ارتقاء تابآوری جوامع محلی
ارتقاء تابآوری جوامع محلی (Enhancing Community Resilience) به فرآیندی فراگیر، مشارکتی و پویا اطلاق میشود که طی آن یک جامعه محلی (اعم از محله، روستا، شهرک یا گروه جمعیتی با ویژگیهای مشترک) توانمندیها، ظرفیتها و منابع خود را به گونهای تقویت میکند که بتواند:
- پیشبینی و پیشگیری کند: خطرات بالقوه (مانند بحرانهای طبیعی، شوکهای اقتصادی، تغییرات اقلیمی، بحرانهای بهداشتی و آسیبهای اجتماعی) را شناسایی و اثرات منفی اولیه آنها را کاهش دهد.
- جذب و مقاومت کند: هنگام بروز شوک یا بحران، حداقل فروپاشی را در کارکردها، شریانهای حیاتی و زندگی روزمره تجربه کند.
- انطباق یابد و بازیابی شود: پس از بحران، با سرعت مناسب و اتکای حداکثری به ظرفیتهای درونی و شبکههای حمایتی، خدمات اساسی، سلامت روانی-اجتماعی و معیشت خود را احیا کند.
- تغییر و تکامل یابد («ساختن دوباره به شکلی بهتر»): صرفاً به وضعیت شکننده قبلی بازنگردد، بلکه از تجربیات بحران درس گرفته و ساختارها و سبک زندگی خود را برای مواجهه مؤثرتر با چالشهای آینده مقاومتر و پایدارتر کند.
ابعاد کلیدی ارتقاء تابآوری محلی را میتوان در قالب بخشهای مختلفی به شرح زیر توصیف کرد:
سرمایه اجتماعی و پیوندهای همسایگی به عنوان نخستین بعد، شامل تقویت اعتماد متقابل، حس تعلق، همبستگی، کار داوطلبانه و شبکههای غیررسمی یاریرسانی در میان اعضای جامعه است.
مشارکت و تصمیمگیری از پایین به بالا بعد مهم دیگری است که به توانمندسازی مردم بومی، زنان، جوانان و گروههای مختلف در شناسایی اولویتها و مشارکت مستقیم در برنامهریزیهای توسعهای و مدیریت بحران میپردازد.
تنوع و پایداری اقتصادی نیز با هدف کاهش وابستگی به یک منبع درآمد تکمحصولی، حمایت از کسبوکارهای خرد و خانگی و ایجاد صندوقهای اعتباری خرد محلی دنبال میشود.
حفظ و تقویت زیرساختها و محیطزیست شامل حفاظت از منابع آب، خاک، پوشش گیاهی، ساختوساز ایمن، دسترسی به انرژی و مقاومسازی امکانات عمومی مانند مدارس، مراکز درمانی و راهها است.
در نهایت، دانش و مهارتهای بومی بر لزوم ترکیب دانش سنتی و بومی جامعه با علوم روز در حوزههای امداد، بهداشت و سازگاری با تغییرات محیطی تأکید میکند.
به بیان پدر تاب آوری ایران دکتر محمدرضا مقدسی تقویت منابع و مشارکت مردمی، جوامع محلی را برای مقابله و سازگاری بهتر با بحران توانمند میسازد.
ارتقاء تابآوری جوامع محلی در مقابله با خشکسالی یکی از راهبردهای اساسی و آیندهنگر برای کاهش اثرات زیانبار این پدیده زیستمحیطی و اقتصادی است.
تجربیات جهانی موفق در زمینه ارتقاء تابآوری جوامع محلی در مقابله با خشکسالی نشان میدهد که رویکردهای جامع و مشارکتی، همراه با بهرهگیری از دانش بومی و فناوریهای مناسب، نقش کلیدی دارند.
برای نمونه، در منطقه «کُمِلی» کنیا، از جمله استراتژیهای موفق، ایجاد سازههای آبیاری قطرهای، احداث مخازن ذخیره آب و استفاده از روشهای حفظ رطوبت خاک است.
این اقدامات به همراه تشکیل صندوقهای اعتباری تعاونی برای حمایت مالی از کشاورزان و آموزشهای مرتبط باعث ارتقاء خودکفایی غذایی و کاهش وابستگی به کمکهای دولتی شده است. همچنین، تاکید بر مدیریت مشارکتی منابع آب و تقویت نهادهای محلی، زمینهساز پایداری بلندمدت شده است.
در منطقه «باله» در اتیوپی نیز روستاییان با ترکیب روشهای سنتی و علمی، تابآوری خود را در برابر خشکسالی افزایش دادهاند. آنها با جابجاییهای فصلی، مدیریت استراتژیک گلهها (شامل فروش پیشگیرانه و تنوع حیوانات مقاوم به خشکی) و کشت گیاهان مقاوم به خشکی با روشهای بینکشت، توانستهاند ضمن حفظ معیشت، اثرات خشکسالی را کاهش دهند(عمر عبداله ، 2024).
این نمونهها بیانگر اهمیت آگاهی محیطی، برنامهریزی بلندمدت و بهرهگیری از تنوع زیستی در مقابله با خشکسالی هستند.








