488.2 تومان
بنزین: 619,965.9 تومان
نفت خام: 14,925,804 تومان
گازوییل: 221,461,664 تومان
نفت اپک: 15,727,354 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 188,600 تومان
یورو: 216,110 تومان
پوند انگلیس: 255,070 تومان
درهم امارات: 52,071 تومان
یوان چین: 27,910 تومان
دینار بحرین: 501,420 تومان
دینار کویت: 610,480 تومان
ریال عربستان: 50,226 تومان
دینار عراق: 141.9 تومان
لیر ترکیه: 4,045 تومان
ین ژاپن: 116,402 تومان
طلا 18 عیار: 18,253,400 تومان
انس طلا: 755,850,334 تومان
مثقال طلا: 79,032,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,326,500 تومان
طلا دست دوم: 18,001,795 تومان
نقره 925: 334,841 تومان
سکه گرمی: 28,000,000 تومان
نیم سکه: 94,860,000 تومان
ربع سکه: 53,670,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 180,630,000 تومان
آلومینیوم: 599,446,240 تومان
مس: 2,558,204,348 تومان
سرب: 352,998,848 تومان
نیکل: 3,231,685,518 تومان
قلع: 10,110,846,000 تومان
روی: 675,395,460 تومان
گاز طبیعی: 544,488.2 تومان
بنزین: 619,965.9 تومان
نفت خام: 14,925,804 تومان
گازوییل: 221,461,664 تومان
نفت اپک: 15,727,354 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 14109910867
بانک و بیمهروزنامه

اثر اعمال محدودیت بر ترازنامه بانک‌ها در کنترل نقدینگی

فریده خدادادی

دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی

اقتصاد ایران طی دهه­های گذشته همواره با رشدهای بالا و مستمر نقدینگی مواجه بوده است؛ به گونه‌اي که رشد متوسط سالانه نقدينگي بلندمدت طی سال­های 1340 تا 1399 در حدود 30 درصد بوده است.. عامل اصلی رشد نقدينگي در سال‌هاي مختلف رشد پايه پولي قلمداد شده و رشد ضريب فزاينده نقدينگي سهم کمتري از رشد نقدينگي را به خود اختصاص داده است. در اين تحليل­ با پيش فرض گرفتن برونزايي پول (بر اساس رويکرد ضريب فزاينده نقدينگي و ذخيره­گيري جزئي) و بدون توجه به نقش بانک‌ها، رفتار مالی دولت (به واسطه ناترازي­هاي بودجه­اي و سلطه مالي) به عنوان عامل اصلی رشد پایه پولی و به تبع آن نقدینگی معرفی شده است. هرچند تحليل فوق مي­تواند رشد نقدينگي در مقاطعي از تاريخ اقتصاد ايران را توضيح دهد، نکته­اي که همواره در تحليل و بررسي علل رشد نقدينگي در اقتصاد ايران مغفول مانده است، درونزايي پول، خلق پول بانک‌ها و نقش غيرقابل انکار آنها در افزايش حجم نقدينگي در سال­هاي اخير بوده است.

واقعيت اين است که بانک‌ها صرفاً به عنوان يک واسطه‌گر مالي ساده عمل نمي‌کنند که تنها دريافت‌کنندگان پس‌انداز خانواها و بنگاه‌ها باشند و در مقابل به آنها تسهيلات دهند. به عبارت ديگر، پس‌انداز به خودي خود نمي‌تواند منجر به افزايش سپرده‌ها يا وجوه در دسترس براي بانک به منظور وام‌دهي شود. در عمل بانک‌ها از طريق اعطاي تسهيلات اقدام به خلق پول به شکل انواع سپرده­هاي ديداري و مدت­دار مي‌کنند. از اين رو، اين تصور که بانک مرکزي بر عرضه پول کنترل کامل دارد، دور از واقعيت است و بانک مرکزي به طور دقيق نمي‌تواند ميزان تسهيلات و سپرده‌ها در اقتصاد را از طريق کنترل پايه پولي تعيين کنند.

در سه دهه اخیر توسعه بخش اسمي اقتصاد و گسترش امکان خلق پول بانک‌ها از طريق افزايش تعداد بانک‌هاي خصوصي سبب شد بانکداري به فعاليتي تبديل شود که هر نهاد يا گروه با بهره­برداري از فقدان کنترل بر خلق پول بانکها، از مزاياي تاسیس بانک و در اختيار داشتن قدرت خلق پول بهره­مند شود. بر اين اساس است که علي‌رغم تلاش دولت و بانک مرکزي بر کنترل کل­هاي پولي در سال­هاي اخير، باز هم روند افزايش نقدينگي به حرکت خود ادامه داده، به طوری که رشد متوسط سالانه حجم نقدينگي طی سال­های 1367 تا 1399 معادل 7/26 درصد بوده و حجم نقدینگی در شش ماه اول سال 1399 به رقم 9/28958 هزار میلیار ریال رسیده است

علاوه بر اين، مطالعه روند نسبت تسهيلات به سپرده‌ها در شبکه بانکي (پس از کسر ذخاير قانوني و وجوه نقد در صندوق بانک‌ها) طي سال‌هاي اخير نشان‌دهنده آن است که به دليل تشديد مشکلات ترازنامه‌اي و تنگناي اعتباري بانک‌ها از يک طرف و همچنين رکود حاکم بر بخش حقيقي اقتصاد از طرف ديگر، نسبت مذکور روندي نزولي داشته و در سال 1397 به کمترين ميزان خود طي سال‌هاي اخير (6/70 درصد) کاهش يافته است. روند نسبت مذکور به خوبي بيانگر غيرچرخشي بودن دارايي‌هاي بانک‌ها و کاهش توان تسهيلات‌دهي شبکه بانکي است. اين امر در حالي است که با توجه به مشکلات نظام بانکي، بدهي بانک‌ها به بانک مرکزي نيز طي سال‌هاي اخير با رشدي فزاينده افزايش يافته و اتکاي بانک‌ها به منابع بانک مرکزي فزوني يافته است.

در مجموع ملاحظه می­شود به واسطه ماهیت درونزای پول، بانک مرکزی توفیق قابل توجهی در کنترل رشد کل­های پولی از طریق کنترل رشد پایه پولی و اجزای آن نداشته است (شواهد آماری طی دهه­های اخیر این امر را مورد تایید قرار می­دهد)؛ به طوری که اعتبار سیاست­های پولی بانک مرکزی با چالش مواجه شده و اقتصاد در معرض تهدیدهای مستمر تورمی و بی­ثباتی­های پولی و مالی قرار گرفته است. علاوه بر این، علی‌رغم رشد بالای نقدینگی و سهم بالای تسهیلات پرداختی شبکه بانکی در تامین مالی اقتصاد، انبساط بخش اسمی اقتصاد منجر به رشد همگام در بخش حقیقی اقتصاد نبوده است. رشدهای بالای نقدینگی و گسست پدیدآمده میان بخش اسمی و حقیقی اقتصاد در کنار نقش بانک مرکزی در مدیریت نظام پولی و بانکی، بازنگری اساسی در بانک مرکزی و بانکداری مرکزی در اقتصاد ایران را در چارچوب ارزش‌ها و اهداف اقتصاد اسلامی ضروری نموده است. روشن است که تحول در حوزه بانکداری مرکزی و گذار از وضع موجود به وضع مطلوب (بانکداری مرکزی اسلامی)، بدون توجه و اصلاح بسترهای نهادی نظام پولی (پول و بانک) میسر نخواهد بود.

با توجه به چالش‌هاي موجود نظام بانکداري در ايران و انطباق نداشتن آن با روح حاکم بر بانکداري اسلامي، ملاحظه مي‌شود که ماحصل عملکرد نظام بانکي کشور نه تنها کمک چنداني به رشد توليد و ارتقاي بخش حقيقي اقتصاد نکرده است، بلکه خود به عنوان بستري براي انحراف منابع مالي به سمت فعاليت‌هاي غيرمولد عمل کرده و در عمل به يکي از مهمترين چالش‌هاي اقتصاد ايران (از طريق انباشت حجم بالاي نقدينگي و تداوم تورم‌هاي دو رقمي) تبديل شده است. از اين رو، تنها راه رهايي اقتصاد کشور از معضلات فعلي در نظام بانکي، اصلاح ساختاري نظام بانکي و در پي آن اصلاح بانکداري مرکزي و بانک مرکزي بر مبناي ارزش‌ها و تفکر اسلامي است.

در خصوص اصلاحات پولی و انتقال از سیستم بانکداری متعارف به سیستمی جایگزین یا بانکداری مطلوب (که  از منافع بیشتری برای عموم جامعه برخوردار و معایب و اشکالات بانکداری متعارف را نداشته باشد) ایده­ها و الگوهای مختلفی می­توان ارائه کرد.

برای نمونه، برای حذف یا محدود کردن قدرت خلق پول بانک‌ها می­توان از طریق ذخیره­گیری کامل (ذخیره قانونی 100 درصد) اقدام به این کار کرد که مهمترین رویکردهای آن عبارت است از: طرح شیکاگو، پول مثبت، بانکداری محدود و بانکداری با هدف محدود

رویکرد­های مختلف بانکداری با ذخیره­گیری کامل ویژگی­های مشترکی دارد که برخی از آنها به این شرح است:‌

  •  در بانکداری با ذخیره­گیری کامل وظایف پولی و اعتباری سیستم بانکی از یکدیگر تفکیک می‌شود.
  •     خلق پول به طور متمرکز در اختیار یک نهاد عمومی مستقل، دولت یا بانک مرکزی است. (البته دیدگاه مکتب اتریش متفاوت است).
  •   در این رویکرد دولت مقدار پول را کنترل می‌کند.
  •      بیمه سپرده‌ها حذف می‌شود.
  •         بانک‌ها واسطه‌گر واقعی وجوه هستند که خود پولی (از هیچ) خلق نمی‌کنند، بلکه ابتدا قرض گرفته و سپس قرض می‌دهند.
  •       پول مورد نیاز اقتصاد بر اساس قاعده رشد پول و یا صلاحدید بانک مرکزی یا دولت عرضه می­شود. از این رو، ورود پول جدید یا خروج پول از اقتصاد وابسته به مخارج یا مالیات‌های دولت است.
  •       بانک‌ها این پول جدید را براساس قواعد اعتباری مشخص به بخش‌های حقیقی اقتصاد هدایت می‌کنند.
  •        در این رویکرد گسترش تورمی اعتبار وجود ندارد، اما همچنان انگیزه سودآوری بانک‌ها وجود دارد.

با توجه به الگوي فوق و رويکرد ذخيره‌گيري کامل، عملاً تسهيلات‌دهي بانک‌هاي تجاري متوقف مي‌شود اما بانک‌هاي سرمايه‌گذاري مي‌توانند صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري را به پروژه‌هاي مختلفي کاناليزه و با انتشار اوراق (متصل به سرمايه‌گذاري) يا سهام، آن را در بازار مبادله کنند. در الگوي ارائه‌شده، مقدار پول مستقل از مقدار اعتبار است؛ از اين رو، مي‌توان اين دو را به طور جداگانه کنترل کرد. پول را مي‌توان به طور مستقيم از طريق قاعده رشد پولي کنترل کرد. علاوه بر اين، کنترل رشد اعتبارات ساده‌تر خواهد بود چراکه بانک‌ها ديگر قادر نخواهند بود (به صورت فعلي) براساس منافع مالي و منفعت خود، اعتبار و سپرده ایجاد و مزايا و منافع فوق‌العاده‌اي را براي خود کسب کنند. در عوض، بانک‌ها به آنچه امروزه بسياري به اشتباه  گمان می‌کنند وجود دارد (واسطه‌گر‌ مالي خالص) تبديل خواهند شد. در راه حل ارائه‌شده بانک‌ها قبل از اينکه قادر به قرض دادن باشند، دريافت‌کننده منابع مالي از خارج از بانک هستند. از اين رو با توجه به رويکرد بانک‌ها به ريسک اعتباري، توانايي آنها براي ايجاد چرخه‌هاي تجاري و مخاطرات ناشي از آن نيز کاهش مي‌يابد.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا